خانه » Posts tagged "چراغهایش"

شهر همه چراغ‌هایش روشن بود

نیم ساعت بود بالای بام ایستاده بودیم. از آن‌جا به خانه‌های مردم، خیابان‌ها، یک هواپیما و تک چراغ‌هایی که از روشنایی شهر دورتر بود نگاه کردیم. دوستم داشت می‌رفت خارج و می‌خواست قبل از رفتن بیاید بام. دور و برمان ساکت بود و شهر همه‌ی چراغ هایش روشن بود، انگار ... مشاهده ادامه

   تاریخ : دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۴   




عضویت در خبرنامهء خبر شهری