خانه » Posts tagged "توکل"

داستانک/ توکل به خدا

قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودند. عارفی از کوچه ای می گذشت. غلامی را دید که بسیار شادمان و خوشحال است . به او گفت چه طور در چنین وضعی می خندی و شادی می کنی ؟ جواب داد که من غلام اربابی هستم که چندین ... مشاهده ادامه

   تاریخ : جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۹۱   




عضویت در خبرنامهء خبر شهری