خانه » قصه و داستان » داستانک/ افطاری

داستانک/ افطاری

هر سال، شب چهارشنبه اول ماه رمضان توی یکی از سالن های بزرگ شهر، افطاری مفصلی می داد. ولی امسال... از چند روز قبل از موعد امسال، چشمش به پسرش بود ...

هر سال، شب چهارشنبه اول ماه رمضان توی یکی از سالن های بزرگ شهر، افطاری مفصلی می داد.

ولی امسال… از چند روز قبل از موعد امسال، چشمش به پسرش بود که این رسم هر ساله اش را به جا بیاورد و او به جای پدر که حالا ناتوان شده بود، افطار بدهد.

شب چهارشنبه اول ماه مبارک رسید و پسرش سنگ تمام گذاشت: افطاری مفصل، این بار در مسجد محل. همه آمده بودند و بعد از افطار برای شادی روحش فاتحه خواندند و رفتند.

پدر راضی شده بود.

پنج شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۱
بازدیدها 870
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 8929

Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری