خانه » سینما و فیلم » عطاران با چاشني مل بروكس و طعم وودي‌ آلن…

عطاران با چاشني مل بروكس و طعم وودي‌ آلن…

« لالايي عشق؛ براي يك كودك 40ساله... عطاران با چاشني مل بروكس و طعم وودي‌ آلن ...» عنوان نقدي است كه در كنار دو نقد ديگر در روزنامه شرق، درباره ...

« لالايي عشق؛ براي يك كودك 40ساله… عطاران با چاشني مل بروكس و طعم وودي‌ آلن …» عنوان نقدي است كه در كنار دو نقد ديگر در روزنامه شرق، درباره نخستين كار سينمايي رضا عطاران ” خوابم مي‌آد” به قلم محسن سيف نوشته شده است.

به گزارش ايسنا در اين مطلب مي‌خوانيم:

اولين تجربه سينمايي رضا عطاران را مي‌شود يك نوع كمدي- سوررئال كم‌سابقه در سينماي ايراني ارزيابي كرد. اين ويژگي در هر دو وجه محتوايي و ساختار بصري «خوابم مي‌آد‌» قابل ردگيري است. 40 سال زندگي و خاطره با روايت اول شخص را از زبان كسي مي‌شنويم كه همه تصاوير و حوادث اين 40 سال پرماجرا را در لحظه عبور از مرز زندگي مرور و نقل مي‌كند. درست از لحظه سقوط اتومبيل و درهم ريختن الگوي زمان زميني است كه رفت و برگشت در خاطرات سپري شده آغاز مي‌شود. با روايتي تداخلي و غيرخطي كه با پرش از جواني به كودكي و زمان حال همراه است.

انگار كه زندگي رضا از آخرين لحظه و در نقطه پايان آغاز مي‌شود. با شور و حرارت و هيجاني كه در حسي عاشقانه ريشه دارد قصه زندگي‌اش را شرح مي‌‌دهد. با سفر به گذشته‌هاي دور و نزديك كه با پرش و تداخل در زمان‌هاي متفاوت همراه است با حس تازه كشف شده عشق و بلوغ احساسي در آخرين فرصت‌هاي زندگي زميني، همه نشانه‌هاي نگراني و دلتنگي و اندوه از لحن كلام و آهنگ صدايش محو شده. در شرح كودكي و نوجواني و عاشقانه‌هاي ناكام دوران جواني اندوه پنهان در موسيقي كلامش را حتي در آن موقعيت‌هاي كميك و اتفاق‌هاي پر از سوءتفاهم‌ و خنده‌آور مي‌شود احساس كرد.

شرايط مضحك و مسخره‌اي كه از چشم يك ناظر بيروني، خيلي خنده‌دار به نظر مي‌رسد اما آهنگ صداي راوي را غمگين مي‌يابيم. اين دلتنگي و اندوه حتي در روايت دوران كودكي و شرح دوستي‌ها و دلبستگي‌هاي زلال و بي‌غل و غش آن روزگار هماهنگي دريغ‌آميز و اندوهبار دارد.

اگرچه در صحنه‌پردازي و تصويركردن اين شرايط، تعمد آگاهانه‌اي در خلق شخصيت‌ها و حوادث كميك و طنزآميز به كار رفته است. كودكي رضا و دختر سرهنگ با آن ميزان‌سن مضحك دست در دست و شانه به شانه رفتن در قاب «نوجواني مليحه» با آن شمايل فاقد جذابيت زنانه و سكانس ملاقات در رستوران و پارك و تصوير تازه و متفاوت «مليحه» در پوسته آرايشي كه حس تازه‌اي در «رضا» بيدار مي‌كند.

لرزيدن زمين و زلزله و نقش تعيين‌كننده ليوان چاي كه در اوج خلق يك موقعيت كمدي و تكرار آن در شرايط متفاوت آشنايي و آغاز دوستي با «شيرين» (مريلا زارعي)، با وجود طنز درخشان و ايجاد يك موقعيت ناب كمدي، لايه پنهان و غم‌انگيزي از جايگاه انساني و آرزوهاي سركوب شده «رضا»ي 40ساله و تداوم حيات پر از اندوه و حسرت او مي‌سازد. طنز تلخ و سياهي كه از يك اندوه نهفته و نگفته، موقعيت كمدي و خنده‌آوري ترسيم مي‌كند.

آرامش و هيجان و موسيقي سرشار از لذت و رضايت كلام رضا در اين فصل از روايت قصه همه دلتنگي‌هاي 40ساله زندگي را به فراموشي سپرده است. پر از حس و حال خوب و هيجاني عاشقانه است. آيا در اين فرصت كوتاه زير ثانيه، فرياد پر از اضطراب و دلشوره عاشقانه «شيرين» را شنيده است؟

اگر نشنيده بود اين لحن گرم و سرشار از حس رضايت و شادماني كشف عشق چگونه با آهنگ كلامش مي‌آميخت؟ رضا عطاران تلخ‌ترين داستان عمرش را با كنايه و طنز تعريف مي‌كند چون اين تنها زباني است كه از او باور دارند. سرتاسر «خوابم مي‌آد» پر از موقعيت‌هاي كميك و طنزآميزي است كه كاركرد روكش شيرين يك قرص تلخ را دارد. با خواب رفتن در نشئه اين طعم فريبنده، مجال نفوذ به عمق و درك اين زهرخند تلخ انساني- اجتماعي را پيدا نخواهيم كرد.

به عادت معهود در مناسبات انساني معاصر كه كمتر فرصت عميق شدن در حقيقت جهان پيرامون و جايگاه انساني خود را پيدا مي‌كنيم. «رضا» معلم فقير و رانده شده از متن مناسبات اجتماعي براي پيدا كردن موقعيت و مدار حركت و حضور خود در ساختار هستي، همه روش‌هاي فانتزي و خيال‌پردازانه را تجربه مي‌كند.

با خروج از دايره واقعيت‌ها مرز تخيل را پشت سر مي‌گذارد. عجيب نيست كه در سكانس‌هاي پراكنده‌اي از فيلم، وارد فضايي فانتزي و ماليخوليايي و مشابه با انواع فيلم‌هاي حادثه‌اي و تريلر به شيوه هاليوودي و حتي هندي مي‌شويم. صحنه‌هاي مربوط به آدم‌ربايي و مواجهه با گروه خلافكار در ساختار بصري كيفيتي هجوآميز و كپي‌سازي شده از آثار مشابه خارجي دارد. شوخي صندوق عقب و تصادف، داستان خواهر بيمار و جور كردن پول كليه و شوخي‌هاي پيوسته به آن هجو روابط انساني و ايثار در فيلم‌هاي هندي است.

شوخي جذاب و ريتميك پرهيز از لمس دست و انگشت دو نامحرم روي ميز رستوران، شوخي ريختن چاي و خيس شدن شلوار، رابطه خانوادگي و پدر و مادر رضا و مرور 40 سال تاريخ معاصر در چند پلان از دهه 50 تا سال 90 و… همه چيز نشانه‌هاي آشنايي از رضا عطاران محبوب مجموعه‌هاي تلويزيوني را در شكل و ساختاري بركنار از برخي شوخي‌هاي سخيف تلويزيوني دارد. خوشبختانه «رضا عطاران» «خوابم مي‌آد» هوشمندتر از آن است كه نيازي به شوخي‌هاي مستهجن داشته باشد.

«خوابم مي‌آد» اولين كمدي سياه ايراني است با رگه‌هايي از سوررئاليسم كه مستقل از ناتورئاليسم عبدالرضا كاهاني به نظر مي‌رسد.

یکشنبه ۴ تیر ۱۳۹۱
بازدیدها 1,170
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 7133

Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری