خانه » خانواده » وقتي توافقي از هم خسته مي‌شويم…

وقتي توافقي از هم خسته مي‌شويم…

« متاسفانه هر روز شاهد تنزل بيشتر بنيان خانواده‌هاي ايراني هستيم و قبح طلاق در جامعه از ميان رفته و خانواده‌ها هم بيش از پيش راضي به جدايي فرزندان‌شان هستند ...

« متاسفانه هر روز شاهد تنزل بيشتر بنيان خانواده‌هاي ايراني هستيم و قبح طلاق در جامعه از ميان رفته و خانواده‌ها هم بيش از پيش راضي به جدايي فرزندان‌شان هستند تا به قول معروف به سوختن و ساختن. جدا از اين مساله خود زوجين هم به مراتب جدايي را به تحمل سختي‌هاي زندگي ترجيح مي‌دهند و ديگر داشتن فرزند هم مانند گذشته دليل ساختن زوجين اين نسل با هم نمي‌شود.»

به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه شرق « در كنار اين موضوع، آمار طلاق توافقي نيز افزايش قابل توجهي يافته و همان‌طور كه از نامش پيداست زوجين موافق هستند كه بر اساس توافقي خواسته يا ناخواسته از زندگي در كنار هم استعفا دهند و ديگر از هفت‌خوان طلاق و طي پله‌هاي دادگاه نيز خبري نيست. اين امر نشان مي‌دهد پايه زندگي آنچنان سست بوده كه بي‌هيچ چشمداشتي طرفين حاضرند بند زندگي مشترك را ببرند!

عوامل زيادي را مي‌توان در سست شدن اركان خانواده دخيل دانست كه يكي از آن‌ها آشنانبودن افراد با وظايف همسرداري‌شان است. مرد خانواده مسووليت‌پذيري ندارد يا حتي با اين واژه غريب است و زن هم آمادگي لازم براي زندگي زناشويي و پذيرش سختي‌ها و مشكلات پيش‌ رو را ندارد. اين‌گونه مي‌شود كه بعد از گذشت مدتي از زندگي مشترك و طي دوره شيرين و طلايي اوليه زوجين متوجه مي‌شوند اين زندگي آن روياي هميشگي‌شان نبوده… پسر آن شاهزاده با اسب سفيد و دختر هم آن ملكه بي‌همتا نيست.

وقتي زندگي خود را به نوعي با نسل‌هاي قبل از خود مثلا با مادر يا مادربزرگ خود مقايسه مي‌كنيم تفاوت‌هاي زيادي مي‌بينيم كه جاي تامل زيادي هم دارد.

البته نمي‌توان بنا را بر اين گذاشت كه فرزندان اين نسل هر آنچه را بايد، فقط در كانون خانواده يا مدرسه ياد مي‌گيرند؛ چرا كه عصر ما عصر ارتباطات گسترده است و نسل ما بيشتر از پيش در معرض ارتباط با جهان خارج از طريق ماهواره و اينترنت و… بدون حد و مرزي است؛ پس فرزندان نسل قبل چيزهايي را فراتر از آموزه‌هاي خانوادگي و رسمي ياد مي‌گيرند كه بعضا با هم تفاوت‌هاي اساسي دارند. يكي از اين تفاوت‌ها نيز در انتخاب همسر است. تغيير شيوه‌هاي همسريابي در سال‌هاي اخير، توقعات و خواسته‌هاي متنوع زوجين و تفاوت ديدگاه‌هاي آنها، نداشتن شناخت كافي و مناسب از اوضاع و احوال فرهنگي و شخصيتي يكديگر از مهم‌ترين عواملي است كه اين تفاوت‌ها را ايجاد كرده است. همچنين مادران و پدران اغلب بسيار سازگار و صبورتر از ما بودند و در نسل امروز اين تحمل و سازگاري با سختي‌هاي زندگي رو به زوال رفته است و با كوچك‌ترين مشكل و ناسازگاري راه آخر را اول انتخاب مي‌كنند و با رضايت، طرفين جدا مي‌شوند.

با اين اوضاع و احوال بهتر است به جاي تبليغ و فرهنگ‌سازي براي ازدواج آسان به فكر گسترش آموزش زندگي موفق باشيم و نهادها و سازمان‌هاي مرتبط تمام هم و غم خود را بر اين مبنا بگذارند كه جوانان را براي يك زندگي سالم آماده كنند؛ چه بسا ازدواج آسان و بي‌دردسر تضمين يك زندگي مطلوب خالي از تنش نباشد. به نظر مي‌رسد در اين ميانه نهادهاي فرهنگي و اجتماعي مرتبط و رسانه‌هاي جمعي هستند كه بايد پا به پاي خانواده‌ها روش درست مقابله مناسب با تنش‌ها و بحران‌هاي زندگي را آموزش دهند تا جوانان با رفتن زير يك سقف و طي مدتي از زندگي در روبه‌رو شدن با مسائل و مشكلات زندگي دچار خستگي و دل‌آزردگي نشوند و بتوانند راه درست را انتخاب كنند و بر مشكلات فائق آيند.»

چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۱
بازدیدها 930
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 5688

Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری