خانه » خانواده » با هم مهربان‌تر باشیم/ یادداشتی از حسین زمان

با هم مهربان‌تر باشیم/ یادداشتی از حسین زمان

طی چند ماه گذشته اتفاقاتی افتاد که بد نیست به دور از حب و بغض های درونمان بار دیگر آنها را مرور کنیم. اقدام گلشیفته فراهانی و ظاهر شدنش در ...

طی چند ماه گذشته اتفاقاتی افتاد که بد نیست به دور از حب و بغض های درونمان بار دیگر آنها را مرور کنیم. اقدام گلشیفته فراهانی و ظاهر شدنش در یک فیلم تبلیغاتی، حضور سید محمد خاتمی در انتخابات مجلس نهم و اخیرا خواندن ترانه ای تحت عنوان نقی توسط شاهین نجفی. من به هیچ عنوان قصد ورود به آن وقایع را ندارم و به هیچ عنوان در این نوشته به دنبال نفی یا اثبات آن اقدامات نیستم ولی فکر می کنم در همه این اتفاقات درس های بزرگی نهفته است که باید موشکافانه و با دقت به آنها توجه کرد. یکی از آن درس ها، درس پایبندی به باورها و اعتقادات در عمل است.

مخاطبان من در این نوشته مخالفان کینه جو در جناح حاکم نیستند بلکه مخاطب خودمان هستیم، ما که از تبعیض، بی عدالتی، استبداد و فقدان آزادی های بیان و عقیده آزرده خاطریم و رنج کشیده. ما که بارها از توهین به شعور و باورهایمان فریاد اعتراض سر داده ایم و از این بابت به حاکمیت معترض شده ایم. ما که نگرانیم از ظلمی که در حق اقلیت های دینی و دگر اندیشان می شود. ما که حد اقل در شعار آزادی عقیده را پاس داشته و می داریم. ما که به دفعات فریاد خشممان بلند شده است که چرا عده ای به دلیل داشتن عقیده مخالف در زندان اند.

در جمع ما افراد با بینش ها و اعتقادات گوناگون حضور دارند که خود نمایانگر این است که ما به تکثر آراء معتقدیم و تمامیت خواه نیستیم، دست کم در حرف چنینیم. در جمع ما اقلیت های دینی هستند، اصلاح طلبان به شکل های گوناگون حضور دارند، لائیک ها، مسلمانان معتقد و صاحبان اندیشه های گوناگون و به عبارتی قشر وسیعی از مردم ایران با اهدافی مشترک در مبانی فکری.

با اتفاقاتی که افتاد سؤالاتی در ذهن من نوعی بوجود آمده که آیا ما میدانیم از دموکراسی چه می خواهیم؟ آیا به اندازه کافی برای پیاده کردن دموکراسی تمرین کرده ایم؟ آیا اینکه بعضا شعار می دهیم زنده باد مخالف من، فقط شعار است و یا واقعا به آن پایبندیم؟ آیا هر کدام از ما و هم فکرانمان به قدرت برسیم با بقیه همراهان غیر هم فکر چه خواهیم کرد؟ تحملشان می کنیم؟ همه نوع آزادی به ایشان می دهیم؟ اجازه می دهیم هرچه می خواهند بگویند؟ اگر نقدمان کنند آن را تشویش اذهان عمومی به حساب نمی آوریم؟ از ایشان کینه به دل نمی گیریم؟ دشمن خطابشان نمی کنیم؟

فکر می کنم با توجه به اتفاقات رخ داده و چالش هایی که به وجود آمد بد نباشد خیلی جدی به نتایج آنها با دقت نظر توجه نماییم. این روزها فکر من بسیار درگیر این مسائل است و دلم میخواست با شما نیز در میان بگذارم. اما در کنار همه این سؤالات و تشویش ها دلم می خواهد بگویم:

بیاییم همدیگر را دوست داشته باشیم. به هم احترام بگذاریم و نشان دهیم با وجود همه اختلافات در مرام و مسلک و دین و مذهب ایرانیانی هستیم از تبار البرز و دماوند که در عین سرسختی سخاوتمندند و مهربان. من را بخاطر خودم عزیز بدارید اگر لایق عزتم و اگر دوستم ندارید به خودم دشنام دهید اگر اصرار به دشنام دادن دارید، نه به خویشانم، به عزیزانم، به کیش و آیینم و به مقدساتم همانگونه که من نباید خوار و خفیف بدارم اعتقادات و باورهای کسانی را که مثل من فکر نمی کنند و مثل من نمی اندیشند.

همیشه توهین و سخره گرفتن، رنجش و کینه و دوری قلوب از یکدیگر را به دنبال خواهد داشت. می توان به روشی انسانی، در چارچوب ادب و با استدلالی قوی به نقد باورها و اندیشه ها نشست. می توان دلی را بدون شکستن دلهای بسیاری به دست آورد. در نزد هر کسی چیزهایی یا افرادی و یا باورهایی عزیزند و از جایگاه بالایی برخودارند و نباید با توهین به عزیزانشان با احساساتشان بازی کرد. فرق بسیاری باید باشد بین ما و آن کسانی که بر اساس بی خردی و سستی منطق و استدلالشان در مقابل هر اندیشه مخالف حکم زندان و شلاق و فتوای قتل انسانها را صادر می کنند.

دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱
بازدیدها 1,202
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 4027

Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری