خانه » قصه و داستان » دادستان / وقتی توانستم آدم را بسازم، دیدم دنیا را ساخته­‌ام

دادستان / وقتی توانستم آدم را بسازم، دیدم دنیا را ساخته­‌ام

بلاگر وبلاگ باران با انتشار داستان كوتاهي بر ساختن تك تك آدم‌ها براي داشتن دنياي بهتر تاكيد كرده است. به گزارش ايسنا در اين داستانك مي‌خوانيم: پدری روزنامه می­‌خواند، اما پسر کوچکش ...

بلاگر وبلاگ باران با انتشار داستان كوتاهي بر ساختن تك تك آدم‌ها براي داشتن دنياي بهتر تاكيد كرده است.

به گزارش ايسنا در اين داستانك مي‌خوانيم:

پدری روزنامه می­‌خواند، اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می­‌شد. حوصله پدر سر رفت و صفحه‌ای از روزنامه را که نقشه­‌ جهان را نمایش می­‌داد جدا و قطعه‌قطعه کرد و به پسرش داد و گفت: « بیا کاری برايت دارم. یک نقشه­ دنیا به تو می­‌دهم، ببینم می­‌توانی آن را دقیقاً همان‌طور که هست بچینی؟

و دوباره به سراغ روزنامه‌ه­ايش رفت، می­‌دانست پسرش تمام روز گرفتار این کار است. اما یک ربع بعد، پسر با نقشه کامل برگشت.

پدر گفت: مادرت به تو جغرافی یاد داده است؟

پسرجواب داد: “جغرافی دیگر چیست؟! اتفاقاً پشت همین صفحه، تصویری از یک آدم بود. وقتی توانستم آن آدم را بسازم، دیدم که دنیا را ساخته­‌ام .

دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱
بازدیدها 858
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 4006

Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری