خانه » گفتگو » می‌خواهم در ایران زندگی کنم

می‌خواهم در ایران زندگی کنم

  برگردان: سجاد فیروزی این روزها فیلم «گذشتـــه» ساخته اصغر فرهادی در جشنواره کن با استقبال فراواني روبه‌رو شده است. این استقبال را می‌توان از میزان توجه و نقدهایی دید که در ...

 

  • برگردان: سجاد فیروزی
  • این روزها فیلم «گذشتـــه» ساخته اصغر فرهادی در جشنواره کن با استقبال فراواني روبه‌رو شده است. این استقبال را می‌توان از میزان توجه و نقدهایی دید که در سراسر نشریات جهان منتشر می‌شود. در این روزها گفت‌وگوهای این کارگردان با نشریاتي معتبر جهان ادامه دارد. لوموند یکی از این نشریات بود كه سوالاتی از فرهادی پرسیده بود؛ سوالاتی که کمتر در ایران مطرح مي‌شود و بیشتر سوالاتی بود که هر کارگردان ایرانی وقتی از کشورش برای فیلمسازی خارج می‌شود با آن روبه‌رو است. به همین دلیل این گفت‌وگو را از اصغر فرهادی انتخاب کردیم.
    چه تفاوتی بین ساختن فیلم در فرانسه و ایران وجود دارد؟
    چون مایل نبودم با تغییر مکان و جغرافیا، شکل، شیوه و نگاهی که در فیلمسازی دارم تغییر کند و تبدیل به کارگردان دیگری شوم طبیعتا به همان شیوه‌ای که در ایران فیلم می‌ساختم، کار کردم. تنها تفاوت قابل ذکر این است که اینجا امکانات بیشتری وجود دارد و تقسیم کار بیشتر است همچنین کارها بیشتر به صورت گروهی پیش می‌رود والا شیوه ساختن فیلم در هر دو کشور لااقل برای من یکسان است.
    می‌توانستید همین داستان «گذشته» را در ایران بسازید؟ 
    بله. اتفاق‌های اصلی داستان می‌توانست در ایران هم قابل وقوع باشد. خانواده‌هایی با این مشخصات در آنجا هم دیده می‌شود. بنابراین می‌شد جریان داستان را عوض کرد، به این معنی که یک مرد خارجی به ایران می‌آید تا طلاقش را رسمی کند ولی سلیقه و ترجیح من چنین خط داستانی نبود. مطمئنا اگر این داستان قرار بود در ایران ساخته شود خط اصلی کم و بیش شبیه بود ولی جزییات بسیار متفاوت. باید این داستان با شکل ظاهری زندگی ایرانی سازگار می‌شد.
    وقتی در ایران کار می‌کنید، خط‌ قرمزی هم دارید؟ 
    خط قرمزها دو منشاء دارند؛ آن‌هایی که بیرونی هستند و قابل مشاهده و تشخیص و آن‌هایی که درونی هستند و ناپیدا. خط‌ قرمزی که توسط سیستم تعیین می‌شود آن‌هایی است که مربوط به موضوعات سیاسی، مذهبی و عرفی است و اصولا هم متغیر و فصلی هستند؛ یعنی مثل همین هوای پاریس مدام تغییر می‌کند. دیگری هم خط‌ قرمزی است که شما آگاهی خاصی نسبت به آن ندارید و طی سال‌ها رشد و رسوخ کرده است. این نوع خط‌ قرمز خطرناک‌ و قدرتمند‌تر است چون هیچ‌کس آن‌ها را بروز نمی‌دهد یا درباره‌اش چیزی نمی‌گوید یا اساسا به عنوان خط‌ قرمز به آن آگاه نیست. هرچند این دسته دوم هم منشاء اجتماعی، سیاسی و عرفی دارد. خط‌ قرمزی که درون شماست و به آن اعتقادی ندارید را می‌توانید آرام‌آرام به آن آگاه شوید و از بین ببرید. این مهم‌ترین مبارزه‌ای است که باید هنرمند با خود داشته باشد.
    سانسور جدی‌ترین مشکل شماست؟ 
    سانسور وجود دارد ولی تنها یکی از جدی‌ترین مشکل‌هاست. سینماگران چالش همیشگی‌ای با این موضوع دارند. بعضی مواقع آن‌ها پیروز این نزاع و بعضی مواقع هم مغلوب می‌شوند ولی هیچ گاه این چالش پرهزینه و سخت متوقف نشده. غالبا از سانسور در ایران حرف می‌زنند که درست هم هست ولی نوع دیگری از سانسور هم در کشورهای دیگر وجود دارد که کمتر به آن اشاره می‌شود؛ برای مثال سانسور ناشی از مسائل اقتصادی. در بیرون از ایران با کارگردان‌هایی صحبت کرده‌ام که به همین علت سال‌هاست نتوانسته‌اند فیلمی را که می‌خواهند بسازند چون سرمایه‌گذار حاضر نیست پول در اختیارشان بگذارد.
    شما این روزها در فرانسه زندگی می‌کنید. آیا به ایران بازمی‌گردید؟ آنجا دوباره کار می‌کنید؟ 
    من در ایران زندگی می‌کنم و برای ساخت فیلم به اینجا سفر کرده‌ام. درباره کار هم باید ببینم داستان جدیدی که به ذهنم می‌رسد، چیست. به رغم وجود مشکلات، کار کردن در ایران لذت دارد. این حس مثل موقعی است که در کوهستان پیاده‌روی می‌کنید، ترجیح می‌دهید راه‌های سخت‌تر را انتخاب کنید و در پایان روز حس می‌کنید که از پس کاری سخت برآمده‌اید.
    شما به خاطر فیلم «جدایی» در سال 2012 برنده جایزه اسکار شدید. این جایزه چه چیزی را در زندگی و شغل شما تغییر داد؟ 
    در زندگی شخصی‌ام تغییری ایجاد نشد ولی در کار حرفه‌ای‌ام مخاطبان گسترده‌تری به دست آورده‌ام. از سوی مردم کشورم هم دنیایی از مهر و محبت دریافت کرده و می‌کنم. رابطه من با آن‌ها نزدیک‌تر شده است. شور و هیجانی که آن‌ها نشان دادند برای من یک سرمایه کمیاب و فراموش‌ناشدنی است. مردم ایران دوست دارند در دنیا توسط فرهنگشان شناخته شوند. متاسفانه چهره امروز کشور ما در دنیا چهره‌ای است که بیشتر از سیاست و رفتار سیاستمداران داخلی حاصل شده است.
    <> برخی مقام‌های دولتی واکنش بدی به موفقیت‌های شما نشان دادند. این اسکاری که گرفتید برایتان حفاظ بود یا دردسرساز شد؟
    انتظار داشتم که دریافت چنین جایزه‌ای و به دنبال آن شادی مردم با انتقادها و واکنش‌هایی هم همراه باشد. البته بخشی از سیستم هم سکوت کرد و واکنشی نشان نداد.
    فیلم دیگری که در ایران واکنش‌های زیادی به همراه داشت «آرگو» بود که برنده اسکار 2013 شد. نظر شما درباره این فیلم چیست؟ 
    از لحاظ سینمایی، فیلم متوسطی بود. به عنوان یک ایرانی هیچ مشکلی ندارم که کسی بخواهد فیلمی درباره اتفاقاتی بسازد که در کشور من افتاده یا برعکس یک ایرانی فیلمی درباره اتفاقاتی که در کشورهای دیگر رخ داده کار کند. اتفاقات تاریخی در اختیار و انحصار هیچ ملتی نیست. ولی وقتی شما می‌نویسید فیلمی براساس واقعیت وضعیت فرق می‌کند. باید خیلی احتیاط کنید. وقتی انقلاب شد من سن زیادی نداشتم. ولی توریست‌های زیادی را در شهر اصفهان به یاد دارم که مردم به شکل گاهی افراطی به آن‌ها خوبی و مهربانی می‌کردند. درباره تصویری که از اشغال‌کنندگان سفارت در این فیلم ارائه می‌شود آن‌ها هنوز زنده‌اند و می‌توانند از خودشان دفاع کنند و به من مربوط نمی‌شود ولی تصویری که از مردم در کوچه و بازار و خیابان‌ها ارائه می‌شود، جعلی است.
    ساخته‌های ایرانی چند سالی است کمتر شده، چه اتفاقی افتاده است؟ 
    برای ساخت فیلم یا هر اثر هنری باید نوعی شور وجود داشته باشد؛ شوری که از امید می‌آید که این روزها شور و حال و امید کمتر است اما هنوز هم خیلی‌ها به امید روزهای بهتر به تلاش ادامه می‌دهند. این حرف کلیشه‌ای را که ایرانی‌ها آدم‌های بی‌تفاوتی هستند و هر چیزی که به آن‌ها تحمیل شود می‌پذیرند قبول ندارم. چیزی که ما این روزها شاهدیم نوعی گذر اجباری است.
    کشور شما تحریم‌های اقتصادی مهمی را تحمل می‌کند. این موضوع به عنوان یک هنرمند با یک شهروند چه تاثیری روی شما گذاشته است؟ 
    طبیعتا این موضوع را همه حس می‌کنند. این مورد بر زندگی روزمره مردم واقعا تاثیر گذاشته. این روزها خیلی از بیماران داروی مورد نیازشان برای بهبودی را پیدا نمی‌کنند و درد می‌کشند. این اقدام ناجوانمردانه است. مطمئنا اشتباه است که بگوییم هدف این تحریم‌ها دولت است چون مردم هستند که عواقب و رنج‌هایش را می‌بینند و به ضرر مردم است و به سود سیاستمداران.
    خیلی وقت‌ها گفته می‌شود کشور شما احتمالا وارد جنگ می‌شود. این نوع نگرانی‌ها به نظر شما واقعیت دارد؟
    جنگ در خارج از ایران بیشتر از داخل جدی گرفته می‌شود. از صمیم قلب آرزو می‌کنم چنین اتفاقی رخ ندهد. جنگ راه‌حل نیست بلکه خود یک مسئله است. این موضوع به غیر از این‌که سازنده‌ها و دلالان سلاح‌های جنگی را غنی‌تر می‌کند به هیچ کاری نمی‌آید.
    این روزها پروژه‌ای در دست دارید؟ 
    در حال حاضر نه. می‌خواهم به ایران بازگردم چون آخرین بار یک‌سال پیش آنجا بوده‌ام.
  • روزنامه بهار
پنج شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲
بازدیدها 615
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 27910

Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری