خانه » گفتگو » تاریخ هنر نداریم

تاریخ هنر نداریم

جهانگیر شهدادی در گفت‌وگو با «شرق» تاریخ هنر نداریم سحر آزاد . عكس: امير جديدي، شرق به تازگی چاپ دوم کتاب «نقاشی گل و مرغ؛ دریچه‌ای بر زیبایی‌شناسی ایرانی» وارد بازار شده است. ...

جهانگیر شهدادی در گفت‌وگو با «شرق»
تاریخ هنر نداریم
سحر آزاد . عكس: امير جديدي، شرق
به تازگی چاپ دوم کتاب «نقاشی گل و مرغ؛ دریچه‌ای بر زیبایی‌شناسی ایرانی» وارد بازار شده است. نخستین انتشار این کتاب به نوروز 1384 بر می‌گردد. جهانگیر شهدادی، پژوهشگر و نویسنده این کتاب سال‌هاست در مورد هنر ایران به تحقیق پرداخته. او در ۱۳۲۲ در نایین به دنیا آمد و در نوجوانی خانواده‌اش به اصفهان نقل‌مکان کردند. در سال ۱۳۴۳ به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و پس از دوسال تحصیل در رشته نقاشی به تحصیل در رشته مهندسی معماری پرداخت و در سال ۱۳۵۲ با مدرک فوق لیسانس و تقدیرنامه از این رشته فارغ‌التحصیل شد. او می‌گوید همیشه این دغدغه که «هنر ایرانی چیست» و «اصولا به چه هنری، ایرانی می‌گویند» با او بوده. با این‌همه به گفته خود پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه و دروسی که همه برمبنای هنر غرب پایه‌گذاری شده بودند، به این صرافت افتاد که دغدغه ذهنی‌اش را برای کشف هنری که رنگ و بوی ایرانی دارد، پاسخ دهد. نتیجه یکی از تحقیق‌های او انتشار کتابی در زمينه گل و مرغ است که نه تنها جلد اول آن به چاپ دوم رسیده بلکه جلد دوم هم منتشر شده است. به همین بهانه به سراغ او رفتیم و درباره این کتاب به گفت‌وگو نشستیم.

‌در زمینه نگارگری و گل و مرغ کارهای پژوهشی اندکی انجام شده است. چطور شد به سراغ این کار رفتید؟
من بزرگ‌شده اصفهان هستم. معماری و آثار تاریخی اصفهان پر از آثار تصویری اسلامی است که برخی از آنها کاملا تجریدی و تعدادی هم کاملا برداشت از طبیعت است. وقتی به دانشگاه تهران آمدم، استادانی داشتیم که تحصیلات خود را در اروپا و آمریکا گذرانده بودند. تمام دانش این اساتید به هنر غرب ربط داشت و برای کسانی مانند من، زبان این استادان آشنا نبود چون تاریخ هنر ما در دانشگاه کاملا غربی و ترجمه منابع آنها بود. من به عنوان نقاش وارد دانشگاه شدم اما در کلاس‌های معماری و مجسمه‌سازی هم شرکت می‌کردم و به کارگاه‌های مختلفی می‌رفتم و در این کلاس‌ها می‌دیدم هیچ کجا صحبتی از هنر ایران نیست.
‌اصلا صحبت‌کردن درباره هنر ایران خوب نبود یا کسی اطلاعاتی در این حوزه نداشت؟
سال‌ها بعد از دانشگاه فهمیدم همیشه علاقه با اطلاعات فرد رشد می‌کند، پس وقتی از موضوعی اطلاع نداشته باشید، علاقه هم نخواهید داشت. در این مورد هم می‌توانم بگویم آنها اطلاعی نداشتند برای اینکه کوچک‌ترین علاقه‌ای وجود نداشت. در دهه‌هاي 40 و 50 در چند آموزشگاه محدود هنری که در تهران تاسیس شده بود، مانند هنرکده هنرهای تزیینی یا دانشکده هنرهای زیبا مطلقا صحبتی از هنر ایران نبود. گاهی که به اصفهان می‌رفتم، می‌دیدم درباره هنر ایران در هنرستان‌ها صحبت می‌شود منتها در دانشگاه، اطلاعاتی درباره هنر ایران آموزش داده نمی‌شد و این مساله درجه‌بندی در ذهن شما به وجود می‌آورد. البته تفسیر اجتماعی این جریان برعهده من نیست اما اتفاقی است که افتاده. به‌هرحال بعد از اتمام دانشگاه، خاطراتی که از هنر ایران در ته ذهنم پنهان شده بود، دوباره بیدار شد یعنی به موازات دانش فنی و علمی که به من منتقل شد، برداشت‌های شخصی از هنر ایران برایم به وجود آمد که وقتی این دو، کنار هم قرار می‌گرفتند، هماهنگ کردن آنها خیلی سخت بود.
‌چرا؟
از یک‌سو هنر ایران و از سوی دیگر دانشی که از معماری، مجسمه‌سازی و نقاشی آکادمیک وجود داشت در ذهنم جای گرفته بود و این دو کاملا با هم فرق داشتند. بعد از چند‌سال کار در رشته معماری تصمیم گرفتم فرق یا رابطه این دو هنر را کشف کنم. برای این بررسی مجبور شدم به سراغ آثار هنر ایرانی بروم و حتی کارهای غربی را با دانشی که از دانشگاه آموخته بودم، باردیگر نگاه کردم. حین این درگیری‌ها سوال‌هایی ایجاد می‌شد که چطور یک اثر، هویت ایرانی دارد و کم‌کم به سمت موضوع ساده قابل بررسی و البته قابل دسترس کشیده شدم. در آن زمان کارهای گل و مرغ روی کاغذ زیاد بود و حتی به‌عنوان یک کالا قیمت داشتند و درباره آن صحبت می‌شد. پس توجهم به گل و مرغ جلب شد. گل و مرغ در وهله اول، در حد کف دست و خیلی کوچک هستند ولی توجه هنرشناسان ایرانی را جلب کرده‌اند و ارزشمند هستند. اینگونه بود که من به سمت نقاشی گل و مرغ کشیده شدم. زمانی هم که بیشتر روی این موضوع دقت کردم، متوجه شدم هرچه بیشتر درگیر آن می‌شوم بیشتر درباره چیزهایی که دوست داشتم بدانم، آگاهی کسب می‌کنم.
‌چقدر منابع تحقیقی درباره گل و مرغ وجود داشت؟
وقتی با آقای «مسعود کازری» که ناشر این کتاب است، صحبت می‌کردم به من گفت که سعی می‌کند هر کتاب و منبعی در این زمینه را به‌دست بیاورد. تا به حال سه، چهار کتاب درباره گل و مرغ نوشته شده است. در این کتب عین اثر تجزیه و به صورت موضعی با نقاشی برخورد شده بود. متاسفانه در این اثر به لایه‌های زیرین توجهی نشده بود مثلا درباره اینکه این آثار چگونه خلق شده‌اند، چرا اینگونه نقاشی شده‌اند یا ممکن است وقتی در یک نقاشی درختی کشیده می‌شد منظوری در پشت آن نهفته است، صحبتی نشده بود. البته این سوال‌ها وقتی در ذهن بیننده پیش می‌آید که دنبال موضوعی باشد وگرنه معمولا برخوردی که با هنر ما صورت گرفته، همین‌گونه بوده است یعنی موضوعی و موضعی. بررسی، تحلیل، تفسیر و بحث‌هایی که در هنر دنیا وجود دارد و اینکه یک اثر را از نظر مفهومی و ساختاری مشاهده می‌کنند، کمتر در کشور ما برای بررسی یک اثر هنری صورت گرفته و اگر نقد و تحلیلی روی یک اثر انجام شده، خیلی جزیی و با جملات تکه پاره از سوی هنرشناسان انجام شده است. به همین دلیل ما چیزی به نام تاریخ هنر نداریم. وقتی بخواهیم تاریخ هنر ایران را بدانیم مجبوریم سال‌ها کارهای پژوهشی و تحقیقات کتابخانه‌ای انجام دهیم تا هر‌جمله را از یک کتاب گرد آوریم. حتی به همین جمله‌ها هم نمی‌توان اعتماد کرد چون به صورت اظهارنظرهای شخصی بیان شده‌اند. متاسفانه همین الان هم کسانی هستند که ماهی یک‌بار مقالاتی درباره هنر ایران منتشر می‌کنند و هیچ‌کس نمی‌تواند از آنها سوال کند که چرا این حرف را می‌زنی؟ اگر هم این سوال را بپرسید با پرخاش مواجه می‌شوید. متاسفانه نمی‌توانیم همدیگر را تحمل کنیم.
‌خود شما از چه زاویه‌ای به گل و مرغ نگاه کردید؟
کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته شده، به این پرسش پاسخ نداده است که چرا ایرانیان گل و مرغ می‌کشند؟ اگر به نقاشی گل و مرغ با دقت نگاه کنید، می‌بینید چشم‌های مرغ بسته است. این مساله فقط در فرهنگ ماست و کسی از خودش نپرسیده بود که چرا چشم‌ها را به صورت بسته نقاشی می‌کنند؟ درحالی‌که در حالت طبیعی چشم‌های مرغ بسته نیست.
‌حتی در گذشته که نگارگری در اوج خودش رواج داشته است، فلسفه این کار از طریق استاد به شاگرد منتقل نمی‌شد؟
این موضوع به صورت مشخص در دوران قاجار دیده می‌شود که من در کتابم با عنوان «حال مشاهده» از آن یاد کردم. حتی وقتی به مجسمه‌های شرق دور مراجعه کنید، می‌بینید چشم‌های آنها بسته است و حالت خاصی را از این افراد نشان می‌دهد. وقتی با این نگاه به گل‌و‌مرغ نگاه کنید اصل داستان عوض می‌شود و متوجه می‌شوید نقاش می‌خواسته معنایی را منتقل کند. همیشه همین‌طور است. یک سوال مطرح می‌شود، بعد از آن سررشته سوال‌های مربوط به هم ادامه پیدا می‌کند و به جواب‌هایی ختم خواهد شد که منجر به یک جریان می‌شود. در مورد گل و مرغ هم متوجه شدم کسی سراغ این موضوع نرفته است و اشاره‌ها هم با عنوان «مرغ خواب» بوده است، درست مانند اینکه مجسمه بودایی را که چشم‌هایش بسته شده، بودای خواب بنامیم. ممکن است حالت او مانند خواب باشد اما منظور یک خواب عرفانی است که در واقع خیلی بیدارتر از بیداری است. وقتی متوجه این مفاهیم شدم از این دریچه کوچک به سراغ نقاشی ایرانی رفتم مثلا وقتی یک نگارگری را از بهزاد می‌دیدم، می‌فهمیدم چه داستانی را روایت می‌کند. در واقع تمام شعور و فرزانگی که این نقاشان در راه آن شاگردی کرده بودند، در آثارشان تخلیه می‌کردند و به همین دلیل اسم کتاب «دریچه‌ای بر زیبایی‌شناسی هنر ایرانی» نامگذاری شد. در واقع می‌خواهم بگویم وقتی یک موضوع کوچک در نقاشی ما چنین مفهومی دارد، باید با چنین نگاهی به سراغ کل نقاشی و هنر خودمان برویم تا کل اثر را درک کنیم. وقتی این جریان اتفاق بیفتد، یکسری از فاکتورهای زیبایی‌شناسی به مرور به دست می‌آید. هیچ‌وقت منظور هنر ما تزیین صرف نبوده، بلکه انتقال اندیشه و بیان تاریخی بوده است تا زمان صفویه که با هنر غرب درگیر می‌شویم. در زمان قاجار هم نمایندگان هنر غرب وارد هنر ایران می‌شوند اما تا پیش از آن هدف هنر ما تزیین و بیان غیراندیشمندانه نبوده است.
‌در جلد دوم این کتاب چه موضوعی را مطرح کردید؟
در جلد دوم هم به گل و مرغ اشاره می‌شود اما بقیه هنرهای ایرانی را نیز بررسی کرده‌ام مثل کتاب‌نگاری یا آثار نقاشان شناخته شده قاجار یا نقاشان گمنام قاجاری. ما در همه دوران‌ها تعداد انگشت‌شماری از نقاشان شناخته‌‌شده داریم اما نقاشان گمنامی هم داریم که کارهای آنها وجوه مشترکی با یکدیگر دارند. به‌نظرم در آثار نقاشان گمنام و غیردرباری راحت‌تر می‌توان ملاک‌های اصیل را پیدا کرد، چون ذهن آزادتری دارند، چون در آثار نقاشی که درگیر بازار نیست راحت‌تر می‌توان نکته‌های شخصی را تشخیص داد و برعکس.
‌زمان نوشتن کتاب، مخاطب خاصی در ذهنتان بود؟
وقتی با آقای «تاکستانی» که یکی از استادان نقاشی ایرانی است، صحبت می‌کردم او اعتقاد داشت در جلد دوم حاشیه‌نویسی انجام دهم و اشاره کنم که این کتاب برای هنرجویان هنرستان و دروس مقدماتی دانشگاه مناسب است. درحالی‌که من این‌طور فکر نمی‌کنم چون همانطور که خودم بلد هستم، می‌نویسم و اصلا معلم خوبی نیستم. وقتی شما مخاطب خاصی درنظرتان باشد، باید شیوه‌هایی به‌کار بگیرید که درخورد آن مخاطب باشد درحالی‌که هیچ‌وقت مخاطب خاصی درنظرم نبوده است.
‌این سوال را به این خاطر پرسیدم چون پژوهش درباره هنرهای سنتی به‌خصوص گل و مرغ خیلی‌کم صورت گرفته است و این کتاب می‌تواند منبع خوبی برای آنها باشد اما قیمت کتاب که 85 هزار تومان است، برای این قشر احتمالا ‌گران خواهد بود.
اتفاقا وقتی می‌خواستیم دومین جلد را منتشر کنیم، بحث برسر این بود که یک کتاب را ارزان و دانشجویی منتشر کنیم اما در صحبت با ناشر متوجه شدم، کوچک‌ترین تغییری در کتاب، باید از فیلتر ارشاد بگذرد و همان مراحلی که برای گرفتن مجوز طی شده دوباره گذرانده شود. دوم اینکه با تغییر در کتاب، تمام مسایل فنی مانند فیلم، زینک و… دوباره باید از نو شروع می‌شد و با توجه به این مسایل نه تنها عملا کتاب ارزان‌تری تولید نمی‌شد بلکه قیمت نهایی نزدیک به همین قیمت فعلی بود. ناشر نیز گفت که حداقل می‎تواند قیمت کتاب را بالاتر نبرد. در زمان چاپ، ناشر گفت هزینه‌ها، قیمت کتاب را به 120‌هزار‌تومان رسانده است و از آنجاکه نمی‌خواستیم کار تجاری انجام دهیم، قیمت را اضافه نکردیم. به همین دلیل قیمتی که روی کتاب درج شده 20 الی 30‌درصد از قیمت واقعی کتاب پایین‌تر است.
‌به نظرتان دوران گل و مرغ تمام شده است یا هنوز هم می‌تواند در نقاشی معاصر ما حضور داشته باشد؟
فکر می‌کنم امروزه پرداختن به موضوعی به نام گل و مرغ اگر نگوییم بعید اما خیلی مشکل است، همان‌طور که پیداکردن یک عارف یا صوفی واقعی هم دشوار است چون شرایط اجتماعی تغییر کرده.


لینک خبر :  http://sharghdaily.ir/?News_Id=10215
چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
بازدیدها 865
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 27827

ارسال نظر:

تصویر کپچا
*

عضویت در خبرنامهء خبر شهری