خانه » فرهنگ و ادب » کتاب » معرفی چند کتاب

معرفی چند کتاب

درباره مجموعه «وقتي كودكي مي‌آيد» از «فرانسواز دُلتو» تفاوت‌ها را به رسميت بشناسيم فرانسواز دلتو يكي از روانشناسان مبرزي است كه با ژاك لاكان در ارتباط بوده و بيشتر در كارهاي كارگاهي ...

درباره مجموعه «وقتي كودكي مي‌آيد» از «فرانسواز دُلتو»
تفاوت‌ها را به رسميت بشناسيم
فرانسواز دلتو يكي از روانشناسان مبرزي است كه با ژاك لاكان در ارتباط بوده و بيشتر در كارهاي كارگاهي و آزمايشگاهي خودش را درگير مي‌كرده اما بعد از مدتي در ادامه كارهايي كه بر اساس موارد مراجعه‌كنندگان رخ مي‌داده تصميم مي‌گيرد روان‌درماني مراجعه‌كنندگان را ادامه دهد. بعد از مدتي علاوه بر شهرت تئوريك و خاص در زمينه روان‌درماني از سوي راديو فرانسه دعوت به همكاري مي‌شود تا شنوندگان مشكلات‌شان را اعلام كنند و پاسخ‌شان را به صورت عمومي دريافت كنند تا موارد مشابه نيز روش مناسب را بشنوند. پرسش‌هاي مطرح شده در اين برنامه‌هاي راديو بر اساس مشكلات مشابه گزينش مي‌شوند و طي سه جلد كتابي كه تاكنون منتشر شده دسته‌بندي مي‌شوند. «وقتي كودكي مي‌آيد» يكي از كتاب‌هاي مذكور است. ديدگاه خانم دلتو اين است كه هر كودكي بنا بر گذشته و خانواده خود داراي پيشينه‌يي است كه براي مشكلات رفتاري و رواني راه‌حلي منحصر به فرد طلب مي‌كند. تعيين اين راه‌حل متكي بر دانشي است كه نسبت به كودك دريافت مي‌كنيم. چنانكه مترجم در يادداشت ابتداي كتاب مي‌نويسد؛ «يكي از بن‌مايه‌هاي اصلي صحبت دلتو در اين كتاب درك و پذيرش تفاوت‌هاي فردي است» بنابراين در هر فصل از كتاب بخش عمده‌يي از متن به بيان مسائل و مشكلات از سوي والدين تخصيص يافته است. چراكه روان‌درمانگر نمي‌تواند پيش از شنيدن وضعيت موجود و مشكلات مبتلا به كودك، نوجوان و جوان، به ارائه راه‌حلي منحصر به فرد بپردازد. فصل‌هاي كتاب مجموعه‌يي است از معضلاتي كه ممكن است در هر خانواده‌يي پديد‌ آيد. مثلا در بخشي مي‌خوانيم كه پدر و مادر بايد درباره بچه‌دار شدن فكر كنند و توافق داشته باشند تا «وقتي بچه‌يي هست و دوستش دارند، از پس مشكلاتش هم بر‌آيند» اما اگر كودكي با وجودش زن و شوهري را غافلگير كرد هم مهم نيست چراكه «بچه‌ها در حقيقت نمود عشق يك زوج‌اند و پدر و مادر از اينكه بچه آنها خودش مي‌خواسته به دنيا بيايد و غافلگيرشان كند بسيار احساس خوشبختي مي‌كنند.»در اين كتاب به معضلاتي نظير توافق در بچه‌دار شدن، آينه، شيفتگي به آب و آتش، دو و چند زبانگي، استفاده درست از قصه و… پرداخته مي‌شود. در هريك از اين فصل‌ها ابتدا پرسشي از سوي خانواده درباره كودكشان را مي‌خوانيم و سپس پاسخ دكتر دلتو را. واقعيت اين است كه ما به عنوان پدر و مادرهاي اين روزگار با حجم فراوان كار و مسووليت‌هاي معاش چندان در زمينه گوش دادن به كودكان‌مان صبور و حرفه‌يي نيستيم چراكه هميشه بخشي از پاسخ مشكلات در طرح درست آنهاست. وقتي دقيق و بي‌واسطه حرف‌ها را مي‌شنويم، مي‌توانيم تصميم‌هاي مناسب‌تري را براي رفع مشكلات‌مان بگيريم. تا متوجه مي‌شويد دخترتان از صداهاي بلندي نظير جاروبرقي و ماشين لباسشويي مي‌ترسد يا اينكه پسرتان در برابر آتش‌افروزي و كبريت تمايل نابهنگام و مخاطره‌انگيزي دارد نبايد از كوره در برويم و در مقابل‌شان بايستيم. ما فرصت داريم با تفكر و شنيدن دلايل وحشت و علاقه‌شان به سمت راه‌حل‌هايي برويم كه نتيجه‌يي به مراتب بهتر از منع و سركوب دارند. مي‌گويند فرزند هميشه براي مادر و پدرش كودك باقي مي‌ماند حتي اگر 40 ساله شود. اما اين تعريف و شناخت فرهنگي متناسب با رفتاري كه ما با فرزندمان داريم مي‌تواند تغيير كند. ما پدر و مادرها هميشه پدر و مادر نبوده‌ايم و هر كدام‌مان تجربه كودكي را از سر گذرانده‌ايم. بنابراين وقتي فرزندمان با انديشه‌يي بالغ، خودش را در چشم بزرگ‌ترها كودك مي‌بيند مي‌توانيم وضعيتش را درك كنيم؛ تركيبي از سرخوردگي و رنج كه غالبا نتيجه ناديده گرفتن ارزش‌هاي اوست!علاوه بر پرسش و پاسخ‌ها، در انتهاي كتاب پرونده كاملي نيز از يك روان‌درماني ارائه شده تا نمونه‌يي كاربردي از روش دلتو در اختيار داشته باشيم چراكه در اين نوع برخورد با مشكلات، غير از توجه به ظرايف و پيچيدگي‌هاي روان انسان، روش كار بسيار اهميت دارد. چنانكه دلتو مي‌نويسد؛ «هدف روان‌درماني بازيابي تعادلي است كه به‌هم خورده است، آن هم «به تازگي» و بر اثر يك اتفاق «واقعي»، اتفاقي كه فرد در مواجهه با آن احساس عجز مي‌كند و در عين حال خود را «مسوول» مي‌داند، به اين صورت كه نمي‌توانسته يا نمي‌دانسته چطور با پيشامدهاي غيرمترقبه مقابله كند.خواندن اين كتاب مي‌تواند علاوه بر آشنايي با راه و روش‌هاي توصيه شده، ما را در مواجهه با مشكلات فرزندان‌مان صاحب ابزار جديدي كند.
نگاهي به مجموعه شعر اتاق پرو مهدي اشرفي نشر به‌نگار
ريزش كلمات
سميرا كرمي

داشتم كم‌كم ضمير جمع را از شعر امروز ايران فراموش مي‌كردم. دنبال «ها» مي‌گشتم شعري كه از جمعيتي پراكنده بگويد «دوريم از هم/ و تنها/ عكس‌هاي تكي‌مان را/ توي آلبوم/ كنار هم مي‌گذاريم» شعر مهدي اشرفي را با كتاب اتاق پرو شناختم از سري كتاب‌هايي كه با لوگوي آشناي نشر چشمه كار شده بود شاخصه‌هاي زباني و تصويري شعرها هم آشنا بود زباني روان تصاويري صريح و آبشار كلمات كه خوش‌آهنگ و با موسيقي كه جاي خود را در زبان باز كرده و به راه مي‌افتند شعر مهدي اشرفي شعري تامل‌برانگيز و عاري از اومانيست غالب و قالب شده شعر امروز ايران است. توجه همزمان به فرم و محتوا در اكثر شعرها فضاي يكنواختي را به وجود آورده كه مي‌رود تا به سمت تكرار برود اما اين تكرار در يك مجموعه شعر مي‌تواند پذيرفته شود به شرطي كه شاعر در مجموعه‌هاي بعدي خود دست به تجربه‌هاي نو بزند و از ساخت فضاي خاص شعري خود كنار نگيرد.» باد/ تنهاست/ و هر چه را بيشتر مي‌خواهد/ بيشتر/ از خود دور مي‌كند» يا در شعري ديگر «دوست‌داشتني‌ترين پرنده دنيا بود/ هواپيما/ وقتي مرا زودتر به تو مي‌رساند» روايت ساده و صريح شاعر او را از سمت نوانديشي به راوي محض احساسات در حين سرايش مبدل مي‌كند. هيچ‌گونه تاويل‌پذيري براي اين سطرها و شعرها در كار نيست زباني بي‌پرده و يك لايه كه اين جدايي از نظريه‌هاي جديد ادبيات دنيا مانند نمادگرايي منجر به عدم حضور نشانه‌ها عدم رمزگرايي شده است كه در نهايت خود محصول همان ترس از تجربه فضاهاي نو در شعر است. اما هميشه هم معنا در شعرهاي مهدي اشرفي برهنه و سريع به مخاطب عرضه نشده كه مثلا در شعر «كليد اين خيابان/ كليد اين كوچه/ كليد اين خانه/ همه/ در جيب باراني‌ات بود/ باران نيامد/كليدها را پيدا نكرديم» حسن تعليل گم شدگي كليدها به باران نيامدن نوع تازه‌يي از روايت است كه در اين شعر خلق مي‌شود هرچند كه فرم شعر و حتي ضماير قابل تغيير يا حتي تصحيح هستند به طور نمونه با حذف همه اين شعر موجز‌تر شده و هيچ‌گونه لطمه‌يي نه به ساختار و نه به فرم و موسيقي وارد نمي‌شود و همچنين آنكه در جيب باراني‌ات بود بايد بودند مي‌شد. در پايان يكي ديگر از شاخصه‌هاي شعري مهدي اشرفي را برمي‌شمرم كه آن هم تقطيع صحيح و فرميك شعر اوست كه هم در بعد ديداري شعر حايز اهميت است و هم در خوانش شعر به مخاطب كمك وافري مي‌كند تا هم‌انديشي بيشتري با مولف داشته باشد.

پيشخوان كتاب
نام‌ كتاب: نقد هنر

نويسنده: ‌تري برت

ترجمه: كامران غبرايي

ناشر: نشر نيكا

19500 تومان

كتاب «نقد هنر» اثري بسيار آموزنده و خواندني كه عنوان فرعي آن «شناخت هنر معاصر» است. به شهادت مقدمه كتاب «هدف اصلي اين كتاب آشناسازي خواننده با دنياي بيكران هنر معاصر است». اين كتاب كه در شش فصل نگاشته شده مباحث بنيادين نقد هنري را به همراه نمونه‌ها و مقالاتي ارزشمند از منتقدان امريكايي پيش روي خواننده قرار مي‌دهد. مباحثي چون «نظريه و نقد هنر»، «توصيف هنر»، «تفسير هنر»، «داوري درباره هنر» و «نگارش و گفت‌وگو درباره هنر» از سرفصل‌هايي هستند كه «تري برت» كه در رشته‌هاي فلسفه هنر و آموزش هنر تحصيل كرده، در اين كتاب رويكردي آموزشي دارد و به همين دليل مي‌كوشد تا ضمن طرح مفاهيم بنيادين نقد هنري، شگردهاي عملي پرداختن به اين حيطه را هم به علاقه‌مندان بياموزد.

نام‌ كتاب: تا پوستم سپري شود

شاعر: ستاره انصاري

ناشر: نشر بوتيمار

چاپ اول

3200 تومان

مجموعه شعر ستاره انصاري دربرگيرنده 58 قطعه از اين شاعر جوان است. هر چند زبان اكثر شعرهاي اين مجموعه ساده است، اما در كنار تخيل مبتني بر كشف تصوير شاعر، گاهي دغدغه‌هاي كار زباني نيز در شعرش قابل مشاهده است. اكثر شعرهاي اين مجموعه كوتاه هستند و حال و هواهاي متنوعي دارند كه از تغزل گرفته تا گفتمان‌هاي اجتماعي را دربرمي‌گيرند. اين مجموعه در شمارگان هزار نسخه توسط نشر بوتيمار به بازار كتاب عرضه شده است. آنچه در پي مي‌آيد شعر كوتاهي است از همين مجموعه: «اعصاب خراب عصر: / بي‌تابي قمري، روي نرده/ بغضي در سينه ايوان/با تنهايي طناب/ و خشونت پيراهني/ در انتظار آويختن/ كه بوي بهارش/ گل بدهد.»

نام‌ كتاب: هيتلر

نويسنده: يواخيم فست

ترجمه: مهدي سمسار

ناشر: نشر رشد‌آوران

55000 تومان

اين كتاب ارزشمند و نفيس كه در دو مجلد «جواني و فتح قدرت» و «پيشوا» به زندگي ديكتاتور بزرگ آلمان مي‌پردازد، يكي از جامع‌ترين آثاري است كه حيات اين سياستمدار را مورد بررسي قرار مي‌دهد. در اين كتاب هيتلر مردي سياسي در سيطره ديدگاه‌ها و ايده‌هايش نشان داده شده. تمام قدرت در دستان اوست و آخر امر «امپراتوري جهان ابدي» كه مي‌خواهد راهي براي ادامه و پرورش تفكراتش در آينده بيابد. كتاب مي‌خواهد نشان دهد كه اگر هيتلر به تغيير وضعيت جهان كمك مي‌كرد، به چهره‌يي ماندگار و نمادين تبديل مي‌شد، زيرا زندگينامه‌نويس‌ها درباره اين خصيصه او هم‌عقيده‌اند: خلأ و شخصيت غير‌فردي اين مرد.

نام كتاب: افلاطوني كه هندسه نمي‌دانست

شاعر: ابوالقاسم تقوايي

ناشر: انتشارات بوتيمار

چاپ اول

3200 تومان

نام ابوالقاسم تقوايي براي كساني كه در سال‌هاي اخير شعر امروز ايران را با جديت دنبال مي‌كنند چندان نا‌آشنا نيست. تقوايي پيش از اين هم مجموعه‌ شعرهايي داشت كه قالب‌هاي مختلفي از غزل تا رباعي و از شعر سپيد تا هايكو را دربر‌مي‌گرفت. تازه‌ترين دفتر شعرش دربرگيرنده بيش از 40 قطعه از اشعار اوست كه خود به سه بخش مجزا تقسيم شده‌اند: دفتر اول: افلاطوني كه هندسه نمي‌دانست، دفتر دوم: روايت‌ها، دفتر سوم: براي بعدها. يكي از شعرهاي اين دفتر به نام «عاشق‌ها» را با هم مي‌خوانيم: «علي عاشق شيشه شكستن بود/ غلام عاشق خط انداختن ماشين نو/ من عاشق كندن كله گنجشك/ عاشقي/ علي را وكيل بلند‌پايه كرد/ غلام را شهيد/ مرا آواره.»


نام كتاب: داستان من

نويسنده: جمشيد طاهري

ناشر: نشر ققنوس

چاپ اول

6500 تومان

رمان «داستان من» نوشته جمشيد طاهري حديث آدم‌هايي همسان است كه با قرار گرفتن در گره‌گاه‌هاي زندگي راه از همديگر جدا مي‌كنند. پخته‌مردي ـ به گونه همه‌مان ـ گذشته را به ديد مي‌آورد؛ ديد اكنونش شايد به اميد بهانه‌يي براي زيستن سه ـ چهار دانش‌آموز را مي‌بيند كه مي‌بالند با هم و زندگي را چون همه‌مان آزمون مي‌كنند اما… اما امواج قَدَر سال 1357 از راه مي‌رسند و اين جا است كه آن سه ـ چهار يار به ظاهر همسان راه‌هايي نه به يك شكل برمي‌گزينند. نه كه گزيري نباشد؛ گاه انتخاب است. آنچه در وجودشان جوانه زده پس پشت رفتارها و در با هم بودن‌شان رشد كرده به يك باره و بي‌تعارف رو مي‌شود. راه‌هاشان به صورت هم چنگ مي‌زنند. رمان «داستان من» گويه‌هاي خاموش مرد ميانسالي است از آن روزها؛ آن سال‌ها. انتخابي كه آشكارا قد برافراخته و ستيز ناگزير آنها را رو مي‌كند. حديث بودن آدم‌هايي چند بر آناتي از گردش اين كره خاكي كه بسيار آدم ديده و فراوان رويارويي. رمان «داستان من» ناخنكي است به حافظه پير اين كره خاكي. جمشيد طاهري شاعر و نويسنده‌يي است كه بيش از 10 رمان نگاشته اما در اين دهه آرام آرام از آنها فاصله گرفته ابتدا با رمان «شبانه‌هاي پدرم» با ژانر پيشين خداحافظي كرده و اكنون با اين رمان راه جديدي را مي‌آغازد. ديگر او به خوانندگان خاص ادبيات مي‌انديشد.

نام كتاب: دو لك‌لك بي‌خواب

شاعر: سيد محمد مركبيان

ناشر: نشر نيماژ

چاپ اول

4000 تومان

مجموعه شعر «دو لك‌لك بي‌خواب» نخستين مجموعه شعر «سيد‌محمد مركبيان» است مشتمل بر 66 قطعه از اشعار كوتاه او. اين كتاب كه در زمره سري كتاب‌هاي «پازل شعر امروز» توسط نشر نيماژ به بازار كتاب عرضه شده است، دربرگيرنده اشعاري است كه با رويكردي كمابيش مينيمال و زباني ساده و تخيلي مبتني بر كشف و تغزل شكل گرفته‌اند. شعر در شعرهاي اين مجموعه مي‌كوشد تا با گزاره‌هايي ساده و كوتاه، به يك پايان‌بندي تكان‌دهنده برسد و خواننده را به تفكر وا‌دارد. شعري كه در پي مي‌آيد، نمونه‌يي از اشعار اين مجموعه است: «نسيمي موها را/ از پيشاني‌ات كنار مي‌زند/ يعني دستم دارد/به تو فكر مي‌كند/باراني قطره‌قطره/ بر شانه‌هايت خيس مي‌شود/ يعني/دلتنگ توام/تلفن زنگ مي‌زند/و بي‌تفاوت به آتش سيگارت ادامه مي‌دهي/يعني نيستم/نيستم/نيستم.»

مردم سلدويلا

نويسنده: گوتفريد كلر

مترجم: علي عبدالهي

ناشر: مركز

چاپ اول، 1392

«مردم سلدويلا» مجموعه‌ دو جلدي هفتصد صفحه‌‌يي است كه جلد نخستش در 1856 و جلد دوم آن در 1873 در آلمان منتشر شد. كتاب حاضر گزينشي است از چهار داستان از هر دو جلد اين مجموعه. داستان‌هاي پانكراتس مغموم، سه شانه‌ساز شريف و آينه، بچه گربه از جلد نخست انتخاب شده و داستان آدم است و لباس، از جلد دوم. در پايان كتاب نيز چند قطعه كوتاه از كلر آمده كه نمونه‌هايي از نثرهاي كوتاه وي را نشان مي‌دهد. در اين داستان‌ها كلر شاعر به پختگي بي‌نظيري در بيان روح دوران و نيز زبان خاص خود دست مي‌يابد.

درباره مجموعه باد به دنبال خودش مي‌گردد
وهم و فقدان و هيچ انگاري
امير قناعت

حدود چند ماهي از انتشار مجموعه باد به دنبال خودش مي‌گردد مي‌گذرد كه فكر مي‌كنم يكي از اتفاق‌هاي خوب شعر سال گذشته بود؛ مجموعه‌يي با يك رفتار زباني طبيعي و نرم همراه با طيف حيرت‌آوري از تركيب‌هاي بديع و تازه با پريش‌هاي تركيبي خيلي اندك. مجموعه‌يي سوررئال (چرا كه جز مواردي اندك وظيفه‌يي كه شاعر برعهده اشعارش گذاشته در پي به دست دادن گزارشي كاملا صادقانه از تجربه مادي فرد نيست) كه با استفاده از روابط مجاورت به موقع، موقعيت‌هاي زباني ومكاني را به هم مي‌ريزد: درد يعني آمده‌يي در من بماني/يعني سيگار/كبريت/آتش/و دود كه نه /اين تويي كه دارم/بالا را رفتنت را تماشا مي‌كنم.

يا: پدر براي كشف ابرها/با هواپيما رفت/زمين قله‌هايش را/بدون گهواره سر راه زمين گذاشت.

يا: همين درخت كه خم مي‌شود/براي تو/آن قدر موسپيد مي‌كند/تا دست‌هايت خوشه‌يي برف بگيرد/. . .

و به راحتي كلمات كليدي بديلي براي آدمي مي‌شوند. طيفي گسترده از از نماهاي بسته مبتني بر مجاز جزء به كل و نماهاي باز و روايتي نوستالژيك وار از جهان اطراف شاعر:

جهان بيمارستان شلوغي بود كه ندانستي/از كجاي آن آمده‌ام نفهميدم/به كجا خواهي رفت/…

و اين‌گونه كليتي در يك بيمارستان به شكل اغراق خلاصه مي‌شود. قابليت خلق معناهاي تازه در اين دفتر قابل تحسين‌اند واقعيت‌هايي عريان از آنجا كه با نحوه ادراك ديگر تفاوت چنداني ندارند:

روبه‌روي هم مي‌نشينيم/لبخند مي‌زنيم/وتنها از دور/به يكديگر فكر مي‌كنيم/

تصويرسازي‌هايي كه خود حامل استعاراتي تازه‌اند. تاكيد يا همان دغدغه كتاب بر معنا بيشتر است تا زبان چون به نظر مي‌رسد كه بيشتر هدف شاعر از كاربرد فني زبان تا آنجايي است كه فقط ابهام ايجاد كند، چرا كه برخورد شاعر با جهان زباني نيست بلكه تجربي است:

تحمل كن پسر جان/ زندگي را تحمل كن/ همين روزا يك نفر/ ازميان ما بلند مي‌شود/ ني باريكي توي آب مي‌گذارد/ ودريا را بالا مي‌كشد/. . .

و نيز در پي اين مساله نيست كه تصويرها چقدر كلمات را تاييد مي‌كنند. شعرهاي اين مجموعه متضمن كيفيتي است كه با عرضه كردن همزمان لايه‌هاي مختلف به غني‌تر شدن معنا كمك مي‌كند هر چند در برخي جاها ريپ مي‌زند اما هر جا كه لازم باشد و دست دهد فرميك مي‌شود مثل شعر روزنامه يا قايقران و هر جا كه لازم نباشد نه. از لحاظ زبان نكته‌يي كه برجسته مي‌‌كند كاربرد تعدد فعل‌هايي است كه غالبا در پايان هر سطري جاي گرفته است و گويي بغض هر سطري را با اين فعل‌ها مي‌گيرد و به بار عاطفي سطرها از لحاظ فني افزوده است:

پا به زمينم گذاشتي /سرم سبز مي‌شد/ دست‌هايت را به باد دادي/ برگ‌هايم فرو ريخت/. . .

در اين مجموعه باد مي‌تواند گريزي از خود شاعر باشد كه لابه‌لاي عبورش با همه گفتمان دارد مونولوگي با خود. خويش را جاي اشياء مي‌گذارد. باد در تخيل خود با آنها حرف مي‌زند و خود جواب مي‌دهد و اين‌گونه تنهايي شاعر در اين شعر متمركز مي‌شود: /باد با خودش حرف مي‌زند/ باد به دنبال خوش مي‌‌گردد/ باد با شتاب مي‌دود/ و هيچ وقت نمي‌رسد.

باد به دنبال خودش مي‌‌گردد مجموعه شعري است كه با بازي‌هاي معنايي متفاوت، مخاطب خود را ترغيب به خواندن مي‌كند. اگر با ديد ساختارگرايانه به اين مجموعه نگاه كنيم (البته اگر اين عبارت محتوا همان ساختار است را كنار بگذاريم) هريك از چند تصويري كه با هم تركيب مي‌شوند كاملا به رابطه آن با تصوير ديگر وابسته است و اين تصاوير داراي معنايي نسبي و داراي هرگونه معناي ذاتي‌اند.

عبدي توجه خود را كاملا بر فرم متمركز نمي‌كند اما ساختار مناسبت ميان واحدها را حفظ مي‌كند. منظور از مناسبت‌ها همان توازي‌ها، تقابل‌ها و قلب‌ها و نظاير آن است. براي مثال رابطه چنگل با پا، دريا با گيسوان خميده، آسمان با بال و زمين با قبر و يا همساني مردان پا درخاك به پرچم در شعر «پرچم‌هاي بي‌سرزمين» از اين‌گونه‌اند يا توازي آخرين ستاره شهر با آخرين ستون شهر در شعر پيرمرد:

آخرين ستاره شهر/ سيگاري است/ كه در دستان‌ پيرمرد مي‌سوزد/ آخرين ستون شهر/ عصايي است/ كه مي‌رود/ و راه رفته را چوب مي‌زند.

عملكرد شاعرانه‌يي كه در اين مجموعه هست نشانه‌ها را ملموس مي‌سازد. يعني رابطه معمول بين نشانه و مصداق درهم مي‌ريزد و اين امكان را پديد مي‌آورد كه نشانه به عنوان موضوعي في‌نفسه داراي ارزش، استقلال معني پيدا كند و باعث شود ارتباط مخاطب و شعر راحت‌تر صورت پذيرد و پيام را قابل فهم‌تر كند.

/من نه دايره/ نه پاره خط/ من همان نقطه بودم/ كه ازتو شروع/ از تو جدا/ از تو دور شد/ رفت و ادامه‌اش/ لابه‌لاي سنگر/ سينه سربازي را سوراخ/و زمينش راسرخ كرد. . .

ارتباط بر خود پيام تاكيد دارد و كلمات دركانون توجه ما قرار مي‌گيرند و نشانه‌هايي كه در اشعار در اختيار داريم معادل يكديگر درمي‌آيند. آنها خيلي مناسب با هم تركيب و جمله‌سازي شده است. به گفته ياكوبسن نقش شعري انتقال اصل معادل سازي از محور انتخاب به محور تركيب است. واژه‌ها صرفا به اين خاطر در كنار يكديگر نيستند كه انديشه‌يي را منعكس كنند بلكه توالي آنها معطوف به انگاره‌هايي از شباهت، تقابل، توازي و نظاير آنها است:

من براي ديدن كسي به دنيا آمدم/ كه قدري شبيه من باشد/ كمي شبيه به تو/ هر بار كسي به درمي‌زند/ هردري كه باز شود/ صداي خنده زودتر مي‌رسد/ زودتر از چهره‌يي كه پيدايش نيست/ شايد عصا بگيرم/ از كوهستان بالا بروم/ روي طناب‌ها قدم بزنم/ به احترام هرچه ارتفاع كلاه بردارم از سر/ و بخندم/ به اعتمادي كه زمين به پاهاي ما داشت/ بخندم/ به درخت تنهايي/ كه مي‌خواست جنگل شود. . .

نشانه‌ها از رهگذر پيوند متقابلي كه دارند به يكديگر متصل شده‌اند. اين مجموعه يا متن به عقيده من دچار اشباع معنايي شده است يعني عاري از انگاره‌هاي صدايي و آوايي است يا انگاره‌هاي وزني و خواننده با اطلاعاتي فشرده مواجه مي‌شود و هرگونه افزايش اطلاعات

(معنا انگاري) منجر به كاهش ارتباط مي‌شود اما سازماندهي دروني خود را به خوبي حفظ كرده است و حداقل حشو معنايي را دارد. نشانه‌هاي موجود در آن جهت تسهيل امر ارتباط است نه انعكاس اطلاعات. كند و شاعر در اينجا مجموعه غني‌تري از پيام‌ها را توليد مي‌كند.

شاعر گاه در اين مجموعه شاعرانگي‌هاي روزمره را در تصوير‌هاي خيلي ساده كشف مي‌كند: /مورچه‌ها –تشييع مي‌كنند/ بال پروانه‌يي را/ كه باد با خودآورده بود/

نيز شاعر اصلا به دنبال ايجاد ابهام يا تزريق زوري آن به واسطه تركيبات غريب و پيچيده نيست به ديد امپسون اين واكنش خواننده است كه ابهام را پديد مي‌آورد ودر عين سادگي داراي مفروضات ضمني معناداري است كه متن آنها را به چالش مي‌كشد:/ همين روزها يكي از ميان ما بلند مي‌شود/ ني باريكي توي آب مي‌گذارد/ و دريا را بالا مي‌كشد/ تحمل كن پسر جان/ تشنگي را تحمل كن

ردپايي از گروتسك ظريف در تمام اشعار وي مشاهده مي‌شود و نيز نوعي روايت شعري يأس آلود در تصاويري كه ارائه مي‌دهد. خود عنوان مجموعه اين كد را به ما خواهد داد نوعي گزندگي كه اميدي ملموس را بر باد مي‌دهد.در پايان مي‌توانم بگويم تركيب‌هاي بديع و قابليت خلق معناهاي تازه در قالب واقعيت‌هايي عريان، تصويرسازي‌هايي كه خود حامل استعاراتي تازه‌اند و استفاده از كيفيات گوناگون براي غني‌تر شدن معنا از ويژگي‌هاي ديگر اين مجموعه است.

يادداشتي بر «سوء قصد به ذات همايوني»نوشته رضا جولايي
چيزي بيش از سقز
امين علي‌اكبري

تاريخ به طرق مختلف دست‌مايه نگارش داستان‌هاي گوناگون بوده و هست. اين داستان‌ها گاه برخوردي صرفا اسطوره‌يي با شخصيت‌هاي تاريخي داشته‌اند و فقط تصويري كاريكاتور‌گونه كه دلخواه خودشان بوده را از تاريخ ارائه داده‌اند؛ و گاه وقايع تاريخي را بستر خلق و پيشبرد خود قرار داده‌اند. اين برخوردهاي مختلف با پديده تاريخ، نتايج متنوعي را نيز به دست داده است. «سوء‌قصد به ذات همايوني» حاصل يكي از همين مواجهه‌هايي است كه با تاريخ صورت گرفته است. رضا جولايي اين رمان را نخستين بار سال 74 روانه بازار نشر كرد، و حالا پس از كمتر از دو دهه، مجددا توسط نشر افكار منتشر كرده است. در اين كتاب سال‌هاي پاياني حكومت قاجار، بستر زماني داستان است و همه‌چيز حول يك اتفاق شكل مي‌گيرد.

«سوء‌قصد به ذات همايوني» در بخش اول خود، همه‌چيز را براي مخاطب رو مي‌كند، و آن اتفاق را، كه از عنوان كتاب هم پيداست و حركتي است در راستاي از بين بردن شاه قاجار، تشريح مي‌كند. از اينجا به بعد هرچه هست توصيف سرنوشت شخصيت‌هاي داستان است، و در واقع اين كار را براي نويسنده سخت و حساس كرده است چرا كه او اصل اتفاق محوري را در ابتدا تشريح كرده است و حالا، پيشروي داستان و وجود جذابيت‌هاي داستاني، فقط و فقط بستگي به قلم و تكنيك نويسنده دارد. به همين دليل «سوء‌قصد به ذات همايوني» را مي‌توان يك حركت رو به عقب و يك حركت از كل به جزء دانست. كليتي كه براي مخاطب محرز شده، و حالا شكافتن آن و رسيدن به جزيياتي كه شكل‌دهنده بوده‌اند، و دوباره پرش به مقطع زماني آن اتفاق. تعدادي جوان كه در باكو تحت لواي «اجتماعيون عاميون» بوده‌اند، راهي تهران مي‌شوند و گروهي را تشكيل مي‌دهند براي معدوم‌ساختن شاه قاجار كه عرصه را بر مردم و نخبگان جامعه تنگ كرده است. گردابي كه مي‌تواند در اثري اين‌گونه كه درگير تاريخ، وقايع و تجربيات تاريخي است نويسنده را با خود به زير بكشد، افتادن به دام احساسات‌گرايي و تن‌دادن به شعارزدگي است. رضا جولايي نيز اسير اين گرداب شده و حالا ردپاي اين آفت را مي‌توان به وضوح در جاي‌جاي اثر او ديد. متني كه در همه ابعادش لبريز است از تعلق و پرداختن به شعارها. چه در شخصيت‌هاي داستاني كه به طرز غالبا مضحكي شعارزده خلق شده‌اند و احساسات‌شان مقدم بر حتي مستندات تاريخي قرار گرفته است، و چه در راوي و قلمش،كه شعارزدگي شخصيت‌ها را كامل مي‌كند. پرداختن به تضادهايي همچون فقر/ ثروت، عشق/نفرت، انديشه/عمل، عدالت/ ظلم و… كار را تا سطح يك آرمانشهرگرايي كامل تنزل داده است. همه شخصيت‌هاي زن/ نهايتا در تراژيك‌ترين وضعيت، مرگ را در آغوش مي‌كشند و قرار است احساسات مخاطب را زير و رو كنند. همه عشق‌هاي اين داستان نافرجام‌اند و شكست‌خورده، و از همه بدتر، همه آدم‌هاي خوب اين داستان جوياي عدالتند و بدها عامل به ظلم. اين مشكل حتي اگر در شخصيت‌هاي داستاني مبارز اين كتاب هم ناگزير باشد، در قلم راوي مي‌توانست تعديل شود و اتفاقا شعارزدگي شخصيت‌ها را هم تا حدودي كمرنگ كند. اما اين اتفاق نيفتاده و كتاب به يك رساله تمام قد در مذمت قدرت و ثروت، و در مدح عشق و عدالت تبديل شده است. امري كه اگرچه تا حدودي اقتضاي داستان‌ تاريخي است اما هدايت و كنترل آن است كه سرنوشت يك داستان را رقم مي‌زند.

از طرف ديگر، نوعي پرگويي به بدنه داستان ضربه زده است. شاخ‌ و ‌برگ‌ دادن بيش از اندازه به شخصيت‌ها و خلق سرنوشتي پر پيچ‌و‌خم براي هر يك و عدم استفاده صحيح از آن. يعني اين سرنوشت‌ها فقط و فقط براي شناساندن شخصيت‌ها رقم زده شده‌اند و كاربردي در اصل داستان ندارند، از همين جهت هم واژه «پرگويي» براي اين مبحث به كار برده شد. نويسنده همه‌چيز را در بخش اول رو كرده است و حالا براي فرار از كسالت‌بار بودن، به اين پرگويي روي آورده است.

«سوء‌قصد به ذات همايوني» داستاني است كه مي‌توانست گواه صادق‌تري باشد بر برهه حساسي از تاريخ: سال‌هاي آخر قاجار و نزديك به وقوع مشروطه! من اينكه جنبه داستاني قضيه هم آسيبي نمي‌ديد، اما حالا نه از مستندات تاريخي‌اش (و همين‌طور نبش قبر آدم‌هايي مثل ميرزارضا كرماني، لنين و صادق هدايت و ظهورشان در داستان) آبي گرم مي‌شود و نه داستانش آن‌طور كه بايد و شايد پيش مي‌رود.

در جايي از كتاب، يكي از شخصيت‌ها، در پاسخ به سوالي كه مي‌خواهد از ماندگاري مبارزي در سطح پايين، در تاريخ اطلاع پيدا كند، اين‌گونه مي‌انديشد كه: «آيا تاريخ براي اينها چيزي بيش از سقز است؟»

چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲
بازدیدها 867
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 27445
برچسب:

ارسال نظر:

تصویر کپچا
*

عضویت در خبرنامهء خبر شهری