خانه » شهر من » بازی‌های آیینی نوروز

بازی‌های آیینی نوروز

  مریم پهلوان ‌شریف* بازی‌ها؛ نمود فرهنگ کهن ایرانی آن‌گاه که عزم سفر می‌کنیم بالطبع به منطقه‌ای وارد خواهیم شد که آداب و رسوم خاص خود را دارد. یکی از این سنت‌ها که ...

 

  • مریم پهلوان ‌شریف*
  • بازی‌ها؛ نمود فرهنگ کهن ایرانی
    آن‌گاه که عزم سفر می‌کنیم بالطبع به منطقه‌ای وارد خواهیم شد که آداب و رسوم خاص خود را دارد. یکی از این سنت‌ها که البته ریشه‌ای کهن دارد، «بازی»ها است که می‌تواند نمود فرهنگ آن مردمان باشد. و «نوروز» که برای ایرانیان از دیرباز اهمیت و جایگاه ویژه‌ای داشته- و حتی از آن به عنوان مهم‌ترین رخداد سال، یاد ‌شده- قطعا بازی‌های متنوعی داشته است. این بازی‌ها، امروز دیگر رو به خاموشی می‌گراید و عزمی باید تا این گوشه از فرهنگ ایرانی‌- به مانند بسیاری دیگر- به خاطره‌ها نپیوندد. در مقاله زیر، به فاصله هفت روز تا نوروز، بازی‌های این ایام، مفصلا، شرح داده شده است. شاید که در یکی از سفرهایتان از نزدیک، یکی از این بازی‌ها را مشاهده کردید.

    ایران به عنوان بخشی مهم از تمدن کهن بشری، سرشار از آیین‌هاست. نوروز نیز با تاریخچه‌ای سه‌هزارساله جزو کهن‌ترین آیین‌های ملی در ایران به شمار می‌آید که خود دربرگیرنده سنت‌های بسیار است. آیین‌های نوروزی از چند روز پیش از گردش سال و در واپسین روزهای زمستان آغاز می‌شود و تا روز سیزدهم فروردین ادامه می‌یابد. می‌توان گفت بازی‌های آیینی نوروز نیز یکی از همین سنت‌های کهن به شمار می‌رود و هر یک دربردارنده جنبه‌ای منحصربه‌فرد از فرهنگ ایرانیان است که در گذشته اجرای آن‌ها از شب چهارشنبه‌سوری آغاز می‌شده و تا پایان ایام نوروز، با معانی خاص خود ادامه داشته است. از آن‌جایی که اکثر این بازی‌ها امروزه قدمت تاریخی و گستره جغرافیایی خود را از دست داده‌اند و به صورت محدود تنها در برخی مناطق اجرا می‌شوند، در یک نگاه کلی از آن‌ها به عنوان بازی‌های آیینی نوروزی یاد کرده‌ایم.
    آتش‌افروزی (آتش‌بازی، بوته‌افروزی)
    از روزگار کهن تا به امروز، مراسم شب چهارشنبه‌سوری با آتش‌بازی آغاز می‌شود. ایرانیان اعتقاد دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار، فضای خانه را از آلودگی‌ها و ناپاکی‌ها زدوده و دیو پلیدی را از محیط زندگی خود دور و پاک می‌سازند.
    هنگامی که آفتاب رو به غروب می‌گذارد و قبل از تاریک شدن کامل هوا رسم بر این است که هر خانواده بوته‌های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده روی بام یا حیاط خانه‌شان یا در گذرگاه در سه دسته، پنج یا هفت گله یا کپه (نمادی از تقدس اعداد پنج و هفت) می‌کنند و به دور هم جمع می‌شوند. پس از غروب کامل آفتاب زمانی که خورشید فرو رفت، بوته‌های جمع‌شده را به آتش می‌کشند، گویی که می‌خواهند آتش فروزنده‌شان جانشین آفتاب تابنده باشد. گاهی نیز اسفند و کندر بر آتش می‌ریزند تا چشم بد و تنگ‌نظری را از خود دور کرده باشند. سپس شادی‌کنان از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته‌های برافروخته می‌پرند تا ضعف و زردی ناشی از بیماری‌ها، غم و محنت یک‌ساله را از خود زدوده و سلامت و سرخی و شادی را در سال جدید به زندگی خود آورند. و در دل آرزو می‌کنند. مردم در هنگام پریدن از روی آتش ترانه‌هایی می‌خوانند:
    زردی من از تو سرخی تو از من
    غم برو شادی بیا محنت برو روزی بیا
    ای شب چهارشنبه،‌ای کلید چهار دنده، بده مرا بنده
    در کردستان هنگام چهارشنبه‌سوری کودکان آتش‌های نیمسوز مشتعل و بوته‌های شعله‌ور را بر سر بام برده و دور سر خود می‌چرخانند و در هوا پرتاب می‌کنند.
    در بیجار، زن‌ها خاکستر آتش شب چهارشنبه‌سوری را با عروسکی که قبلا درست کرده‌اند، از خانه بیرون می‌اندازند زیرا بر این باورند که عروسک بلاگردان اعضای خانواده خواهد شد.
    در روستاهای اطراف بندرعباس از ساعتی به غروب مانده در گوشه و کنار روستا ساز و دهل می‌زنند و می‌رقصند و شادی می‌کنند و سپس کپه‌های بوته‌ها را آتش می‌زنند و از روی آن‌ها می‌پرند.
    در خراسان هفت بوته آتش برپا می‌کنند و از روی آن می‌پرند حتی زن‌هایی که بچه شیرخوار دارند، بچه‌ها را در بغل گرفته و از روی آتش می‌پرند. در روستاهای اطراف خراسان هنگام پریدن از روی آتش این شعر را می‌خوانند:
    آلا به در بلا به در دزد هیز، از دها به در زیرا باور دارند که آلا- آل‌ها – و «آل» زنی بسیار لاغر و قدبلند است، که کارش دزدیدن جگر زن‌های نوزاست.
    در خور و انارک و نایین، هنگام غروب آفتاب افراد هر خانواده چند برگ خشک خرما را به پشت بام می‌برند و در زیر ناودان بام می‌افروزند، وقتی شعله کشید از بام به کوچه می‌افکنند و آن‌گاه کوزه‌های پر از آب را روی آتش می‌اندازند تا آب آتش را خاموش کند زیرا آن‌ها اعتقاد دارند که آتش مطلق هستی و حرکت و درخشش است و آب مظهر پاکی و یکرنگی، بنابراین این دو را با هم به کار گرفتن نشانه همه خوبی‌ها و نیکی‌هاست. در انارک پس از انجام این اعمال این شعر را می‌خوانند:
    غیلابی دَر غیلابی دَر مردمی بد از ما بی‌دَر
    یعنی: کلاغ مظهر شومی است بیرون رو و مردم بد از ما به در شوند.
    در آستارا و گیلان برای چهارشنبه‌سوری و آتش‌بازی بسیار حرمت قایلند. آن‌ها کپه‌های آتششان اعداد فرد 5، 7‌، 9 و از ساقه‌های برنج است و همه به طور مکرر از روی آن می‌پرند.
    در روستاهای مازندران کپه‌های آتش از بوته‌های گون، نی و ساقه برنج تشکیل و در غروب به آتش کشیده می‌شود و همه هفت بار از روی آن می‌پرند که سالخوردگان در پرش مقدمند سپس این شعر را می‌خوانند:
    من برمه ته سر می‌زرده ته تی سرخی مه
    یعنی: من از سر تو می‌پرم، زردی من از تو، سرخی تو از من.
    در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران هنگام ریختن اسفند و کندر در آتش سرودی که می‌خوانند کم و بیش مشابه است:
    بترکه چشم حسود و بیگانه چه بیرون و چه تو خانه
    شنبه زا، یکشنبه زا، دوشنبه زا سه‌شنبه زا، چهارشنبه زا، پنجشنبه زا، جمعه زا
    هر که از دروازه‌ها تو می‌یاد هر که از دروازه‌ها بیرون می‌ره
    داغ چشم، سیاه چشم، ازرق چشم بترکه چشم حسود و بیگانه
    چه بیرون و چه تو خانه
    بسیاری از سنت‌ها نیز با این بازی در شب چهارشنبه‌سوری درآمیخته‌اند همچون آیین کوزه شکستن و آب‌پاشی یا آب‌بازی که در بسیاری از نقاط ایران پیش از آتش‌بازی یا پس از آن با فلسفه اعتقادی خاص خود اجرا می‌شود. در خراسان پس از آتش‌بازی، مردم مقداری زغال به نشانه سیاه‌بختی، کمی نمک به علامت شورچشمی و یک سکه به نشانه تنگ‌دستی در کوزه‌ای سفالین می‌اندازند و هر یک از افراد خانواده کوزه را دور سر خود می‌چرخانند و آخرین نفر کوزه را سر بام خانه می‌برد و آن را به کوچه پرتاب می‌کند و می‌گوید: «درد و بلای خنه ر ریختم به توی کوچه» آن‌ها باور دارند که با دور افکندن کوزه تیره‌بختی، شورچشمی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می‌کنند.
    آتش‌بازی در میان برخی از روستاییان نقاط مختلف ایران در شب نوروز نیز اجرا می‌شود. آن‌ها در دامان طبیعت به تپه و کوه می‌روند و هر یک به نیتی در قله کوه آتش می‌افروزند. برخی برای باروری و افزونی دام‌هایشان اخگرهای آتش را در آغل‌ها یا طویله‌هایشان برپا می‌دارند. برخی دیگر برای گرمی و صمیمیت روزافزون میان اعضای خانواده شعله‌هایی از آتش را به اتاق، انبار و خانه می‌برند. برخی نیز شعله‌ای از آتش را بر سر گور مردگان خود می‌گذارند و مراسم شادی و بازی خود را در مزار رفتگان خانواده برگزار می‌کنند.
    در گذشته هنگام چهارشنبه‌سوری و شب سال نو حکومت‌ها مراسم آتش‌بازی را در میدان اصلی شهر یا روستا ترتیب می‌دادند و جوانان موشک و گلوله‌های آغشته به نفت را به آتش می‌کشیدند و گاهی نیز سوارکاران حکومتی هنگام سال نو سوار بر اسب‌هایشان نمایشی با چوب، به دور آتش در میدان اصلی شهر برپا می‌کردند. اما اکنون در کنار آتش‌بازی از انواع ترقه‌ها، فشفشه‌ها و باروت برای بازی، سرگرمی و روشن ساختن فضای شهر استفاده می‌شود.
    تخم‌مرغ‌شکنی یا تخم‌مرغ بازی:
    تخم‌مرغ‌بازی از جمله بازی‌های‌بسیار سرگرم‌کننده و جذابی است که در چهارشنبه‌سوری (معمولا قبل از غروب آفتاب)، شب سال نو و گاهی نیز تا دهم عید انجام می‌شود. این بازی ویژه مردم کردستان و نواحی کردنشین است که البته امروز تنها در برخی مناطق روستایی کردستان و منطقه روستانشین ماسوله هنوز در زمان خود انجام می‌گیرد.
    «هیلکه شکنی» اصطلاحی است که مردم نواحی کردنشین برای تخم‌مرغ‌بازی به کار می‌برند. در کرمانشاه «خاجنگی» و در یووالار اورمیه «یومورتا ساواش دیرماخ»، همچنین در ماسوله، «مٌرغَنه جنگ یا مرغنه وازی» نامیده می‌شود.
    تخم‌مرغ در فرهنگ ایرانیان تمثیلی از نطفه و باروری است. بنا بر این اعتقاد کهن، بسیاری از روستاییان در نواحی مختلف ایران این بازی را معمولا در کوه و جنگل و گاه بر سر زمین‌هایشان برپا می‌دارند به این نیت که در سالی که پیش رو دارند طبیعت با بختشان یار بوده و باروری محصولاتشان افزون شود.
    برای شرکت در این مراسم محدودیت سنی وجود ندارد. هرکسی که می‌خواهد در این بازی، تخم‌مرغ سفت و محکمی داشته باشد، می‌تواند تخم‌مرغش را رنگ کند. در یوالار معمولا برای این کار تخم‌مرغ را برای یک شب در پوست پیاز می‌گذارند تا رنگ بگیرد.
    شیوه بازی چنین است که در ابتدا افراد بر سر شکستن تخم‌مرغ طرف مقابل توسط تخم‌مرغ خود با هم صحبت می‌کنند. سپس یک نفر تخم‌مرغ را به نحوی در دست می‌گیرد که سر آن بیرون باشد و طرف مقابل بتواند با تخم‌مرغ خود به آن ضربه بزند. هر یک از تخم‌مرغ‌ها که شکست، صاحبش بازنده اعلام می‌شود و نوبت را به رقیب
    می‌سپارد.
    هرکسی که در بازی تبحر و شانس بیشتری داشته باشد می‌تواند در زمان کمتری تمام تخم‌مرغ‌های رقبا را شکسته و همه را جمع کند.
    در روستاها گاهی دامنه شرط‌بندی گسترش می‌یابد و به جای تخم‌مرغ شکسته، گوسفند و بز نیز مورد شرط‌بندی قرار می‌گیرد.
    گردو شکستن یا گردو بازی:
    برخی از مردم گردو شکستن را در گشایش بخت موثر می‌دانند. گردوبازی از جمله بازی‌های آیینی است که از روزگار کهن جزو بازی‌های نوروزی در میان مردم مناطق مختلف ایران به شمار می‌رود. اما اکنون اجرای این بازی از نظر جغرافیایی به گستردگی گذشته نیست و تنها در برخی از نقاط ایران در چهارشنبه‌سوری و ایام نوروز و در سیزده بدر با برگزاری مسابقه انجام می‌شود.
    در گذشته شیوه گردو شکستن در شب چهارشنبه‌سوری به شکل یک سنت قدیمی، به این شکل اجرا می‌شد که دخترهای دم بخت هفت گردو و مقداری نبات برمی‌داشتند و به کارگاه کوزه‌گری رفته و پشت چرخ کوزه‌گری می‌نشستند و چرخ را هفت بار می‌چرخاندند و با هر بار چرخش یک گردو می‌شکستند و مقداری پول و نبات به کوزه‌گر می‌پرداختند.
    گاهی نیز گردو شکستن در دباغخانه انجام می‌شد. به این شکل که دختران هفت گردو و هفت شمع و مقداری شیرینی و یک قوری برمی‌داشتند و همراه یک زن شوهر‌دار به دباغ‌خانه می‌رفتند و هفت گردو را بر سر هفت چاه دباغی زیر پا می‌شکستند و جای هر گردو یک شمع روشن می‌کردند. سپس دختران مقداری شیرینی به دباغ می‌دادند و قوری را از آب دباغ‌خانه پر می‌کردند و با خود به منزل می‌بردند. پس از انجام این مراحل، با اولین مردی که در برگشت روبه‌رو می‌شدند باید چند کلمه حرف بزنند و شیرینی در دهان او بگذارند. سپس دختران باید با آبی که از دباغ‌خانه آورده بودند هفت چهارشنبه غسل می‌کردند تا بختشان باز شود.
    اما امروز گردوبازی به شکلی متفاوت از سنت گذشته و تنها به عنوان سرگرمی در برخی از نقاط ایران در ایام نوروز و حتی پس از آن به عنوان یک بازی گروهی اجرا می‌شوند.
    شهمیرزاد، یکی از حاصلخیز‌ترین روستاهای استان سمنان برای کاشت گردو است. شاید به همین دلیل است که هرساله در ایام نوروز، به‌خصوص در روز سیزده بدر مسابقات گردو‌بازی میان اهالی روستا برگزار می‌شود.
    نحوه بازی به این شکل است که بازیکنان گردو‌ها را دو به دو روبه‌روی یکدیگر چیده و هر یک به نوبت با گردویی به نام کل یا تیره (گردوی بزرگ‌تر) به گردو‌ها می‌زنند. اگر نفر اول به گردو‌ها زد و آن‌ها را انداخت فعلا برنده محسوب می‌شود و بقیه بازیکنان باید به تیره او بزنند. هرکسی موفق شد صاحب همه گردو‌ها می‌شود درغیر این صورت نفر اول همه گردو‌ها را جمع می‌کند. تیله‌بازی:
    تیله از جنس شیشه است که معمولا داخل آن شیء رنگی قرار داده شده است. نام این توپ در نقاط مختلف ایران متفاوت است. اما متداول‌ترین نام آن همان تیله، گلوله یا گلول است. در گذشته و در ایام نوروز این بازی بیشتر در میان مردمان اهواز، لامرد و شهر‌های اطراف آن متداول بوده است. تیله‌بازی باید روی زمین خاکی و شن‌زار انجام شود تا تیله‌ها در پستی بلندی‌های زمین شن‌زار‌ گیر کند. این بازی از فاصله‌ای مشخص شروع می‌شود که معمولا تعداد بازیکنان هشت و شش نفر است که هر یک از افراد به نوبت تیله‌های خود را به سمت حفره‌ها می‌اندازند و کسی که تیله اول را می‌اندازد حفره اولی مال او است و هر کس که آخر می‌اندازد حفره آخری مال او می‌شود و باید تیله خود را به آن بیندازد. اگر بازیکنی موفق شد حفره بازیکنان دیگر را پر کند از او یک امتیاز می‌گیرد. و در نهایت هر کدام که زودتر به 12 امتیاز برسد بازی را برده است.
    شاه و وزیربازی:
    ترنابازی نام کهن شاه و وزیربازی است که تا چندی پیش در بیشتر شهرهای ایران به‌خصوص در ایام نوروز رایج بوده است و به بازی میر و وزیر یا شاوزیر نیز شهرت داشته است. در گذشته محلی که معمولا برای این بازی انتخاب می‌شد قهوه‌خانه‌ها بود و شیوه بازی به این شکل بود که ترنا‌بازان حلقه‌وار می‌نشستند به طوری که فضایی در میان آن‌ها باز باشد. ریش‌سفیدان و بزرگان و سادات معمولا در صدر مجلس می‌نشستند. برای آغاز بازی نخست صلواتی می‌فرستادند و نوبت اول را به ریش‌سفید بازی می‌سپردند. سپس وی قاپ (وسیله ترنابازی که سطح اول آن شاه (حکم‌کننده) سطح دوم آن، وزیر (مجری حکم)، سطح سوم دزد (مجرم) و سطح چهارم، شیخ (پوچ) معنی دارد) را می‌انداخت. اگر سطح اول یعنی نقش اسب می‌آمد پادشاه می‌شد و فرمان بازی یا حکم بازی را به دست می‌گرفت و نفر بعدی که نقش قاپش خر می‌افتاد نقش وزیر یا اجرا‌کننده حکم را بازی می‌کرد. سپس شیوه‌های گوناگونی در مجازات و تنبیه دزد به کار می‌بردند از قبیل بر کف دست زدن یا به پشت بازیکن ضربه‌های محکم زدن، سبیل کشیدن و… البته این تنبیه‌ها در میان گروه لوطیان و جاهلان بزن بهادر صورتی کاملا خشن داشت.
    یکی از نکات بسیار جالب بازی این بود که اگر بازیکنانی که سید یا پیر و مورد احترام جمع بودند قاپشان با نقش دزد بر زمین بنشیند به احترام سیادت و سالخوردگی آن‌ها، شاه دستور می‌دهد تا همه قهوه‌خانه‌نشینان یک‌صدا صلوات بفرستند. این‌گونه افراد را در بازی ترنا (آدم صلواتی) می‌گفتند.
    امروزه اجرای ترنابازی یا همان شاه و وزیربازی دیگر به صورت گسترده در ایام نوروز مانند گذشته انجام نمی‌شود شاید بتوان گفت که تنها در محافل خانوادگی و گاهی در میان کودکان آن هم نه صرفا در ایام نوروز اجرا می‌شود.
    از دیگر بازی‌های نوروزی را که می‌توان گفت اجرای آن‌ها در ایام نوروز و مواقع دیگر، به طور کلی در میان کودکان و بزرگسالان در گذشته رواج داشته اما با گذشت زمان به دست فراموشی سپرده شده‌اند و دیگر انجام نمی‌شوند، به اختصار بیان می‌کنم:
    بازی چلتوپ:
    در گذشته توپ‌بازی بچه‌ها چلتوپ نام داشت نه فوتبال. در آن روزگاران، کاسب‌کاران، محصلان و بچه‌های یک محل پول جمع می‌کردند و یک قطعه لاستیک می‌خریدند و یکی از بچه‌های باذوق، دور آن را قالیچه می‌دوخت که هم خاصیت لاستیکی آن کم شود و وقتی به دروازه می‌خورد، زیاد پرتاب نشود وقتی به بازیکنان می‌خورد، درد نیاورد. این بازی را همه تهرانی‌ها، البته پسربچه‌های قدیم می‌دانستند و بازی می‌کردند. یخچال‌ها و خندق‌های دور شهر جای مناسبی برای بازی چلتوپ بود. همچنین یکی از بازی‌هایی بود که پسربچه‌ها را در ایام نوروز به‌خصوص روز سیزده بدر بسیار سرگرم ساخته و گاهی بزرگ‌تر‌ها را نیز در شادی کودکانه‌شان شریک می‌ساخت.
    الک دولک بازی:
    الک دولک بازی تفریح بسیار جالبی بود که تا چند دهه پیش در میان پسربچه‌ها و حتی بزرگسالان محلات تهران به عنوان سرگرمی در ایام تعطیل نوروز و دیگر روزها انجام می‌شد. این بازی چنین بود که طبق قرعه‌کشی شخص منتخب چوب بزرگی را که در بازی به آن دولک می‌گویند در دست می‌گرفت و چندین چوب کوتاه را که الک می‌نامند روی دو آجر یا دو سنگ قرار می‌داد و به وسیله چوب ضخیم و بلند چوب کوچک را به فضا پرتاب کرده و ضربه شدیدی را به آن وارد می‌کرد و بازیکنانی که با فاصله ایستاده بودند اگر چوب کوچک را می‌گرفتند برنده شده و به جای بازیکن نخست قرار می‌گرفت و این دور تسلسل همچنان ادامه می‌یافت.
    بازی الک دولک را در شیراز (چلک مسته) در لار (لگ دار) در اصفهان (پل جفتک) در کرمان (چفته بازی) در بروجرد و همدان (اله چو) در مازندران (ارچه خلوف) در قزوین (الا چنبش) می‌نامند.
    *کارشناس ارشد پژوهشکده مردم‌شناسی

  • روزنامه بهار
دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۱
بازدیدها 681
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 24593

ارسال نظر:

*


عضویت در خبرنامهء خبر شهری