خانه » سینما و فیلم » تئاتر » سقوط دانیل حکیمی از “پلکان”

سقوط دانیل حکیمی از “پلکان”

دانیال حکیمی در نمایشی به کارگردانی هادی مرزبان از “پلکان” سقوط کرد.

نمایش “پلکان” دوری آدم ها در جریان زندگی از انسانیت را یاد آور می شود. انسان هایی که در نهایت به مکافات عمل خود گرفتار می شوند.
در نمایش “پلکان” به نوشته اکبر رادی بلبل شخصیتی است که از دیگران پلکانی می سازد تا از آنها بالا برود، داستان “پلکان” در روستایی حوالی رشت اتفاق می افتد.
بلبل با بازی دانیال حکیمی در ابتدا یک انسان بی خیال از دنیاست و همه او را ملامت می کنند پس از گذشت مدت کمی از نمایش مشخص می شود که بلبل گاو یکی از اهالی روستا را دزدیده و با پولی که با فروش گاو به دست می آورد یک مغازه جگرکی باز می کند.
در صحنه بعد بلبل زیر گوش معتمد و بزرگ روستا قصه حسین کرد می خواند تا دختر نگون بخت و علیل وی را به زنی بگیرد در حالی که بلبل همزمان دختری (بمانی) را به عقدی دارد با بازی مژگان خالقی، که پس از با خبر شدن از ماجرای خواستگاری و امتناع بلبل از ازدواج با او خود را در رودخانه غرق می کند.
بلبل با ازدواج با دختر بزرگ حاجی (محترم) پول زیادی به جیب می زند عایدات این ازدواج مغازه دوچرخه سز باز می کند و برادر بمانی را به شاگردی می گمارد.
برادر بمانی همسری دارد که بیمار می شود و باید او را در بیمارستانی بستری کند که از وی 500 تومان هزینه بستری کردن می خواهد، در این راستا برادر بمانی از بلبل قرض می خواهد و دست رد به سینه اش می خورد پس ناامید به خانه بر می گردد و زن خود را مرده می یابد و….
بالاخره در صحنه آخر پس از سال ها شاگرد مغازه دوچرخه سازی، نوکر پیر خانه بلبل و محترم، همان کسی که خواهر و همسرش را به خاطر ستم بلبل از دست داده، با کارد میوه خوری قصد جان بلبل را می کند و بلبل که به خاطر اختلاف با فرزندش و حرص مال دنیا به قلبش دو سکته کرده است از ترس کشته شدن به دست پیرمرد خدکتکار برای بار سوم سکته می کند و دار فانی را وداع می گوید.
هادی مرزبان در ایده اجرایی خویش در مواقع تعویض صحنه از موجوداتی شبیه انسان استفاده کرده که به جان یکدیگر افتاده اند و بر هم ستم روا می دارند و همین امر به همراه تغییر صحنه ریتم “پلکان” را کند می کند.
نمایشی رئالیستی که در مواقع تعویض صحنه با نورهای تیز، معمولاً با نور قرمز، به اجرائی اکسپرسیونیستی مبدل می شود در این اجرا مولفه ای ظاهری و مشخص در متن نمایشنامه رادی که اتفاقاً کنش مند است توسط هادی مرزبان ظاهری تر می شود بنابراین نمی توان وجود شبه انسان ها را کمکی به پلکان دانست.
بن اندیشه رادی مکافات عمل است و بهتر می بود المان هایی در این راستا پررنگ تر می شد که در بطن متن رادی نهفته است.
مسئله دیگر زبان و مکان، که در دو مولفه این نمایش می بایست مستقر باشد.
یکی طراحی صحنه و دیگری لهجه کاراکترهاست که تقریباً هر دو با ضعف روبروست.
لهجه ها شمالی نیست و طراحی صحنه جز چند وسیله موجود در صحنه نشانی از شمال کشور ندارد.
هادی مرزبان وظیفه انتقال زمان و مکان نمایش را فقط به دوش دیالوگ های نمایش گذاشته است چه بهتر است که در اینگونه نمایش ها برای موسیقی متن از موسیقی و آواهای محلی استفاده می شد.
باید به طراحی صحنه جالب توجهی اشاره کرد که با هر 45 درجه چرخش زمان و مکانی جدید برای مخاطب رونمایی می کند.
اگر اتفاقات اصلی نمایش برروی پله ها می افتاد پله ها به المانی خاص و تأثیرگذار مبدل و هادی مرزبان از جایگاه کارگردانی متوسط برای “پلکان” به کارگردانی شانص تبدیل می شد دانیال حکیمی بازیگر نقش بلبل در ابلاغ جوهره نقش چندان موفق عمل نمی کند، صداسازی در بازی حکیمی به چشم می خورد و بنابر نظریه های بازیگری که بزرگان تئاتر دنیا همچون استاد نیسلاوسکی ارائه داده اند و تعریفی است از ارائه موقعیت، باور پذیری، متبلور شدن حس و نهایتاً عمل و عکس العملی متبغ از آن بازی دانیال حکیمی چندان به چشم نمی آید مگر لحظاتی که او در مکانی ثابت ایستاده و در صحنه می درخشد، گمان بر این مسئله می رود که بازی حکیمی در قالب لنز برروی او تأثیر گذاشته که لحظات ناب بازیش در حالت سکون است، هرچه به پایان “پلکان” نزدیک می شویم به کاراکترهایی که دانیال حکیمی قبلاً بازی کرده، بازی وی رو به بهبود می گذارد از بازی مژگان خالقی هم نباید گذشت زیرا که بازی در لحظه یا حضور در لحظه را به خوبی درک کرده و نبوغ خود را نشان می دهد.
به گفته گرونفسکی که بنیان گذار تئاتر بی چیز است بازیگر مهمترین اصل تئاتر است چراکه همه عناصر اجرا را می توان حذف کرد به غیر از بازیگر حال اگر برروی بازی های کار چندانی نشده باشد یک نمایش در سطح نازلی اجرا می شود که نمایش پلکان مرزبان با بازی ضعیف از این نقیصه برخوردار است.
مورد دیگر زمان طولانی و ریتم کند “پلکان” آن هم به خاطر عبور از صحنه ای به صحنه دیگر با حضور شبه انسان ها و جابجایی کند صحنه بر یک محور دور است که تماشاچی را خسته می کند.
نمایش “پلکان” هادی مرزبان در سالن اصلی تئاتر شهر بهمن و اسفند 91 در حال اجرا است./ي2
يادداشت از عباس منتظري./باشگاه خبرنگاران
شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۱
بازدیدها 938
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 22461

ارسال نظر:

تصویر کپچا
*

عضویت در خبرنامهء خبر شهری