خانه » گفتگو » در جست و جوی هویت گمشده

در جست و جوی هویت گمشده

نمایشنامه «پلکان» که به قلم اکبر رادی در سال 1362 نوشته شده، یک تراژدی اجتماعی و واقع‌گراست که در پنج تابلوی به هم پیوسته تنظیم شده است.این نمایشنامه درباره پروسه ...

نمایشنامه «پلکان» که به قلم اکبر رادی در سال 1362 نوشته شده، یک تراژدی اجتماعی و واقع‌گراست که در پنج تابلوی به هم پیوسته تنظیم شده است.این نمایشنامه درباره پروسه شکل گیری یک سرمایه‌دار از آغاز تا لحظه فروپاشی اوست. هادی مرزبان کارگردان توانا و شناخته شده عرصه تئاتر طی چندین سال گذشته تقریبا تمامی‌آثار رادی را به اجرا درآورده و این بار برای دومین بار نمایشنامه «پلکان» را که بار اول در سال 63 کار کرده بود، در تالار اصلی تئاترشهر به صحنه آورده است. در این نمایش که هرشب ساعت 18:30 اجرا می‌شود، دانیال حکیمی، ایرج راد، علی رامز، صدرالدین حجازی، خسرو احمدی، روح‌الله کمانی، مهدی عبادتی، ارجمند، مژگان خالقی، علی خازنی، محمد اسدی، محمد علایی، علیرضا ناصحی، پرستو دامغانی، باقر مرادی، اکبر داوودی، شبیر پرستار، مرتضی ریحانی، عباس شامحمدی و … به ایفای نقش می‌پردازند.

 اکبر رادی

اکبر رادی

شما سال 63 هم نمایشنامه «پلکان» اثر استاد رادی را روی صحنه بردید. چه دلیلی باعث شد که تصمیم بگیرید دوباره این نمایشنامه را اجرا کنید؟

به چند دلیل من این کار را دوباره دست گرفتم، یکی از دلایل این بود که نسل فعلی تئاتر ما کلا این تئاتر را آن زمان ندیده؛ یک نسل کلا عوض شده و دانشجویان و علاقه مندان به تئاتر فعلی آن زمان نبودند که ببینند و بعضا از من می‌خواستند که این نمایشنامه را دوباره اجرا کنم تا ببینند. دلیل دوم این بود که هر تئاتری به‌خصوص تئاتر اجتماعی درست بازتاب جامعه ای است که این تئاتر در آن دارد اجرا می‌شود و دلیل دیگر این بود که برخلاف بعضی دوستان که ظاهر آثار تئاتری را فقط نگاه می‌کنند و می‌گویند که آثار آقای رادی تاریخ مصرف دارد، من می‌خواستم بگویم که اینطور نیست و به عنوان نمونه این نمایش در آن زمان حرف خودش را داشت و الان هم این نمایش حرف خودش را دارد و انگار برای همین زمان نوشته شده، پس زمان و مکانی ندارد. تمام این دلایل باعث شد که من پلکان را مجدد کار کنم.

دقیقا این نکته ای که شما اشاره کردید برای مخاطب ملموس خواهد بود، اینکه این متن با فضای جامعه امروزی همخوانی دارد و نشان‌دهنده این است که با گذر زمان همواره تاریخ و آدم‌ها تکرار می‌شوند.

و در نتیجه این متن هم واقعا کهنه شدنی نیست. همان طور که همیشه ابلیس از خلقت انسان وجود داشته، «بلبل»ها(1) هم در اطراف ما و در جامعه بودند و هستند و فقط باید ببینیم‌شان که رادی اینجا خیلی زیرکانه ذره بین اش را روی این قشر گذاشته و به ما نشان می‌دهد.

این نگاه و توجه به مسائل اجتماعی از نقاط پررنگ در آثار استاد رادی هست که روی آن تاکید داشتند. آیا توجه به این دست از مسائل اجتماعی از دغدغه‌های شما بوده که باعث شده تصمیم بگیرید نمایشنامه‌های استاد رادی را اینطور مداوم و به طور کامل طی سالهای گذشته روی صحنه ببرید؟

از همان زمانی که جوان بودم و به قول معروف جویای نام، من هرگز تئاتر کار نمی‌کردم که فقط نمایشی را روی صحنه بیاورم و به گونه ای دیگر اشتیاق برای فقط به اجرا درآوردن و روی صحنه بردن نداشتم و اگر کاری را اجرا می‌کردم دردی داشتم، درد دلی داشتم و مساله داشتم و برای بیان آن مساله بود که تئاتر کار می‌کردم و بزرگترین دغدغه در طول کارم و تمام عمرم دو مساله بزرگ بوده، یکی بی عدالتی و دیگری فقر. با این دو مساله از زمان نوجوانی و جوانی آشنا هستم و خیلی خوب فقر و بی عدالتی را لمس کردم و می‌شناسم. در نتیجه در کارهای من اینها نمایان است و از اولین کارهایی که زمان دانشجویی ام هم می‌کردم اینها بوده. به هر حال من مترصد این بودم که مسیر خودم را در جایی پیدا کنم، یاری، کتابی، متونی را پیدا کنم تا بتوانم حرفم و دردم را به وسیله آن بیان کنم. بهترین محملی که پیدا کردم و در واقع شانسی که آوردم این بود که در یک شب سرد زمستانی در سال 1362 به وسیله دوستی با زنده یاد رادی آشنا شدم و همان ملاقات باعث شد که پی‌ریزی پلکان آغاز شد و از آن به بعد من وقتی هر کدام از آثار رادی را می‌خواندم حس می‌کردم خود من نوشتم اینها را و بهترین محمل شد برای بیان این مسائل فقر که در تمام آثار رادی هم هست و موج می‌زند و من هم بالطبع جذب این کارها شدم.

البته آن نگاه واقع گرایانه استاد رادی هم از دیگر عواملی است که باعث می‌شود تماشاگر ارتباط بهتری با نمایش برقرار کند.

دقیقا.

و عامل دیگر تاکید بر مساله هویت در نمایش‌ها است. برای خود شما این موضوع چقدر اهمیت دارد؟

من همیشه چه زمانی که تدریس می‌کردم در دانشکده‌های مختلف و چه زمانی که با اعضای گروه‌های نمایشی ام کار می‌کنم، همیشه می‌گویم اول هویت خودمان را به عنوان یک ایرانی، به عنوان کسی که دارد درگوشه ای از مشرق زمین زندگی می‌کند، نباید از دست بدهیم و گم کنیم. متاسفانه گاهی اوقات می‌بینم برخی از جوانان تو گویی شناسنامه‌های شان را گم کرده‌اند، هویت هایشان را فراموش کرده‌اند و ما باید دنبال این هویت باشیم و همیشه حتی در آن طرف دنیا هم اگر کاری انجام می‌شود بدانیم که مُهر و شناسنامه ایرانی بودن و مشرق زمینی بودن در آن دیده شود. حالا از این طرف تئاتر هویت هم همینطور است، شما آدم‌های رادی را نگاه کنید، باری به هر جهت نیستند. کارهای رادی فرق اش با من و شما این است که آدم هایش هویت دارند. اگر شخصیتی در نمایشنامه هایش دارد که قاتل است، این قاتل شعر هم می‌گوید، یا اگر فلان آدم دزد است، ممکن است عاشق هم شود.

پیشینه افراد برای مخاطب روشن می‌شود؟

بله، انسان‌اند و دارای هویت کامل هستند. خود من هم عاشق این نوع کاراکترها هستم. به همین دلیل وقتی از این طرف و آن طرف نمایشنامه به من می‌دهند و می‌خوانم می‌بینم من را ارضا نمی‌کند، شخصیت‌ها روی هوا هستند، مثل حباب‌اند و به راحتی می‌ترکند. رادی سطح سلیقه ام را بالا برده. به عنوان مثال اگر می‌خواهد مساله را در صفحه پنجم عنوان کند از صفحه اول زمینه‌اش را می‌چیند. حتی خود دیالوگ‌ها و متن کلی هم برای خودش هویت دارد.

اشاره به دیالوگ کردید. ادبیاتی که در متن‌های استاد رادی هست، خاص ایشان است و البته متفاوت. از این جهت که تاکید بر فرهنگ عامه دارند که در این نمایش هم دیده می‌شود و شاید این یکی از عواملی باشد که مساله زمان و طولانی بودن نمایش را کم رنگ می‌کند. در حال حاضر انتخاب متنی با چنین حجمی‌به دلیل سلیقه و حوصله بیشتر مخاطبان ریسک است که مبادا مخاطب خسته شود. شما به این ریسک هم فکر کردید؟

بله، این خیلی مشکل است که نمایشی با دو ساعت و نیم زمان به اجرا برود و تماشاگر تکان نخورد و خسته هم نشود. من همیشه به بچه‌ها می‌گویم که این کار یکی از موفقیت‌های ما است.

از دیگر آثار استاد رادی کدام یک در همین سبک تراژیک اجتماعی هستند که فقط متعلق به زمان خودشان نیستند و قابلیت این را دارند که دوباره اجرا شوند؟

با حساسیتی که من روی شخص رادی و قلم اش دارم، می‌توانم قاطع بگویم که تمام آثار رادی این ویژگی را دارند منهای یکی از کارهایش که آن را هم چند بار دورخیز کردم که کار کنم، ولی به نظرم یک مقدار دور است از زمان ما. اما شما نگاهی گذرا به این مجموعه آثار داشته باشید: «شب روی سنگفرش خیس»، «لبخند باشکوه آقای گیل»، «آمیز قلمدون»، « هاملت با سالاد فصل»، «آهسته با گل سرخ»، «پایین، گذر سقاخونه» و «ملودی شهربارانی»، کدام یک از اینها مال زمان ما نیست؟ تمام اش را می‌توان گفت که هست.

بعد از این کار، نمایش بعدی ای که پیش بینی کردید در چه فضایی است؟ آیا باز هم از آثار استاد رادی نمایشی را به صحنه می‌برید؟

تقریبا می‌توانم بگویم من تمام آثار بزرگ زنده یاد رادی را کار کردم. یک نمایشنامه مانده که اگر تمام شرایط مهیا باشد کار آینده من آن خواهد بود و اسم اش «از پشت شیشه ها» است. (1) بلبل: لقب شخصیت اصلی نمایش پلکان است که با دزدی و دروغگویی و خوردن حق دیگران زندگی اش پیشرفت می‌کند و در نهایت هم به زوال می‌رسد.

منبع: آرمان – فرناز فرضی

یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱
بازدیدها 874
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 21873
برچسب:

Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری