خانه » موسیقی » موسیقی پاپ و بحران‌هایش / ملاقات در زیر زمین

موسیقی پاپ و بحران‌هایش / ملاقات در زیر زمین

  مهدی میرمحمدی * پای صحبت‌های محسن‌رجب‌پور، نیلوفر لاری‌پور و محمدحسین توتونچیان موسیقی مردمی ایران چه آن گاه که دغدغه خردورزی دارد و چه آن گاه که در شکل مصرفی و برای مناسبت‌های ...

 

  • مهدی میرمحمدی
  • * پای صحبت‌های محسن‌رجب‌پور، نیلوفر لاری‌پور و محمدحسین توتونچیان

    موسیقی مردمی ایران چه آن گاه که دغدغه خردورزی دارد و چه آن گاه که در شکل مصرفی و برای مناسبت‌های مردمی مورد استفاده قرار می‌گیرد یک شاخه ندارد. یک سو موسیقی لس‌آنجلس است، یک سو موسیقی جوان‌تر ایرانیان مهاجرت‌کرده یا متولدشده در اروپا. یک سو جریانی است که از سال 75 کار خود را در ایران آغاز کرده‌ و سوی دیگر جریانی که در سال‌های اخیر به امید شبکه‌های ماهواره‌ای غیرسیاسی پا به صحنه گذاشته‌اند. عده‌ای هنوز به شکل‌های رسمی انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت فکر می‌کنند. چهره‌هایی در این سال‌ها از ایران مهاجرت کرده‌اند و پاتوق فرهنگی خود را تغییر داده‌اند. حالا دوبی و مالزی هم به پاتوق‌های هنرمندان مهاجر موسیقی پاپ تبدیل شده است. در این سال‌ها شاهد رشد «رپِ فارس» بوده‌ایم که
    از اساس قید دریافت مجوز را زده است. شاخه‌ای در موسیقی سنتی ما وجود دارد که رفتارهای فرهنگی‌اش خیلی دور از موسیقی پاپ نیست. در کنار این‌ها در نظر داشته باشید انواع گروه‌های تجربی‌تر را که موسیقی معروف به تلفیقی، راکِ فارسی یا متال ایرانی را دنبال می‌کنند. وقتی در مورد موسیقی مردمی ایران صحبت می‌کنیم صحبت از یک شکل و نوع صدا نیست. اتفاقا مدام با پیشنهاد‌های صوتی تازه‌تر روبه‌رو می‌شویم اما به نظر می‌آید دایره پذیرفته شدن این تجربه‌ها در بازار نشر رسمی مدام محدود‌تر می‌شود. حالا با یک جست‌وجوی اینترنتی با گروه‌هایی روبه‌رو می‌شویم که شاید به لحاظ ممیزی هم مشکل چندانی ندارند اما علاقه‌ای هم به بالا و پایین کردن پله‌ها و پشت در اتاق‌های وزارت ارشاد ایستادن نداشته‌اند. این گزارش به مشکلات و بحران‌های آن بخشی از موسیقی مردمی می‌پردازد که هنوز دوست دارد از طریق مجرا‌های قانونی منتشر شود؛ آن بخشی از اهالی موسیقی پاپ که می‌خواهند امکان برگزاری کنسرت و ملاقات با هوادارانشان را در بعدازظهر تعطیل داشته باشند. این روز‌ها شنیده می‌شود که موسیقی پاپ رسمی به لحاظ تیراژ با افت روبه‌رو شده است. در چند سال اخیر کم بوده‌اند ملودی‌ها و ترانه‌هایی که امکان فراگیر شدن داشته‌اند. در نظر بگیرید که ما در یک کشور 75‌میلیون‌نفری زندگی می‌کنیم. نمی‌توانیم تصور کنیم که حضور موسیقی در زندگی روزمره این جمعیت کم شده است. پس چه عواملی باعث این کاهش تیراژ شده است. ناشران حوزه موسیقی معمولا علاقه‌ای ندارند که تیراژ آثارشان را اعلام کنند اما شنیده‌های بهار اشاره دارد که این روز‌ها تیراژ آثاری که عرضه سوپرمارکتی می‌شود از حدود 80‌هزار‌نسخه آغاز می‌شود. برای شرکت‌های پخشی که این آثار را در سوپرمارکت‌ها و بقالی‌ها عرضه می‌کنند، این حداقل تیراژ است. اما این به معنی آن نیست که همه این تیراژ به فروش خواهد رسید. گاهی بخشی از این تیراژ اول سرنوشتی جز مرجوع شدن ندارد. آثاری که کشش عرضه در سوپرمارکت‌ها را ندارند تیراژشان حدود پنج تا 10‌هزار‌نسخه است. تعداد ستاره‌هایی که این روز‌ها می‌توانند به تکثیر‌های بعدی نگاه داشته باشند زیاد نیست.
    سیروان خسروی، رضا صادقی، بنیامین بهادری، احسان خواجه‌امیری، محسن یگانه، محسن چاوشی و یکی، دو نام دیگر معدود خواننده‌هایی هستند که می‌توانند به عدد‌های بالای‌ 80 هزار تیراژ فکر کنند. یکی از تهیه‌کنندگان حوزه موسیقی به بهار می‌گوید: «بعید می‌دانم که امسال کسی توانسته باشد تیراژ 500‌هزار‌نسخه‌ای داشته باشد.» در نظر داشته باشید در همان سال‌های اول دولت اصلاحات تیراژ چهره‌های موسیقی پاپ به یک‌میلیون‌نسخه رسیده بود و صحبت از رکوردهای دو‌میلیون‌نسخه‌ای و بیشتر می‌شد. برای شنیدن از بحران‌های موسیقی پاپ در این روزها، پای صحبت‌های «نادر رجب‌پور» (تهیه‌کننده)، نیلوفر لاری‌پور (ترانه‌سرا) و حسین توتونچیان (تهیه‌کننده) نشستم.
    موسیقی راه خود را پیدا می‌کند حتی از لای جرز دیوار
    محسن رجب‌پور یکی از باسابقه‌ترین تهیه‌کنندگان موسیقی پاپ محسوب می‌شود. او مدیرعامل موسسه «ترانه شرقی» و تهیه کننده آلبوم‌های گروه آریان و بنیامین بهادری بوده است. از او درباره مسئله کاهش تیراژ‌ها در این یکی، دو سال اخیر می‌پرسم. او اعتقاد دارد «افت تیراژ در حوزه موسیقی پاپ نه به این یکی، دو سال اخیر که نتیجه یک پروسه 10ساله است. عمده‌ترین دلیل شاید گسترش رسانه‌های حامل موسیقی باشد. ما بیش از آن‌که با افت تیراژ روبه‌رو شویم با افت فروش قانونی آثار موسیقایی روبه‌رو هستیم. پیش از این 10 سال حامل‌های موسیقی به یکی، دو شکل معطوف می‌شدند ولی رشد اینترنت باعث شد که حامل تاثیر‌گذار دیگری پا به میدان بگذارد که در نهایت باعث کاهش فروش قانونی در حوزه موسیقی را به‌دنبال داشت. به نظر من هنوز همه گونه‌های موسیقی مشتری دارند اما این مشکل بیشتر برای گونه‌هایی از موسیقی پیش آمده است که عمده آدم‌های استفاده‌کننده از آن، یعنی جوانان دسترسی بیشتری به اینترنت دارند. افرادی که موسیقی‌های غیرپاپ را دنبال می‌کنند معمولا سن و سال بالاتری دارند، در نتیجه استقلال مالی‌شان هم بیشتر است و می‌توانند این وقت و هزینه را برای موسیقی مورد علاقه خود بگذارند. به همین خاطر می‌بینیم سی‌دی‌های آثار جدی‌تر کمتر با مسئله کپی شدن روبه‌رو هستند اما در حوزه موسیقی پاپ چه آن‌ها که مجوز دارند و چه آن‌ها که ندارند در کمتر از نیم‌ساعت کارهایشان برای دانلود رایگان روی اینترنت قرار می‌گیرد. آلبوم دوم گروه آریان زمانی که حامل صوتی خلاصه در کاست و سی‌دی می‌شد که آن هم تازه آمده بود در دو‌میلیون و 700هزار‌نسخه منتشر شد. ما هنوز هم سوپراستار‌هایی مثل محسن یگانه، بنیامین بهادری، رضا صادقی و… داریم که در تیراژ‌های 500هزار‌نسخه‌ای وارد بازار نشر می‌شوند اما تیراژ اغلب آدم‌ها به 10هزار تا هم نمی‌رسد. یکی از مهم‌ترین دلایل این مسئله همان مشکل کپی‌های غیرقانونی است. اما مسئله به همین جا ختم نمی‌شود.» او آسیب‌های دیگر را اینچنین توضیح می‌دهد: «تکرار یکی دیگر از عواملی بود که باعث شد با کاهش علاقه‌مندی مخاطب روبه‌رو باشیم. وقتی هنرمندان جوان برای انتشار کارشان به ما مراجعه می‌کنند، جلسه می‌گذاریم که کار را بشنویم و بررسی کنیم. در بیشتر موارد کار‌ها چیزی برای گفتن و ارائه کردن ندارند. اتفاقا آن بخش‌هایی را که هنرمند به خاطر آن‌ها به کارش می‌نازد یا شبیه فرد دیگری شده یا تکرار یک کارِ تجربه شده است.» او می‌افزاید: «از اول انقلاب مسئله آموزش موسیقی به دست فراموشی سپرده شد. به یکباره بعد از جنگ مدیریت فرهنگی متوجه خلأ در حافظه شنیداری مردم شد. به همین دلیل به نیرو‌های آموزش‌ندیده میدان برای حضور داده شد اما این حضور همراه با تخصص نبود. به خاطر همین در گام اول با سوپراستارهایی روبه‌رو شدیم که شبیه خواننده‌های دیگر می‌خواندند و بعد از چند سال مردم دیگر به این هنرمندان واکنش اولیه را نشان ندادند. ولی هنوز هم وقتی خواننده‌ای با شناسنامه خودش وارد صحنه می‌شود، می‌بینیم که جامعه واکنش مثبت نشان می‌دهد.» اشاره می‌کنم به مسئله ممیزی و این‌که در این شرایط یک تهیه‌کننده نمی‌تواند سراغ موسیقی راک برود، چراکه می‌داند کلام این نوع موسیقی نمی‌تواند از ارشاد مجوز بگیرد. استفاده از کلام انتقادی طبیعی‌ترین حق موسیقی راک است. رجب‌پور می‌گوید: «بگذارید من از در دیگری جواب بدهم. در قدم اول موسیقی راک یا انواع دیگر موسیقی را که وزارت ارشاد با آن‌ها مشکل دارد می‌گذاریم کنار و فقط در مورد موسیقی پاپ صحبت می‌کنیم. از 14-13 سال پیش شاهد بودیم که این دایره ممیزی می‌خواهد بزرگ‌تر بشود. با سیستم‌های نظارتی روبه‌رو بودیم که با دید باز‌تری با مسئله برخورد می‌کردند. نخستین بازخورد مثبت این مسئله جذب بیشتر آدم‌ها بود. کار به جایی رسید که بازار ایرانی با بازار موسیقی ایرانی‌هایی که در ایران زندگی نمی‌کنند می‌توانست رقابت کند و در این رقابت پیروز هم باشد. موسیقی‌ای که در ایران تولید می‌شد، می‌توانست برای مخاطب قابل لمس و درک‌شدنی‌تر باشد. حتی خیلی از کارهای ایرانی‌های خارج از ایران زمانی مورد توجه بیشتر قرار می‌گرفت که شعر یا ملودی آن در ایران ساخته شده بود. اما در سال‌های 87 تا 89 دایره ممیزی و نگاه به موسیقی تنگ و تنگ‌تر شد. در بخش نظارت با نگاه‌های تک‌بعدی غیرکارشناسانه روبه‌رو شدیم که نتیجه‌اش در حوزه موسیقی پاپ برعکس شدن جهت مهاجرت بود. آن‌ها که علاقه‌مند بودند در ایران کار کنند، دیدند نمی‌توانند خود را با شرایط وفق دهند. بسیاری در همین سال 91 برای ادامه کارشان به مهاجرت فکر می‌کنند. نتیجه این می‌شود که چند سال بعد در حوزه نشر مجبوریم با هنرمندان خودی‌ای رقابت کنیم که این روزها در حال تبدیل شدن به غیرخودی‌ها هستند.» رجب‌پور به موسیقی زیرزمینی اشاره می‌کند: «من اعتقاد دارم ما در ایران موسیقی زیرزمینی نداریم. این عنوان در کشورهایی کاربرد دارد که هنرمند می‌تواند آزادانه از طریق شرکت‌ها و تولیدکنندگان اثرش را منتشر کند ولی به هر دلیلی نمی‌خواهند. ما در ایران با دو نوع موسیقی روبه‌رو هستیم؛ آن‌ها که از پس پروسه دریافت مجوز برمی‌آیند و آن‌هایی که خواسته یا ناخواسته نمی‌توانند مجوز بگیرند. الان تعداد هنرمندانی که اصلا به دریافت مجوز فکر هم نمی‌کنند زیاد شده است از طرفی مدیریت فرهنگی هم ایده‌ای برای جذب آن‌ها ندارد. گاهی تصمیم‌هایی در یک دوره گرفته می‌شود که عوارضش می‌ماند برای دولت‌های بعدی. گاهی نتیجه تصمیم‌های ناپخته‌ای که امروز گرفته می‌شود بعد‌تر دیده خواهد شد. زمانی من را مواخذه می‌کردند که چرا به اساسنامه شرکتم یعنی تولید و تکثیر موسیقی عمل می‌کنم. در جواب می‌گفتم موسیقی راه خود را پیدا خواهد کرد. اگر در را ببندید از پنجره می‌آید، پنجره را ببندید از لای جرز دیوار وارد می‌شود. حالا بعداز سال‌ها می‌بینم همان آدم‌ها دنبال راهی هستند که از طریق موسیقی صدای‌شان را به جامعه برسانند.» در انتها اشاره به محدودیت سخت‌افزاری موسیقی در ایران می‌کنم. این‌که گفته می‌شود به لحاظ قیمت اجاره سالن کنسرت ایران از گران‌ترین کشورها است. رجب‌پور با یک مثال صحبت‌های خود را به پایان می‌رساند: «در شهر واشنگتن سالن بسیار شیکی وجود دارد به اسم «لیونر هال» با ظرفیت هزارو 700نفر و کیفیت نور و صدای خوب. در سال 2010 اجاره این تالار پنج‌هزار دلار بود که با دلار هزارو 50تومان هزینه اجاره آن می‌شد حدود 5 ‌میلیون تومان. همان سال اجاره یک سالن با این ظرفیت در شهر تهران حدود 30‌میلیون تومان بود.»
    از ماست که برماست
    از نیلوفر لاری‌پور، ترانه‌سرا می‌پرسم در این سال‌ها کارهای کمی توانسته‌اند به صداهایی فراگیر تبدیل شوند. فکر می‌کنید چرا این اتفاق افتاده است؟: «آخرین باری که کاری از من بین مردم شناخته شده مربوط به ترانه «ازم نخوا با تو بمونم» می‌شود که ناصر عبداللهی آن را خواند. در این سال‌ها شاید پنج، شش تا کار از من عرضه شده باشد که نه شنیده شده‌اند و نه توجهی به آن‌ها شده. این هم دلایل مختلفی دارد. مثلا من نمی‌دانم چطور می‌شود ممیزی برای عده‌ای باشد و برای عده‌ای دیگر نه. چند وقت پیش مجموعه ترانه‌هایم را برای چاپ کتاب دادم به وزارت ارشاد. برایم عجیب بود که در شورای کتاب هیچ ایرادی به این ترانه‌ها گرفته نشد. ما این‌جا اگر حرفی بزنیم می‌شویم دشمن، نارفیق. هیچ‌کس هم قبول نمی‌کند که این‌ها انتقاد‌های صنفی و کاری است. چطور باید توقع کیفیت و فراگیر شدن داشته باشیم، وقتی دور هم جمع می‌شوند و دو ماه یک کار بیرون می‌دهند. چرا باید انتظار داشته باشم این آلبوم‌ها کارهای خوبی از آب دربیایند. نمی‌خواهند هم قبول کنند اگر هم این کارها تا حدی شنیده می‌شود ربطی به کیفیت کار آن‌ها ندارد. دلیل، پخش‌ هزارباره کلیپ این کارها از شبکه‌های ماهواره‌ای بوده است. دلیل، حضور خواننده در تیتراژ یک سریال بوده. در این آلبوم‌هایی که دو ماهه تولید می‌شوند، خواننده اصلا نمی‌داند قرار است چه چیزی بخواند.»
    او در ادامه می‌گوید: «نمی‌توانیم بگوییم مخاطب وجود ندارد. والله در همین کنسرت‌هایی که برگزار می‌شود می‌بینیم مردم از در و دیوار آویزان هستند. فلان خواننده می‌گفت سال پیش فقط 3‌میلیارد تومان از اجرا‌های ارگانی پول درآورده‌ام. این گردش مالی وجود دارد ولی برای عده‌ای خاص. برای خواننده‌ای که برای رفتن به برنامه تلویزیونی پول و سکه می‌گیرد که اگر خواننده باشعوری بود موقع اجرا اشاره‌ای هم داشته باشد که این شعر را فلانی گفته است. ببینید «از ماست که بر ماست». می‌توانیم مدام دم از فرهنگ غنی‌مان بزنیم اما
    در زیرآب‌زنی استاد شده‌ایم. زمانی وقتی می‌گفتند مافیای موسیقی، می‌گفتم مورچه چیه که کله پاچش چی بشه اما الان قاطعانه می‌گویم که این مافیا وجود دارد، آن هم خیلی بزرگ‌تر از چیزی که به نظر می‌آید. الان اگر کسی این حرف‌ها را بخواند می‌گوید همش دارد از خودش مثل می‌زند ولی چرا در این سال‌ها دیگر اسمی از من، افشین یداللهی، محمدعلی بهمنی و سعید امیراصلانی نیست.»
    لاری‌پور به کمی دورتر اشاره می‌کند: «زمانی ما توانسته بودیم با موسیقی پاپ لس‌آنجلسی رقابت کنیم. آن‌قدر که آن‌وری‌ها هم تصمیم گرفتند حرکت کنند و سطح کار خود را ارتقا بدهند. ما توانسته بودیم سطح سلیقه مخاطب را بالا ببریم. ولی حالا نسل جوان‌تر برای این‌که اسمش کنار فلان خواننده بیاید حاضر است تن به ترانه مجانی بدهد. تازه در نسل جوان هم هروقت با کسی روبه‌رو می‌شوی که در کارش توانایی و استعداد دارد، می‌بینیم پشت در مانده است. من این را بار‌ها دیده‌ام. خوب‌ها کار اجراشده ندارند. میان جوان‌ترها هم کار کسانی شنیده می‌شود که یاد می‌گیرند خودشان را به این مافیا بچسبانند. من اعتقاد دارم کار خوب در بد‌ترین شرایط هم شنیده می‌شود اما به شرطی که امکان عرضه پیدا کند.»
    از او در مورد ممیزی سوال می‌کنم؛ این‌که ترانه‌سرایی به لحاظ موضوعی دچار محدودیت است. لاری‌پور در این‌باره می‌گوید: «در زمینه کار اجتماعی نهایت چیزی که می‌شود درباره آن حرف زد، اعتیاد است. هر چیزی بیشتر از این، تعبیر به سیاه‌نمایی می‌شود. ببینید آخر حرفمان می‌رسد به ممیزی و محدودیت اما از مشکلات اخلاقی خودمان هم نمی‌توانیم بگذریم. چند نفر از ترانه‌سرا‌هابازداشت می‌شوند، یکی دیگر می‌آید می‌گوید من به احترام این‌ها دیگر ترانه نمی‌گویم. بعد عکس‌هایش با حال بد و زیر سرم منتشر می‌شود. یعنی یک جوری به هر بهانه‌ای برای مطرح کردن خودمان استفاده می‌کنیم. چند وقت پیش می‌خواستیم آلبومی برای بچه‌های بی‌بضاعت کار کنیم که هشت ترانه‌سرا در کنار هشت آهنگساز قرار بگیرد، اما تقریبا هیچ دو نفری را نتوانستیم کنار هم قرار بدهیم. خیلی زود کار می‌کشد به این‌که اسم من باید قبل از اسم فلانی بیاید. فلانی باشد من نیستم و… حساب کنید، برای یک کارِ دلی بدون پول، وضعیت رفتاری ما این است. آن یکی منتظر است که دوستش عطسه کند تا بنشیند یک مقاله 80صفحه‌ای بنویسد. بله آخر مشکلات ممیزی است اما خودمان هم مقصریم. تا زمانی که قرار است عده‌ای دور هم جمع شوند و دوماهه یک آلبوم جمع کنند نه خبری از کار خوب خواهد بود و نه دوستان دور هم می‌گذارند کسی وارد کار شود. یکی می‌گفت فلان خواننده شب عید برای حضور در یک برنامه تلویزیونی 100‌میلیون تومان پول خواسته و تلویزیون هم این پول را داده. پس وضعیت اقتصادی این حوزه خیلی هم بد نیست اما ماجرا شده مثل فوتبالمان. فوتبالیست‌ها این روز بهترین ماشین‌ها را سوار می‌شوند و بیشترین حقوق‌ها را می‌گیرند ولی نتیجه‌اش می‌شود بازی
    استقلال-پرسپولیس که هیچ‌کس در زمین کاری نمی‌کرد.»
    در فضایی محدود
    از محمد حسین توتونچیان مدیر موسسه «ققنوس» می‌پرسم آیا در حوزه موسیقی پاپ با افت تیراژ‌ها روبه‌رو هستیم؟: «ما در موسیقی پاپ با افت تیراژ روبه‌رو هستیم ولی این ربطی به افت کیفیت ندارد. افت تیراژ به فرهنگ موسیقایی مردم ربط پیدا می‌کند. اگر مردم عادت به خرید محصول ارژینال داشتند و ما با مسئله دانلودهای اینترنتی روبه‌رو نبودیم به‌طور حتم تیراژ‌ها بسیار بالاتر از چیزی بود که امروز می‌بینیم. ما اگر در این زمینه فرهنگ‌سازی کنیم بعد از مدتی با این مسئله روبه‌رو نخواهیم بود. حتی آن‌هایی که از حداقل محبوبیت و کیفیت برخوردار هستند با تیراژ‌های بالا‌تری می‌توانند در صنعت نشر موسیقی حضور داشته باشند. بخشی از این فرهنگ‌سازی می‌تواند از سوی رسانه‌ها انجام شود اما در نهایت بدون برخورد انتظامی مسئله کپی‌رایت حل نخواهد شد. در حال حاضر نه مردم این مسئله را رعایت می‌کنند و نه مراکز عرضه موسیقی و نه صاحبان سایت‌های اینترنتی. فکر هم نمی‌کنم فرهنگ‌سازی در این زمینه بدون برخورد‌های انتظامی جوابگو باشد. در حال حاضر جمعیت بالایی از مردم از موسیقی استفاده می‌کنند اما بدون این‌که بهایی برای آن پرداخته باشند. برای مردم این طور جا افتاده برای موسیقی گوش کردن یک فلش مموری لازم است که پر شده باشد از فایل‌های‌ ام‌پی3. اگر این مسائل حل شود مطمئن باشید تیراژها در موسیقی پاپ حداقل 10برابر این خواهد بود.» از او می‌پرسم آیا مسئله کیفیت در این افت تیراژ موثر نبوده است؟: «کیفیت یک مسئله نسبی است. شما ممکن است بگویید موسیقی پاپ ما افت کرده اما فرد دیگری کیفیت آن را قابل قبول بداند. صحبت درباره کیفیت به سلیقه شخصی آدم‌ها خیلی وابسته است ولی من اعتقاد دارم در آهنگسازی و کلیت موسیقی پاپ ما اتفاق‌هایی در حال شکل‌گیری است اما این اتفاق‌ها باید در فضای اجتماعی عرضه شوند، آن وقت مردم با استقبال کردن یا نکردن رای خواهند داد که کیفیت موسیقی پاپ ما در چه مرحله‌ای است.» درباره مسئله ممیزی می‌پرسم که چقدر می‌تواند در محدود شدن صنعت نشر موسیقی تاثیر داشته باشد؟ «شاید دیدگاه شخصی من با یک سبک خاص از موسیقی همراه و سازگار باشد اما وقتی از مسند یک تصمیم‌گیرنده با کل جامعه روبه‌رو هستیم مسئله فرق می‌کند. بخش زیادی از مسئله ممیزی باید به مردم سپرده شود. ممیز اصلی مردم هستند؛ ممیزی‌ای که توسط دولت‌ها اجرا می‌شود به محدود شدن فضای فرهنگی ختم می‌شود. این محدود شدن فضای فرهنگی که می‌گویم فقط مربوط به خود موسیقی نیست. در حال حاضر ما با محدودیت مکان‌های فرهنگی روبه‌رو هستیم. نتیجه این شده که بین سالن‌هایی که در آن کنسرت برگزار می‌شود بر سر گران‌تر کردن اجاره‌بهای سالن‌ها مسابقه ایجاد شود. در حالی اگر در شهر تهران 15 سالن ویژه اجرای موسیقی داشتیم آن وقت شرایط فرق می‌کرد. آن وقت هنرمند و تهیه‌کننده هم می‌توانستند تصمیم‌گیرنده باشند. تیراژ 800‌هزارتا شاید در حال حاضر و در صنعت موسیقی پاپ ما یک رویا به نظر بیاید اما اگر مردم حاضر به خرید محصول ارژینال باشند و موسیقی را کالای رایگان فرض نکنند و از طرفی شرایط برای عرضه هم فراهم باشد آن وقت خواهید دید که برای کشوری با حدود 75‌میلیون جمعیت، 800‌هزار تا تیراژ خیلی رویایی‌ هم محسوب نمی‌شود.»

  • منبع: روزنامه بهار
سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۱
بازدیدها 693
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 20621

ارسال نظر:

*


عضویت در خبرنامهء خبر شهری