خانه » فرهنگ و ادب » وقتی برتون و دالی جلو ایرانی‌ها لنگ می‌اندازند!

وقتی برتون و دالی جلو ایرانی‌ها لنگ می‌اندازند!

حسین پاینده با بیان این‌که بسیاری از تجربیات روزمره ما سوررئالیستی است، گفت، شاید اگر آندره برتون و سالوادور دالی به کشور ما می‌آمدند، باید می‌گفتند، دست مریزاد! ما باید ...

حسین پاینده با بیان این‌که بسیاری از تجربیات روزمره ما سوررئالیستی است، گفت، شاید اگر آندره برتون و سالوادور دالی به کشور ما می‌آمدند، باید می‌گفتند، دست مریزاد! ما باید جلو شما لنگ بیندازیم! 726.jpg

این منتقد ادبی همچنین گفت، آندره برتون «بوف کور» صادق هدایت را به عنوان مظهر تمام‌عیار سوررئالیسم ستایش کرده است.

به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حسین پاینده که امروز (دوشنبه، 18 دی‌ماه) با موضوع «تاثیر روان‌کاوی بر سوررئالیسم» در انستیتو روان‌پزشکی تهران سخنرانی می‌کرد، گفت: سوررئالیسم نحله‌ای هنری است که چندان در ادبیات امروز ما طرفدار ندارد.

او همچنین با اشاره به رواج اشتباه در املای واژه «سوررئالیسم» که به اشتباه به صورت «سورئالیسم» نوشته می‌شود، ادامه داد: «سور» یعنی «فراتر رفتن» و در لغت، سوررئال به معنای «فراتر از امر واقع» است.

پاینده سپس درباره پیدایش اصطلاح سوررئالیسم اظهار کرد: نخستین‌بار گیوم آپولینر در قرن 18 این اصطلاح را برای نمایشگاه‌هایی به کار برد که عجیب و غریب بودند. امروزه نیز هر فیلم و یا نقاشی که اجزایش نامرتبط باشد، سوررئالیستی نامیده می‌شود، اما کاربرد دقیق این اصطلاح در تعریف آندره برتون، بنیان‌گذار سوررئالیسم، آمده است.

این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به تعریف آندره برتون از سوررئالیسم، عنوان کرد: این تعریف به‌شدت به عرفان کلاسیک ما و سویه ضدتعقلی آن شباهت دارد، اما این جنبه از سوررئالیسم هنوز در کشور ما مورد توجه قرار نگرفته و پیوند بزرگان ادبیات ما با سوررئالیسم هنوز نامکشوف است.

پاینده سپس گفت: آندره برتون مقاله مفصلی هم درباره «بوف کور» نوشته و آن را به عنوان مظهر تمام‌عیار سوررئالیسم ستایش کرده است.

او اضافه کرد: بسیاری از افراد می‌گویند «بوف کور» را خواندیم و نفهمیدیم. برای فهم آن باید در جریان تجربه‌های راوی قرار بگیرید.

این استاد دانشگاه همچنین ادامه داد: خاستگاه جنبش سوررئالیسم شعر بود و بعد وارد نقاشی، مجسمه‌سازی‌، عکاسی و حتا فیلم‌سازی شد.

او سپس عنوان کرد: با مرگ برتون، سوررئالیسم هم به عنوان یک جنبش ادبی – هنری به پایان رسید، اما امروز سوررئالیسم به عنوان یک سبک همچنان باقی است. کتاب «سوررئالیسم و نقاشی» نوشته برتون توجه نقاشان را به سوررئالیسم جلب کرد.

او در ادامه با نمایش تابلوهای «مناظر سوررئالیستی» ولادیمیر کوش، «زمان میخکوب‌شده»، «تکثیر غیرمجاز»، «خفته بی‌پروا» و «عهدشکنی تصاویر» رُنه ماگریت، «صبحانه خزه‌دار» مرت اپنهایم، «پرواز سنجاقک جلو خورشید» خوان میرو، «دگردیسی نارسیس»، «دریاچه کوهستانی» و «تلفن خرچنگی» سالوادور دالی و چند تابلو سوررئالیستی از ایران درّودی، بانوی نقاش ایرانی، تحلیل‌هایی درباره این آثار ارائه کرد.

پاینده همچنین گفت: ویژگی بنیادین سوررئالیسم ترکیب دیالکتیکی امر واقعی و غیرواقعی، یعنی بیداری و رؤیاست. در این تقابل تا به حال انسان در فلسفه همیشه تلاش کرده واقعیت را به‌عنوان اصل درنظر بگیرد، اما سوررئالیست‌ها امر غیرواقعی خواب و هذیان را مبنا قرار می‌دهند. به همین دلیل است که می‌گویند بگذارید انسان رؤیاپردازی کند.

او افزود: سوررئالیست‌ها تکنیک «نگارش خود به خودی» را برای همین امر وضع کرده‌اند که طبق این تکنیک مؤلف باید دست خود را باز بگذارد و حتا می‌تواند دستور زبان را نقض کند، چرا که منطق تعلیق می‌شود و زبان هم که بخشی از منطق است، نقض خواهد شد.

این منتقد ادبی در ادامه یادآوری کرد: نگارش غیرارادی یا خود به خودی اصطلاحی است که در کتاب «میدان‌های مغناطیسی» آندره برتون به کار رفته است. این کتاب تاکنون به فارسی ترجمه نشده، اما شرحی از آن در کتاب «مکتب‌های ادبی» رضا سیدحسینی آمده است.

او همچنین اظهار کرد: سوررئالیست‌ها می‌گفتند پناه بردن به مواد افیونی، اراده کردن دوران کودکی و بی‌خوابی، راه‌های دست‌یابی به شهود هستند. کشف و شهود، خلسه و رؤیا و جنون کلیدواژه‌های سوررئالیست‌ها هستند.

پاینده در ادامه تأکید کرد: «نگارش خود به خودی» همان «تداعی آزاد» است که روانکاوها در مطب خود از آن استفاده می‌کنند. سوررئالیست‌ها می‌گفتند اندیشه را از قید و بند عقل آزاد کنید و به همین دلیل به خواب مصنوعی یا هیپنوتیزم هم گرایش بسیاری داشتند.

این منتقد ادبی و مترجم همچنین گفت: در ادبیات جهان بسیاری از مواقع جنون به عقل رجحان‌ دارد؛ به عنوان نمونه در «خشم و هیاهو» اثر ویلیام فاکنر فصل اول را کسی روایت می‌کند که یک بیمار روانی است. در ادبیات کلاسیک ایران هم مثال‌های متناقض با عقل فراوان است.

او سپس با اشاره به این‌که هنر از طریق وارد کردن شوک به مخاطب بر او اثر می‌گذارد، گفت: دو مرحله در شکل‌گیری سوررئالیسم، «نگارش غیرارادی» و «نقاشی‌های عالم رؤیا» است.

پاینده همچنین درباره رُنه ماگریت گفت: یکی از کارهای او مجسمه‌ای است که روبه‌روی موزه هنرهای معاصر قرار دارد و کسی را نشان می‌دهد که روی نیمکتی نشسته، قفسه سینه‌اش باز شده و چند کبوتر از آن بیرون آمده است. در موزه هنرهای معاصر همین‌طور تابلوهای نقاشی هیتلر و نسخه اصل برخی از شاهکارهای هنر مدرن وجود دارد که در زیرزمین موزه نگه‌داری می‌شود و خدا کند آن زیرزمین نمور نباشد!

او در ادامه با خواندن بخشی از رمان «بوف کور» صادق هدایت گفت: این توصیف‌ها بسیار شبیه به یک تابلو سوررئالیستی است. نثر هدایت در این اثر یک تجربه تصویری است و برای فهم «بوف کور» باید آن را تجسم کنیم. این ایماژهای دهشتناک فقط حکایت از درون‌گرایی مفرط راوی در «بوف کور» دارد. در جای جای «بوف کور» لحن راوی نشان می‌دهد که او موجودی تک‌افتاده و تنهاست و برقراری ارتباط بین او و دیگران دشوار است.

پاینده سپس اظهار کرد: بسیاری از تجربیات روزمره ما سوررئالیستی است و ما آن‌ها را نه در رؤیا، بلکه در بیداری تجربه می‌کنیم. این تجربه‌های سوررئالیستی می‌تواند عبور از خیابان، همسایگی و روابط ما با همسایگان و بسیاری چیزهای دیگر باشد. آن‌چنان که شاید اگر آندره برتون و سالوادور دالی به کشور ما می‌آمدند، باید می‌گفتند دست مریزاد! ما باید جلو شما لنگ بیندازیم.

این استاد دانشگاه همچنین تأکید کرد: تفسیر با خلق اثر متفاوت است. سوررئالیست‌ها معتقد بودند، برای خلق یک اثر سوررئالیستی باید عقل را موقتا کنار گذاشت. اما ما هنگام تحلیل اثر به نظریه‌ها استناد می‌کنیم و تحلیل معنا یک فرایند تعقلی است.

او ادامه داد: ما هر نوع ترکیب نامعقول را در معماری یا نقاشی و رمان، سوررئالیسم نمی‌دانیم. تلقی متعارف و عامیانه این است؛ در حالی که در سوررئالیسم، امر واقعی و غیرواقعی برای کاوش روان ترکیب می‌شود و بنابراین معنایی در خود دارد.

پاینده همچنین گفت: اگر در معماری با تلفیق‌های عجیب و غریب مواجه هستیم که معنایی را به ذهن متبادر نمی‌کنند، باید تأسف بخوریم که در حال از دست دادن یک هویت هستیم، اما این نیز ممکن است که در حال کسب یک هویت جدید باشیم که هنوز با آن آشنا نشده‌ایم؛ مثلا معماری کتابخانه ملی جدید تلفیقی از معماری سنتی ایرانی و معماری خارجی است که معماری پست‌مدرن محسوب می‌شود.

این استاد دانشگاه همچنین با تأکید بر این‌که ما در نقد ادبی مجاز به تفسیر نیستیم، گفت: در نقد ادبی ابتدا تحلیلی از اجزای اثر ارائه می‌کنیم و سپس استفاده از مفاهیم و روش‌شناسی یک تئوری برای تبیین معنا صورت می‌گیرد.

دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۱
بازدیدها 1,308
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 17607
برچسب:


Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری