خانه » فرهنگ و ادب » شعر » شعر – منوچهر آتشی – حادثه در بامداد

شعر – منوچهر آتشی – حادثه در بامداد

پنهان به نیزار آسمان گلی دمیده غایب چشمانمان همین که گنجشکان امان بریده اند از سبزینه همین که فراموش کرده سدر بزرگ سکون درختیش را و مضطرب شده ناگاه کشف دل آدمی وارش را در پیش ...


پنهان به نیزار آسمان
گلی دمیده غایب چشمانمان
همین که گنجشکان
امان بریده اند از سبزینه
همین که فراموش کرده سدر بزرگ
سکون درختیش را
و مضطرب شده ناگاه کشف دل آدمی وارش را در پیش گنجشکان
همین که من
دور از تو در کنار تو هستم پیش از سپیده دم
و گل های شب گشا پارس می کنند به سمت ماه
پنهان به نیزار خدا
گل دمیده غایب چشمانم ما

سه شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۰
بازدیدها 1,235
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 160

Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری