خانه » فرهنگ و ادب » کتاب » «نیل» در کتابفروشی‌ها جاری شد

«نیل» در کتابفروشی‌ها جاری شد

مجموعه داستان «نیل» نوشته محمد تقوی به همت انتشارات چشمه منتشر و به کتابفروشی‌ها عرضه شد. به گزارش خبرنگار مهر، نیل، آس گشنیز، بازی، سفید، بینابین خطوط حامل، هرزه‌ویل، قرمز، لیلی ...

مجموعه داستان «نیل» نوشته محمد تقوی به همت انتشارات چشمه منتشر و به کتابفروشی‌ها عرضه شد.

به گزارش خبرنگار مهر، نیل، آس گشنیز، بازی، سفید، بینابین خطوط حامل، هرزه‌ویل، قرمز، لیلی مجنون، قتل و بادکنک مشکی از داستان‌های این کتابند.

این کتاب را می‌توان حاصل سال‌ها داستان‌نویسی تقوی دانست که پیش از این برخی از آثارش در نشریات ادبی به چاپ رسیده و در بوته نقد هم قرار گرفته است. منتقدان ادبی او را نویسنده‌ای موفق می‌دانند و حال باید دید چاپ نخستین مجموعه داستانش چه واکنش‌هایی را به دنبال خواهد داشت.

در تورقی اجمالی بر کتاب، با شیوه نگارشی روان رو به رو می‌شویم که داستان‌هایی را به سبک کارهای همیشگی تقوی روایت کرده‌اند. توصیفات داستانی بیش از دیالوگ‌های فرد به فرد به چشم می‌خورد و همین امر کتاب را به مجموعه داستان‌های امروزی نزدیک‌تر می‌کند.

بخشی از داستان «سفید» بدین شرح است: «بیرون تاریک است. برف می‌بارد، سریع و در خط‌های مورب. نه از آن برف‌هایی که مثل پر فرود می‌آیند و آرام می‌نشینند، گلوله‌های پرآبی که در یک خط مورب، شلپ به شیشه می‌خورند و روی آن پهن می‌شوند. هر دانه به توده یخین پیش از خود تکیه می‌کند.

 

بعد بخار نرمی آرام‌آرام گوشه‌ها را پر می‌کند و پیش می‌آید و تمام پنجره را فرا می‌گیرد و مثل مخمل فشرده و مواج می‌شود. نه شب پیداست، نه برف، نه آن لایه‌ی یخین. رو به پنجره‌، روی تخت نشسته و زانوهایش را بغل کرده. کتری روی علاءالدین سوت می‌کشد. خودم پرش کردم. او را هم خودم این‌جا نشاندم .احمق و مفتون به پنجره نگاه می‌کند. حالا دیگر مثل یک لایه‌ ظریف مه سیال و درخشان شده.

انعکاس نور لامپ است، اما او دلش می‌خواهد فکر کند چیز دیگری است. مضحک است. خیال می‌کند صدایی می‌شنود، ترنمی دور و گنگ. عضلات وارفته‌ صورتش خنده و ترحم را باهم القا می‌کند، برای من که همه‌چیزش را می‌دانم. صدایی نیست غیر از صدای کتری و ِپرت‌ِپرت علاءالدین، و البته سکوت که ذهن را بازی می‌دهد.»

وی درباره سابقه داستان‌نویسی‌اش نیز اینگونه می‌گوید: اولین داستانم در آدینه چاپ شد. بحبوحه جلسه‌های گالری کسری بود و
زندگی هر روز شکل و رنگ داستانی تازه را به خود می‌گرفت. بعدها داستان‌ها و مقاله‌های دیگری را هم در نشریاتی عرضه کردم که انتشار هر کدامشان در آن سال‌ها برای اهالی ادبیات حادثه‌ای محسوب می‌شد. تجربه شرکت در تحریریه چند شماره از زنده‌رود و کارنامه، چشم‌انداز وسیع‌تری را پیش چشمم نهاد. همین‌طور برگزاری یک دوره کارگاه داستان مجازی در پایگاه
اینترنتی بنیاد گلشیری در جهانی از صفر و یک‌های بیکران.

این کتاب 152 صفحه‌ای به شمارگان هزار و 500 نسخه و قیمت چهار هزار تومان از سوی چشمه منتشر شده است.

سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۰
بازدیدها 1,036
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 1510

Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری