خانه » فرهنگ و ادب » هنر » نقاشی » سـریع‌ترین نقاش آسـیابا تابلوهای 2 دقیقه‌ای

سـریع‌ترین نقاش آسـیابا تابلوهای 2 دقیقه‌ای

شورش نصیری جوان 33 ساله اهل سردشت است که آبان‌ماه به عنوان یکی از جوانان نخبه کشور از سوی رئیس‌جمهور تقدیر شد. ایران: تیرماه سال 1366 هیچ‌گاه از ذهن ساکنان سردشت پاک ...

شورش نصیری جوان 33 ساله اهل سردشت است که آبان‌ماه به عنوان یکی از جوانان نخبه کشور از سوی رئیس‌جمهور تقدیر شد.

ایران: تیرماه سال 1366 هیچ‌گاه از ذهن ساکنان سردشت پاک نمی‌شود. غرش هواپیماهای عراقی اگرچه برای مردم این شهر عادی شده بود اما روز هفتم تیرماه بمباران شیمیایی سردشت جنایتی تاریخی را رقم زد.
شورش نصیری جوان 33 ساله اهل سردشت است که آبان‌ماه به عنوان یکی از جوانان نخبه کشور از سوی رئیس‌جمهور تقدیر شد. شورش، استاد نقاشی است و با کشیدن نقاشی در کمتر از یک دقیقه نام خود را به عنوان سریع‌ترین نقاش آسیا بر سر زبان‌ها انداخته است. لذت نقاشی هدفی است که او برای رسیدن به آن تلاش کرد و امروز با آموزش رایگان به کودکان و نوجوانان آنها را به نقاشی علاقه‌مند می‌کند.


کسب 257 مقام کشوری و آسیایی در جشنواره‌های مختلف هنری و همچنین طراحی‌های جالب و منحصر به فرد او در مدارس و شاداب‌سازی محیط‌های آموزشی تنها گوشه‌ای از افتخارات سریع‌ترین هنرمند قاره کهن است. نخستین نقاشی جرقه‌ای بود که او را وارد دنیای زیبای نقاشی‌ها کرد. کشیدن یک هلی‌کوپتر در یک منطقه جنگی خاطرات تلخی بود که او از بمباران سردشت روی کاغذ سفید کشید.
«26 دی‌ماه سال 57 همزمان با فرار شاه از ایران در خانواده پرجمعیتی به دنیا آمدم. فرزند سوم خانواده‌ای 10 نفره هستم. این‌که چرا نام من را شورش به معنای افشاگر گذاشتند به فرار شاه از ایران و شورشی که مردم ایران برای فرار او و همچنین سرنگونی رژیم شاهنشاهی داشتند بازمی‌گردد.
پدرم یک فروشگاه موادغذایی در کنار ساختمان فرمانداری سردشت داشت و زندگی خوبی داشتیم تا این‌که تیرماه سال 66 عراق شهر ما را با بمب‌های شیمیایی هدف قرار داد و به خاطر اصابت بمب به ساختمان فرمانداری، فروشگاه پدرم خراب و او مجروح شد.
جراحت پدرم و همچنین آثار مخرب گازهای شیمیایی در بدن او باعث شد تا سال 72 پای راست پدرم قطع شود. دیدن همشهریانم که به خاطر استنشاق گازهای سمی مسموم شده بودند هنوز هم در خاطرم مانده است. خوشبختانه همه 8 خواهر و برادرم با تلاش فراوان هنری آموختند و هرکدام در بخش‌ها و رشته‌های مختلف فنی و هنری تبحر خاصی پیدا کردند.
از همان دوران کودکی به نقاشی علاقه زیادی داشتم و هر زمان کاغذ سفیدی پیدا می‌کردم روی آن نقاشی می‌کشیدم. نخستین بار وقتی 4 سالم بود یک نقاشی کشیدم و یکی از همسایه‌ها آلبوم عکسی به من جایزه داد. همین کار او باعث شد انگیزه‌ام چند برابر شود و در مدرسه با کمک مربیان امور تربیتی در طراحی و نقاشی فعالیتم را ادامه دادم.
سال 73 به عنوان طراح نمونه غرب کشور برگزیده شدم و نخستین نقاشی‌ای که با آن تقدیر شدم تصویری از جنگ بود که هلی‌کوپتری در آسمان آماده شلیک موشک بود. صدای هلی‌کوپترها و هواپیماهای فانتوم دشمن که خانه‌های ما را بمباران می‌کردند هنوز هم در گوشم می‌پیچد.


کاریکاتور
سریع‌ترین نقاش آسیا پرداختن به کاریکاتور را یکی از عوامل مهم در موفقیت خود عنوان کرد و ادامه داد: از آنجایی که به کاریکاتور علاقه زیادی داشتم همکاری‌ام را با هفته‌نامه گل آقا آغاز کردم و سال 74 نخستین نقاشی‌ام که کاریکاتوری در قالب رعایت بهداشت بود را در 210 برگ A4 که به هم چسبانده بودم کشیدم و در دیوار مدرسه نصب
کردم.
این نقاشی باعث شد مدیر مدرسه یک ماشین حساب به من جایزه بدهد. پس از آن بود که به فکر تشکیل انجمن طراحان جوان افتادم و با کمک امور تربیتی مدرسه با 4 نفر از دوستانم این انجمن را تشکیل دادیم و در نخستین گام زیبا‌سازی مدارس سردشت را با تخفیف
60 درصدی انجام دادیم.
طراحی کارتونی و همچنین تبلیغ مسواک زدن و استفاده از حوله شخصی روی دیوارهای مدارس باعث شد تا کار ما به سرعت رونق بگیرد.
اواخر سال 74 بود که به تهران آمدم و با کار در زیبا‌سازی شهر مشغول نقاشی و طراحی روی دیوارهای خیابان‌های جمهوری، فخر آباد و خیابان فلسطین شدم اما چند ماه بعد پدرم رضایت نداد کارم را در تهران ادامه بدهم و از من خواست تا به شهرمان برگردم.
وقتی به شهرمان برگشتم کارهای هنری‌ام را ادامه دادم و در کنار آنها طراحی صحنه‌های نمایش و تئاتر را انجام می‌دادم. از آنجایی که طراحی و نقاشی‌هایی که می‌کشیدم بسیار سریع بود شهرداری بوکان از من دعوت به همکاری کرد و خواست تا زیباسازی شهر را بر عهده بگیرم. شهرهای اطراف از جمله مهاباد و پیرانشهر نیز از من دعوت به همکاری کردند.
وی ادامه داد: موضوع کارهایم طبیعت و منظره است و در بحث زیباسازی خیابان‌های شهر سعی می‌کنم مناظری را نقاشی کنم که دلنواز باشند و خستگی نگاه عابرانی را که از آنجا می‌گذرند
بگیرد.
با حمایت‌های فرمانداری سردشت و همچنین آموزش و پرورش به عنوان نخستین مجری زیباسازی آذربایجان غربی فعالیتم را آغاز کردم و تمام مدارس 17 شهر این استان را زیباسازی کردیم و حتی مدرسه آخرین روستای مرزی در شهرستان ماکو که نامش خرمن یری است را نیز با زیباسازی برای دانش‌آموزان آماده کردیم.
وقتی شور و شوق دانش‌آموزان را هنگامی که با دیوارهای نقاشی شده مواجه می‌شدند می‌دیدم بر ادامه کارم دلگرم می‌شدم.
در هر مدرسه‌ای که کار زیباسازی را انجام می‌دادم کلاس‌های رایگان آموزش نقاشی برای دانش‌آموزان برگزار می‌کردم و در 10 دقیقه با استفاده از 9 شکل هندسی نقاشی را به بچه‌ها یاد می‌دادم.
امروز هم در شهرستان اشنویه کلاس‌های رایگان آموزش نقاشی برای کودکان و نوجوانان
برپا کرده‌ام و نقاشی را با لذت به آنها آموزش می‌دهم. آموزش و پرورش همه ساله تعداد زیادی معلم ورزش استخدام می‌کند ولی هیچ‌گاه به هنر اهمیت
نمی‌دهد.
باید هنر بچه‌ها نیز در کنار درس‌های دیگر پیشرفت کند و امیدوارم آموزش و پرورش نیز معلم‌های متخصص برای آموختن هنر به دانش‌آموزان استخدام کند تا شاهد آن نباشیم که معلم درس‌های دیگر مجبور به تدریس هنر شوند.
وی با بیان این‌که می‌تواند در کمتر از دو دقیقه یک تابلوی نقاشی بکشد، گفت: درهفته فرهنگ کشور آذربایجان مقابل وزیر فرهنگ این کشور و همچنین وزیر ارشاد کشورمان رکورد کشیدن تابلوی نقاشی را شکستم و در 4 دقیقه
3 منظره نقاشی کردم و یکی از آنها را تقدیم قاریف وزیر فرهنگ آذربایجان و دیگری را به دکتر حسینی وزیر ارشاد کشورمان و تابلوی سوم را به حاکم شهر گنجه تقدیم کردم. در آنجا من رکورد جهان را که در اختیار یک نقاش هلندی با زمان 30 دقیقه بود شکستم.
از اینکه توانسته بودم با شکستن رکورد سریع‌ترین نقاشی نام کشورم را در جهان پرآوازه کنم خوشحال بودم. من این توانایی را در خودم می‌بینم که روزانه 100 تابلوی نقاشی بکشم. به رنگ سبز چمنی نیز علاقه زیادی دارم زیرا این رنگ به من آرامش می‌دهد.
انتخاب همسر
هنر نقاشی او را با همسرش آشنا کرد و ماحصل این ازدواج نیز یک دختر 9 ساله است که بدون کمک پدر نقاشی را یاد گرفته و این روزها نیز با کمک مادر مشغول حفظ کردن قرآن است.
12 سال قبل با یکی از دوستانم مشغول کشیدن نقاشی و همچنین طرح‌های مختلف روی دیوار بودیم که پس از تمام شدن کار وقتی مشغول جمع کردن وسایل بودیم با دیدن دختری محجوب به دوستم گفتم این دختر سر به زیری است و به او علاقه‌مند شده‌ام ولی نمی‌دانم اگر پیشنهاد ازدواج بدهم او قبول می‌کند؟
دوستم گفت امیدی ندارد که او پیشنهاد من را قبول کند ولی با این حال از او سؤال خواهم کرد. ابتدا متوجه منظور او نشدم ولی وقتی فردا با من تماس گرفت و گفت خواهرش با خواستگاری من موافقت کرده است از تعجب خشکم زد. باور نمی‌کردم که آن دختر خواهر دوستم باشد.
روز خواستگاری هم همسرم تنها یک درخواست از من داشت و آن هم این بود که هیچ زمانی نام خودم را هنرمند نگذارم زیرا کسی که فکر می‌کند هنرمند است، مغرور می‌شود و نمی‌تواند در زندگی موفق باشد. چند سال بعد از ازدواج دخترم رویا به دنیا آمد. او 9 سال دارد و نقاشی‌های زیبایی می‌کشد.
این نقاش می‌گوید: کسی که هنر نقاشی را به خوبی آموخته باشد، خطاط خوبی هم هست و من می‌توانم 48 نوع خط بنویسم. روزی که قرار شد به دیدار رئیس‌جمهور برویم یک تابلو خط که در آن آیه قرآن را نوشته بودم به دکتر احمدی‌نژاد هدیه کردم.
به رئیس‌جمهور گفتم شعار شما این بود که ما می‌توانیم و من اثبات کردم که واقعاً ما می‌توانیم.
از ایشان درخواست کردم مجوزی برای شاداب‌سازی مدارس و محیط دانش‌آموزان به من بدهند زیرا معتقدم دانش‌آموزان ما به خاطر شاداب نبودن محیط مدرسه دچار مشکلات روحی می‌شوند و روحیه درس خواندن پیدا نمی‌کنند درحالی که دانش‌آموز در محیط تحصیل باید احساس شادابی کند.

چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۱
بازدیدها 1,815
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 14701

ارسال نظر:

*


عضویت در خبرنامهء خبر شهری