خانه » گفتگو » گفت‌وگو با علي دايي، سرمربي سابق تيم ملي ايران

گفت‌وگو با علي دايي، سرمربي سابق تيم ملي ايران

علي عالي علي دايي هنوز سرمربي تيم ملي بود و کنفرانس مطبوعاتيش را در فدراسيون فوتبال برگزار مي کرد، کمي عصبي به نظر مي رسيد و گويي همه «حق» با او ...

علي عالي

علي دايي هنوز سرمربي تيم ملي بود و کنفرانس مطبوعاتيش را در فدراسيون فوتبال برگزار مي کرد، کمي عصبي به نظر مي رسيد و گويي همه «حق» با او بود، اجازه نمي داد پرسش ها به ضرر او تمام شود. پرسش من درباره کريم باقري و علي کريمي بود. دايي آن روزها علي کريمي را دعوت نمي کرد و از کريم براي بازي دعوت کرده بود، پرسش من اين بود که علي دايي سياست ندارد چراکه درباره کريم باقري مي گفت او را هيچگاه دعوت نمي کنم چون بايد روي نيمکت بنشيند اما او از باقزي دعوت کرد و براي تيمش بازي هم کرد. اصرار من بر اين بود شايد او روزي مجاب شود علي کريمي را هم برخلاف ادعايش دعوت کند و بهتر است سرمربي تيم ملي کمي «سياست» داشته باشد و حداقل سکوت کند. جروبحث سرمربي تيم ملي و خبرنگار تبديل به آيتمي جالب در برنامه تلويزيوني شد و حالا همان علي دايي تفاوت هاي فراواني با امروز دارد. علي دايي امروز سنجيده تر حرف مي زند و بهتر از واژه ها استفاده مي کند و اين براي خودش نکته مثبتي است. گفتگو از طريق مدير رسانه اي باشگاه راه آهن ميسر شد که بايد بابت آن ممنون بود. علي دايي مقابلمان نشست و از دغدغه اين روزهايش گفت.

براي خيلي ها اين سوال پيش آمده که علي دايي بعد از تيم ملي و پرسپوليس چرا تيمي کم تماشاگر را انتخاب کرده است. چه شد که علي دايي سرمربيگري تيم راه آهن را انتخاب کرد؟

اول فصل مسائل و اتفاقاتي در پرسپوليس پيش آمده بود که صلاح ديدم برنامه بدهم تا پس فردا نگويند علي دايي از زيربار مسووليت شانه خالي کرد. حتي راضي بودم براي پرسپوليس رايگان مربيگري کنم. پيشنهادهايي داشتم که به خاطر پرسپوليس رد کردم تا اينکه تيم راه آهن پيشنهاد داد. پيشنهاد آنها را هم بررسي و قبول کردم. ضمن اينکه نمي توانستم به سبب شرايط خاصي که دارم در تيم هاي خارج از تهران مربيگري کنم وگرنه يکي دو تا تيم خارج از تهران پيشنهادهايي دادند که همان اول رد کردم. البته اين پيشنهادها به مرحله مذاکره جدي نرسيد چون نمي توانستم خارج تهران مربيگري کنم. تيم راه آهن را انتخاب کردم چون بخش خصوصي هستند و تمايل داشتم به بخش خصوصي هم کمکي کرده باشم و در مجموع همه اينها سبب شد با تيم راه آهن کارم را آغاز کنم.

اما حضور شما در راه آهن هم حاشيه ساز شد. آنچه که اين روزها زياد مي شنويم اين است که علي دايي مالک و سهام دار تيم راه آهن است؟

اصلا چنين چيزي نيست. تيم فوتبالي که درآمدي ندارد چه کسي برايش سرمايه گذاري مي کند؟ به نظر من اين افرادي که آمده اند و در بخش خصوصي کار مي کنند واقعا خدمت مي کنند. بنده ابدا و اصلا هيچ نقشي در سهام و مالکيت باشگاه ندارم. فقط سرمربي تيم هستم البته از من خواسته اند که هيات مديره هم باشم که اين مسووليت را هم قبول کردم.

فکر مي کنيد تيم هاي ايران در ليگ قهرماني آسيا شانس صعود دارند؟

فکر مي کنم اگر تمرکز لازم را داشته باشند و خوب تدارک ببينند تيم هاي ايراني مي توانند راحت صعود کنند. هر چند که خيلي سخت است. تيم هاي آسيايي بسيار سرمايه گذاري و کار کرده اند و پيشرفت چشمگيري داشته اند، اما فوتبال ما، فوتباليست هاي ما و باشگاه هاي ما هم يک پتانسيل هايي دارند که مطمئن هستم هر 3 تيم استقلال، پرسپوليس و سپاهان شانس صعود دارند و مي توانند از گروه خودشان صعود کنند. وظيفه همه ماست که به اينها کمک کنيم. به نظر من فرقي هم نمي کند که کدام تيم صعود کند اين بازي ها، حالت ملي دارند و همه بايد کمک کنند. اميدوارم تيم هاي ايراني بتوانند از امتيازات خانگي خودشان نهايت استفاده را ببرند تا در بازي هاي خارج از خانه دچار مشکل نشويم.

تركيب راه آهن در اين فصل چگونه است و علي دايي از اين مجموعه از بازيکنان راضي است؟

طبق برنامه، تمرينات را به خوبي آغاز كرديم. بازي هاي تداركاتي خوبي داشتيم و متاسفانه به دليل آسيب ديدگي چند بازيكن خوب مان، آنها را در تمرينات نداشتيم و با كمبود نفرات روبرو هستيم. البته ما از ابتدا هم نفر كم داشتيم. در حال حاضر بچه ها با جان و دل تمرين مي كنند و هر مشكلي بوده ساختند. تمرينات خوبي داريم. بازيكن ها حرف گوش کن هستند و از همه مهم تر اينكه به دنبال حاشيه نيستند و مي توانم بگويم تيم راه آهن از تيم هايي است كه كمترين حاشيه و مشكل را دارد. البته شرايط زمين براي تمرين خيلي خوب نيست و بازيكن?ها مصدوم مي?شوند.

شما در اين چند وقت به داوري?ها اعتراض داشتيد و گويا اشتباهات داوري در بازي هاي اخير خيلي به ضرر شما شده است؟

متاسفانه اتفاقي است كه افتاده. چند بازي متوالي است كه ما از اشتباهات داوران متضرر مي شويم. در يكي از بازي ها در دقيقه 19 گل خورديم كه تصاوير نشان داد گل مردود بوده و روي بازيكن ما خطا شده و در همان صحنه، حسين كعبي اخراج شد كه اين هم اشتباه بود و تيم ما هم يك گل مردود دريافت كرد و هم 10 نفره شد و هم يك بازيكن غيرمجاز در زمين بود كه داور 2 اخطار به او داد اما اخراجش نكرد. تكليف اين بازي را مشخص نكردند و طبق قانون بايد بازي تكرار شود. در بازي با شهرداري تبريز با وجود اينكه ما برديم ولي خب گل آفسايد هم دريافت كرديم. در بازي با داماش گيلان همه ديدند كه يك پنالتي به نفع ما گرفته نشد و در بازي صنعت نفت كه بازي آخر ما بود دوباره اتفاقات عجيب و غريبي رخ داد. داور 3 دقيقه وقت تلف شده اعلام كرد. در شرايطي كه در اين 3 دقيقه هيچ اتفاقي نيفتاده بود: نه برانكاردي داخل زمين آمده بود و نه تعويضي انجام شده بود، وقت قانوني 3 دقيقه تمام شده بود و داور به حريف اجازه داد ضربه ايستگاهي بزند و ما در دقيقه تقريبا 94 گل خورديم و معلوم نشد چرا داور بازي را تمام نكرد و سوت پايان را نزد. ضمن اينكه روي دروازه بان ما دو بازيكن حريف خطا كرده و توپ را وارد دروازه ما كردند. خطاي كاملا آشكار و واضح. اينقدر واضح بود كه اصلا من معتقدم احتياج به كارشناسي داوري نبود اما كارشناس داوري در برنامه 90 آمد و گفت خطايي نشده بود. متاسفانه برخي كارشناسان داوري به سبب اينكه با كميته داوران كار مي كنند و ناظر بازي هاي ليگ برتر هستند طوري اظهارنظر مي?كنند كه خودشان را زير سوال نبرند. به هر حال اين اتفاقاتي است كه افتاده و 4 تا بازي پشت سرهم اشتباهات داوري براي ما بوده است.

اما خيلي ها اعتقاد دارند كه اين اشتباهات داوري براي همه تيم هاست و جزئي از فوتبال ايران شده است. . .

اشتباهات داوري جزو فوتبال ايران است و حرفي در اينباره نيست. اتفاقي است كه مي افتد ولي شما برويد و ببينيد كه تيم ما چندبار از اشتباهات داوري نفع و سود برده است؟ فكر كنم يكي، دوبار بوده كه سود برده ولي چندين بار بوده كه به خاطر اشتباهات داوري امتيازات حساس را ازدست داديم. شما گلچين برنامه هاي 90 را مشاهده كنيد و ببينيد كارشناسان چه نظرهايي دادند؟ فقط اين 4 تا بازي بوده كه من گفتم و بازي هاي اخيرمان است، حالا نيم فصل اول هم يكسري اتفاقات ديگر افتاده بود. يك وقت هست يك تيم از اشتباه و داوري نفع مي برد، ضرر مي كند اما تيم راه آهن ميانگين اشتباهات داوري بيشتر به ضررش بوده و جز يكي دو مورد كه به نفع ما بوده در چندين بار اين مشكلات را داشتيم و امتيازات حساسي را از دست داديم و اين باعث شده تيم در انتهاي جدول قرار بگيرد. البته من نمي خواهم همه چيز را در سايه اشتباهات داوري قرار دهم، به هر حال اشكالات ديگري هم داريم اما اين هم يك مساله حساس و مهمي است كه اميدوارم ديگر اتفاق نيفتد و كميته داوران حداقل در بازي هاي اين دوره از داوران قوي و باتجربه استفاده كنند. تيم ما در شرايطي نيست كه بخواهد بيشتر از اين از اشتباهات داوري لطمه بخورد، ما در شرايط حساسي قرار داريم.

شما تا چه اندازه اميدوار هستيد كه تيم تان به دسته پايين تر سقوط نكند و در ليگ برتر باقي بماند؟

كار سختي را پيش رو داريم اما ايمان دارم كه تيم ما نتيجه مي گيرد. لياقت بازيكنان و تيم ما كسب امتيازات بيش از اين بوده و هست. به هر حال امسال اتفاقاتي افتاده و ما در دقيقه 90 به بعد گل زياد خورديم. البته اين مشكل را در اين چند تا بازي نداشتيم، 12 بازي بوده كه ما دقيقه 90 به بعد گل نخورده بوديم تا اينكه در بازي صنعت نفت دوباره اين اتفاق افتاد. همه مي دانيم مسوول اين اشتباه داور بوده اما در يكسري از بازي ها هم به هر دليلي يا خودمان هوشيار نبوديم يا بد شانس بوديم يا در دقايق پاياني بازي خوب مديريت نكرديم و . . . به هر حال آنچه معلوم است اين است كه ما به سبب اين اشتباهات و مشكلات، امتيازات حساسي را از دست داديم و اميدوار هستيم كه در هشت بازي باقي مانده بتوانيم نتايج خوبي بگيريم و من خيلي به اين بچه ها اميدوارم.

از مهم ترين موضوعاتي كه در فوتبال ما وجود دارد انتخابات فدراسيون فوتبال است، نظر قطعي شما در اينبار چيست؟

انتخابات فدراسيون فوتبال هميشه مورد توجه رسانه ها و جامعه فوتبال بوده و حداقل انتظار جامعه فوتبال اين است كه هميشه اين انتخابات به سلامت برگزار شود. ميلي ندارم كه درباره انتخابات اظهارنظر كنم. تنها چيزي كه مي‌توانم بگويم اين است كه اميدواريم هر اتفاقي مي‌افتد به علاقه مندان فوتبال كمك كند. درباره كانديداها هم نظري نمي‌دهم و تنها مي‌گويم كه اميدوارم اتفاقات به سود فوتبال كشور باشد. اگر بخواهم در اينباره حرف بزنم خيلي چيزها را بايد بگويم.

شما اين گزينه ها را كه كانديداي رياست فدراسيون فوتبال شدند، گزينه هاي خوبي براي مديريت فوتبال ايران مي دانستيد؟

نمي خواهم راجع به اين مسائل صحبت كنم. اين روزها خيلي ها راجع به اين مسائل صحبت مي كنند و مي پرسند، نمي خواهم بيشتر از اين حرفي بزنم.

چرا علي دايي كانديداي رياست فدراسيون فوتبال نمي شود؟

بنده علاقه يي به اين مسائل ندارم.

چرا علي دايي در مديريت فوتبال نقش آفريني نمي كند و خودش را محدود كرده به مربيگري درحالي كه شما پتانسيلش را داريد و مي توانيد در سطح بالا مديريت كنيد؟

تا وقتي كه در فوتبال ايران سياست در فوتبال دخالت داشته باشد بنده به هيچ عنوان در بخش مديريت فوتبال كار نمي كنم.

حالا اگر سياست در فوتبال نباشد آيا كانديداي رياست فدراسيون فوتبال مي شويد؟

آن موقع شرايط را بررسي مي كنم و احتمال دارد چنين اتفاقي بيفتد و كانديدا بشوم اما زماني كه سياست در فوتبال نباشد. به هر حال اگر در آينده شرايط تغيير كند و خوب باشد يعني روزي كه بدانم سياست در فوتبال ايران نيست و هيچ دخالتي نمي?كند مطمئنا در بخش مديريتي فعاليت خواهم كرد.

پس امكان دارد كه كانديداي رياست فدراسيون فوتبال شويد؟

بله. در آن شرايط اگر چهره بهتري در فوتبال نباشد چراكه نه؟ به اعتقاد من امثال علي دايي كه سال?ها در فوتبال ملي و سطح فوتبال ايران بودند مي?توانند به فوتبال ايران كمك كنند.

برخي مي گويند علي دايي مي تواند رييس AFC باشد اما خودش را درگير كار مربيگري كرده؟

شما مي دانيد به همين راحتي ها نيست كه بتوانيد سمت بالايي در AFC داشته باشيد. ميشل پلاتيني وقتي سمتي مي گيرد تمام آن كشور بسيج مي شوند و برايش رايزني مي كنند و حتي در كشورهايي كه اروپايي نيستند هم رايزني و لابي مي كنند. حتي در كشورهاي آفريقايي و آسيايي مي روند و برايش صحبت مي كنند. بنابراين رييس AFC شدن پروسه بزرگي را مي طلبد و عوامل بيروني بسياري دخالت دارد. اگر كسي حمايت نكند من چطور مي توانم وارد اين عرصه شوم و اين رقابت را انجام دهم و موفق باشم؟ بنابراين به اين مساله اصلا فكر هم نمي كنم.

چرا فوتبال ايران در بخش مديريت اين همه مشکل داشته و دارد؟ چرا مديران ورزشي ما اين همه مشکل دارند؟

مطمئنا همه مشکلات به مقوله مديريت برنمي گردد. يکسري مشکلات کلي هم وجود دارد مثل زيرساخت ها و اينکه مديران فوتبال ما ثبات ندارند. با وضعيت موجود کسي نمي داند چند وقت در سمت خود باقي مي ماند. فرد حتي از يک ماه خودش خبر ندارد، از جايگاهي که دارد مطمئن نيست و اين درحاليست که اگر به باشگاه ها و مديران ما بگويند که شما 5 سال در باشگاه يا فدراسيون يا در اين بخش مديريتي حضور خواهيد داشت و اين مقدار بودجه هم به شما تعلق دارد برو کارکن، فرد مي داند که بايد اين 5 سال را چه کارکند. با اين بودجه يي که در اختيارش قرار داده اند چه کارهايي بايد انجام دهد. چه برنامه ريزي هايي بايد داشته باشد. اما به مديران ما مي گويند بيا اين پست را قبول کن مثلا سالي 5 ميليارد مي دهيم، شخص قبول مي کند اما در نهايت يک ميليارد به او مي دهند يا دوماه بعد او را برکنار مي کنند. مشخص است که هيچ کس نمي تواند با چنين شرايطي کارکند. مشکل مهم ديگر هم اين است که مديران را سياسيون انتخاب مي کنند. براي بخش ورزش، مدير سياسي مي آورند و اين دو مشکل بزرگي است که هميشه بوده است و چه توقعي داريد وقتي چنين مسائلي داريم.

چه بايد کرد تا فوتبال ايران هم به جايگاه واقعي خود دست پيدا کند؟

تا زماني که فوتبال ما به معناي واقعي خصوصي نشود به هيچ عنوان نبايد توقع مديريت در بخش فوتبال داشته باشيم. شما رصد کنيد و ببينيد کدام باشگاه از حقوق اوليه خود برخوردار است. تمام فوتبال جهان و اروپا حق پخش تلويزيوني مي گيرند، تبليغات دور زمين دارند. بليت فروشي را باشگاه ها خود انجام مي دهند اما اينجا هيچ چيز سرجاي خود نيست، هيچ باشگاه و مديري از اين امکانات برخوردار نيست. فوتبال ما تا وقتي که به اين شکل کجدار و مريز اداره مي شود و بدون هيچ برنامه ريزي، مفهوم و معنا ندارد و فکر مي کنم سن ما بايد سن نوح باشد تا يک روزي ببينيم که فوتبال ما به معناي واقعي، کار خود را انجام مي دهد.

خيلي ها مي گويند علي دايي نقدپذير نيست؟ زود واکنش نشان مي دهد و موضع مي گيرد. اين را قبول داريد؟

(حالت جدي مي گيرد)شما بر چه اساسي اين سوال را مي پرسيد که من نقدپذير نيستم؟

يعني تا حالاشده نقدي را بپذيريد؟

(صورتش باز مي شود)چرا نشده عزيز من؟ نقدي که از روي غرض نباشد و جنبه تخريب آدم را نداشته باشد چرا قبول نکنم؟

يعني اگر نقدي به علي دايي وارد شود آن را قبول مي کند؟

فراوان اين اتفاق افتاده. چه زماني که بازي مي کردم و چه الان که مربي هستم در مقاطع مختلف اين مساله وجود داشته است. نقدهايي بوده که سازنده بوده و من از آنها استفاده کردم، دليلي ندارد آدم وقتي نقدي را مي خواند که درست، منطقي و سازنده است قبول نکند.

اما چالش هايي که همواره بين شما و خبرنگاران در کنفرانس هاي خبري اتفاق مي افتد از دلايلي است که نشان مي دهد شما نقدپذير نيستيد؟

اگر نقد و سوالي درست و منطقي باشد قبول مي کنم. گاهي خبرنگار درکنفرانس خبري سوالي پرسيده که به ضررم بوده اما سوال خوبي بوده و جواب داده ام، اما بارها پيش آمده خبرنگار در کنفرانس خبري سوالات عجيب و غريب از من مي پرسد مثلا چرا اين بازيکن را بازي نمي دهيد. اين در حاليست که بازيکن من 3 هفته مصدوم يا 3 اخطاره و محروم بوده، معلوم است که چنين خبرنگاري به خود زحمت نداده که حتي اطلاعات اوليه را کسب کند بعد سوال بپرسد. همه از چنين سوالي ناراحت مي شوند. همين سوالات عجيب و غريب است که باعث مي شود آدم واکنش نشان بدهد. شما به خودتان نگاه نکنيد که سوال هاي عجيب و غريب و سخت مي پرسيد و آدم را به چالش مي اندازيد، بعضي ها هم هستند که اينجوري سوال مي پرسند.

پس مي گوييد که علي دايي نقدپذير است؟

بله همين طور است. ببنيد من هيچگاه نگفته ام که من نوعي، هيچ ضعف و مشکلي نداشته ام و ندارم. نگفتم هر کاري انجام مي دهم درست است. اصلا کسي که بخواهد اينگونه فکر کند هيچ وقت پيشرفت نمي کند و شما هم مطمئن باشيد بنده اگر در فوتبالم به يک جاهايي رسيدم هميشه ضعف هاي خودم را ديدم. آدم هايي بوده?اند که به من گفتند اين کار را انجام نده يا اين کار را انجام ندهي بهتر است، خيلي رسانه ها بودند نوشتند و من خواندم و استفاده کردم. به هر حال من نمي گويم که هيچ مشکلي ندارم، هميشه ديگران مقصرند؛ نه! بسياري پيش آمده که من مقصر بودم و تقصير را هم پذيرفتم و سعي کردم در روال کار بهتر شوم. عيب و ايرادها را نداشته باشم و اين بي انصافيست که بگويند علي دايي نقدپذير نيست.

به نظر من شما آدم مغروري هستيد. اين غرور در دوران بازيکن بودن براي شما بسيار خوب بود اما حالا و در دوران مربيگري شايد خيلي به ضررتان تمام شده است. غرور تا چه اندازه به شما کمک کرده و چقدر به شما لطمه زده؟

غرور دو حالت دارد؛ اگر غرور داشته باشي و به هر کسي اجازه ندهي که هر طوري دلش خواست با تو رفتارکند اين غرور اشکالي نداره ولي اگر غرور داشته باشي که خودت را بالاتر از ديگران بداني و باعث اذيت و ناراحتي ديگران شوي و منافع شخصي را به منافع گروهي ترجيح دهي، اين اصلا درست نيست. نه تنها به آدم لطمه مي زند بلکه آدم را نابود مي کند. من انصافا در زندگي شخصي ام سعي کرده ام اينگونه نباشم که خودم را از همه بالاتر بدانم و دنبال منافع شخصي خودم باشم. کساني که من را از نزديک مي شناسند مي دانند که من چه جوري هستم. البته شايد در کارم خيلي جدي باشم اما غروري که بخواهم خودم را از همه بالاتر بدانم را هميشه از خودم دور کردم. شايد ديگران که از دور نگاه مي کنند فکر کنند که خيلي مغرورم و هيچ کس را قبول ندارم ولي واقعا اينطور نيست. آنهايي که با من نزديک هستند، دوستان فوتبالي و غيرفوتبالي، شاگردان من و خلاصه همه آن کساني که به نوعي با من ارتباط دارند مي دانند که من چنين آدمي نيستم چون بر اين باورم که نه تنها من بلکه هر کس ديگر چنين رفتاري را در پيش بگيرد نابود مي شود و جاي هيچ پيشرفتي نخواهد داشت. خيلي راحت زمين خواهي خورد. اما سعي کرده ام که اجازه ندهم کسي چيزي را به من تحميل کند.

دعواي شما با مايلي کهن کش دار شده و انگار تمامي هم ندارد. نظر شما درباره اين ماجراها و حرف هاي عجيب مايلي کهن چيست؟

نمي خواهم راجع به اين مساله صحبت کنم؛ بين من و ايشان قانون تصميم مي گيرد و قانون تکليف ما را روشن مي کند. بين من و ايشان بارها بحث اتفاق افتاده اما ببينيد کي من اولين نفر بودم؟ چه کسي اين جريان را شروع کرد؟ آيا تا به حال من شروع کننده بودم؟ همين امسال چندين بار عليه من مصاحبه شد و من پاسخ ندادم تا اينکه اين صحبت ها مطرح شد که من مجبور به واکنش شدم و آخرش هم به قانون متوسل شدم تا تکليف ما را روشن کند. يکبار هم در گذشته اين اتفاق افتاده بود و قانون درباره ما تصميم گرفت که بنده گذشت کردم اما دوباره اين اتفاق تکرار شد.

براي همه جالب است بدانند چرا اين يک نفر اينقدر بايد عليه شما صحبت کند؟

چرا اين سوال را از من مي پرسيد؟ آيا من عليه کسي حرف زدم که عليه من حرف مي?زنند؟ شما بررسي کنيد ببينيد که چند بار شده که من درباره کسي موضع بگيرم. اکثرا من موافق بودم و به من حمله شده و من سعي کردم از خودم دفاع کنم. به هر حال من مطيع قانون هستم و هر تصميمي که قانون بگيرد.

بنابراين علي دايي حق را با خود مي داند؟

شما در اجتماع هستيد، جزئيات اين اتفاقات را مي دانيد ضمن اينکه مي توانيد نظر مردم را بپرسيد. اينکه مردم چه مي گويند؛ مردم بهترين داور هستند که مي توانند در اينباره نظر بدهند. من به?رغم ميل باطنيم مجبور شدم مصاحبه کنم و حرف بزنم و البته دنبال جواب دادن به اين فرد نبودم بلکه سعي کرده ام در قبال حرف هايي که عليه من زده شده توضيحاتي دهم تا ذهن مردم روشن شود. به نظرم اسلامي که ما دم از آن مي زنيم خيلي رفتارها را منع کرده و به هر حال هر فردي بايد با اعمال و گفتارش کاري کند که جوان ها استفاده کنند نه اينکه آدم گرفتار هواي نفس خودش بشود چون هم خودمان ضربه خواهيم خورد و هم اينکه براي جوان هايمان هم بدآموزي دارد. دين ما خيلي چيزها گفته که اگر ما فقط به برخي از آنها عمل کنيم اين اتفاقات نخواهد افتاد.

به نظر شما آيا وزارت ورزش و دولت حق دارند در انتخابات فوتبال دخالت کنند يا حق ندارند؟ به هر حال دولت هزينه مي کند و 90درصد تيم هاي ما دولتي هستند، دولت حق دارد که دخالت کند؟ شما به عنوان عضو کميته فوتبال فيفا چه نظري داريد؟

به هرحال شما چه بخواهيد و چه نخواهيد اول و آخر، گزينه دولت رييس فدراسيون فوتبال مي شود. اين مراحلي است که هميشه قبل و بعد از انتخابات مطرح مي شود اما اعتقاد شخصي من اين است که اول و آخر گزينه دولت رييس فدراسيون مي شود.

شما اگر صاحب راي باشيد آيا توصيه مقامات بالا را مي پذيريد؟

اصلا و ابدا! من در زندگي ورزشيم به گونه يي برخورد کردم که کسي به خودش اجازه نمي دهد چنين چيزي به من بگويد که به چه کسي راي بدهم و به چه کسي راي ندهم. عاقلانه اش هم اين است که کسي به من زنگ نزند و چنين حرف هايي نزند. ضمن اينکه آنهايي که که بخواهند راي جمع کنند سراغ هيات?هاي فوتبال و کسان ديگر مي روند و مي دانند که بايد چه جوري راي جمع کنند، بنابراين سراغ امثال من هم نمي آيند.

راجع به کفاشيان و تاج يک کلمه بگوييد؟

(چند ثانيه?يي سکوت کرد و انگار دنبال کلمه يي خاص در ذهنش بود) من کلمه خاصي را نمي توانم بگويم فقط اينکه خدا را شکر مي کنم که گذشت زمان خيلي چيزها را به مردم نشان داد، ثابت کرد و مشخص کرد. اينکه حرف هايي که من مي زدم درست بوده يا نبوده.

در انتخابات فدراسيون فوتبال يک اتفاقاتي افتاد که 2 نفر که نايب رييس کفاشيان بودند خود کانديدا شدند. به نظر شما اين اتفاق دليلي بر اين نيست که بين رييس و نايب رييس اختلاف بوده؟

اگر اختلافي نبود که چنين اتفاقاتي در انتخابات فوتبال نمي افتاد. شما برويد و بپرسيد که آيا اين اختلافات دودش به چشم فوتبال رفته يا نرفته. خوشبختانه اين انتخابات مسائل بسياري را روشن کرد. آن زماني که مربي تيم ملي بودم خيلي حرف ها زدم که آقايان مي گفتند اين حرف ها درست نيست ولي حالا که من رفته ام و زمان گذشته و انتخابات فوتبال شده خودشان با حرف هايي که مي زنند حرف هاي من را تاييد مي کنند، چرا؟ چون در حال حاضر عليه يکديگر هستند و در اين رقابت ديگر منافعشان يکي نيست.

اينکه تاج گفته علي دايي را ديگران آوردند، قبول داريد؟

بله. نمونه اش همين است. من را نه تنها ديگران از خارج فدراسيون آوردند و گذاشتند بلکه همانطور هم ديگران برداشتند، آن موقع من همه اين حرف ها را زدم ولي آن موقع مي گفتند نه و در شرايط فعلي آن حرف ها را تاييد مي کنند.

به نظر شما کسي که بر فدراسيون فوتبال رياست کند بايد داراي چه خصوصيت هايي باشد؟

به اعتقاد من فدراسيون فوتبال از يک وزارتخانه هم بزرگ تر است و آدم هايي بزرگ تر از اين وزارتخانه مي خواهد که بتوانند در اين فوتبال و شرايطي که گريبانگير آن است تاثير بگذارند و نقش آفريني کنند. فوتبال پديده يي است که تمام جامعه را دربرمي گيرد. آدم هاي بسيار بزرگ که استقلال کاري داشته باشند، روي پاي خودشان بايستند و فوتبال را اداره کنند، مستقل باشند و اينکه توصيه پذير نباشند.

فکر کنم مصاحبه خوبي شد و نکته اش اين بود که مثل هميشه شفاف همه پرسش ها را پاسخ داديد.

شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۱
بازدیدها 1,000
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 14536

Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری