خانه » سینما و فیلم » حرف‌های رابرت دنیرو درباره زندگی خانوادگی، انتخاب اوباما و فیلم تازه اش با اسکورسیزی

حرف‌های رابرت دنیرو درباره زندگی خانوادگی، انتخاب اوباما و فیلم تازه اش با اسکورسیزی

رابرت دنیرو اسطوره بازیگری ست. بسیاری از عاشقان سینما چند فیلم از او را در فهرست فیلمهای محبوب عمر خود دارند و تراویس بیکل، مایکل شکارچی گوزن، جیک لاماتا، روپرت ...

رابرت دنیرو اسطوره بازیگری ست. بسیاری از عاشقان سینما چند فیلم از او را در فهرست فیلمهای محبوب عمر خود دارند و تراویس بیکل، مایکل شکارچی گوزن، جیک لاماتا، روپرت پاپکین، نودلز، رودریگو مندوزا، مکس کادی، نیل مک کالی و… بخشی پررنگ از حافظه سینمایی آنهاست. اخیرا گاردین مصاحبه ای را به مناسبت اکران فیلم اخیر او، «کتاب مظهر امید»، انجام داده است و در آن بالاخره از همکاری خودش با اسکورسیزی و پاچینو پرده برداشته و داستان پروژه را اعلام کرده است.

 

او همچنین درباره فیلم جدیدش، نسل تازه‌ی بازیگران، ستاره‌های مورد علاقه‌اش در نسل جدید و رضایت‌اش از پیروزی اوباما بر رامنی و شناخت‌اش از اوباما صحبت کرده، که متن کامل‌ این گفت وگوی گاردین با آقای بازیگر را به نقل از کافه سینما می خوانید.

 

نقش آفرینی شما در «کتاب مظهر امید» به عنوان یکی از بهترین بازی های شما در طول سالهای اخیر بسیار تحسین شده است و از همین حالا زمزمه هایی از یک اسکار دیگر به گوش می رسد. چگونه خود را درگیر آن کردید؟

سالها بود که با دیوید [دیوید.اُ. راسل کارگردان] صحبت می کردم اما ما هیچ کار مشترکی با همدیگر انجام نداده بودیم. بعد او «مبارز» [The Fighter] را ساخت که به نظرم فیلم محشری بود. دیوید این پروژه «کتاب مظهر امید» را هم مد نظر داشت و از من خواست که نقش پدر را بازی کنم. من هم قبول کردم. این قبل از زمانی بود که دیوید فیلمنامه را بازنویسی کرد و نقش من هم دستخوش تغییرات شد. او مشکلات موجود در راستای اقتباس از این کتاب را نزد خود مخفی نگاه داشت. کاری که دیوید انجام داد را دوست داشتم: او به نوعی شخصیت پدر را وارونه کرد و جوهر درونی نقش را بیرون کشید. پدر این فیلم آدمی ست که بیماری وسواس دارد؛ در پسر او هم [برادلی کوپر] نشانه های این بیماری روحی وجود دارد اما در مورد پدر مساله شدیدتر است.

 

آیا رابطه پدر و پسری پویایی بین شما و کوپر سر صحنه فیلمبرداری وجود داشت؟

آره. برادلی و من با هم دوست شدیم. حتی اگر این اتفاق هم نمی افتاد بازهم کارها پیش می رفت، اما شکل گرفتن یک رابطه مطمئنا به کسی صدمه نمی زند.

 

بسیاری از بازیگران جوان به شما به چشم یک مرجع و در قامت پدرخوانده ای دانا نگاه می کنند. احساس نمی کنید که تحت فشار هستید؟

فشاری احساس نمی کنم. اگر ببینم آنچه می گویم مورد استفاده شخصی واقع می شود، خوشحال خواهم شد؛ مخصوصا اگر مورد استفاده جوان ترها باشد. اگر آنها مرا دوست داشته باشند و به من احترام بگذارند، من هم مفتخر خواهم شد و نقطه نظرات خود را به آنها ارائه خواهم داد.

شما در هشت فیلم با مارتین اسکورسیسی همکاری کرده اید؛ همکاری طولانی مدتی که با «خیابانهای پایین شهر» در سال 1973 شروع شد، اما از «کازینو» در سال 1995 بدین سو با هم کار نکرده اید. امکان تجدید این همکاری وجود دارد؟

اوه آره، ما الان داریم روی یک پروژه کار می کنیم. فیلم «شنیدم که خانه ها را نقاشی می کنید» نام دارد. چندسالی هست که می خواهیم این پروژه را راه بیندازیم و حالا فقط دنبال زمان مناسب برای ساخت‌اش می گردیم. فیلم درباره آدمی به نام فرانک شیران است که در یکی از اتحادیه های ایالات متحده فعالیت داشت و ادعا کرد که جیمی هوفا [رهبر جنجالی اتحادیه کارگری که در سال 1975 ناپدید شد و بیست سال پیش هم فیلمی درباره او با بازی جک نیکلسن ساخته شد] را به قتل رسانده است. فیلم بر اساس کتابی از چارلز برانت که خودش وکیل شیران بود ساخته می شود. من نقش فرانک شیران را بازی خواهم کرد و آل پاچینو در نقش هوفا ظاهر خواهد شد. جو پشی هم در فیلم حضور خواهد داشت.

 

تجدید همکاری معرکه ای به نظر می رسد. هیجان زده هستید؟

بله، هستم.

 

و این مهم در یک یا دو سال آینده اتفاق خواهد افتاد؟

باید که همین طور باشد وگرنه شاید امکان گرد آمدن همگی ما فراهم نباشد.

 

زمانی که شروع به بازیگری کردید کدام بازیگران برای شما شاخص و مرجع بودند؟

جیمز دین، مونتگمری کلیفت، مارلون براندو، جرالدین پیج، کیم استنلی و گرتا گاربو.

 

و حالا چطور؟ کدام یک از بازیگران جوان نسل های بعد برایتان جذابیت دارند؟

بازیگرانی هستند که به آنها احترام می گذارم: مت دیمون، لئوناردو دی کاپریو… دانیل دی لوئیس هم بازیگر فوق العاده ای ست. جنیفر لارنس [همبازی دنیرو در «کتاب مظهر امید»] هم فوق العاده است. او سرشار از انرژی ست.

 

آیا حقیقت دارد که «آنها [فیلمسازان] دیگر مثل گذشته فیلم نمی سازند»؟

نمی دانم. زمانی که در بیست و چند سالگی بودم فیلمهای مستقل زیادی ساخته نمی شدند. حالا تعداد فیلم های مستقل خیلی بیشتر شده است و این مهم فرصت بیشتری را در اختیار بازیگران و بقیه افراد قرار می دهد.

 

پس درمجموع دور و زمانه بدی برای ساختن فیلم‌ها نیست.

نه، اگرچه ممکن است این وسط چیزی را لحاظ نکرده باشم. شاید تاریخ نویسان فیلم یا منتقدان برداشت دیگری از آن داشته باشند.

 

اصلا فیلمهای قدیمی خود را تماشا می کنید؟

اگر اتفاقی آنها را در تلویزیونی چیزی ببینم، اما…

 

فیلمهای خود را دنبال نمی کنید؟

نه، اما فکر می کردم که چطور است نگاهی به تمام مسائل در طول این سالها بیندازم؛ زندگی ام، و اینکه ببینم چه کارهایی می توانستم انجام دهم که متفاوت باشند.

 

می توانید تصور کنید که این تفاوتها چه چیزهایی می توانسته اند باشند؟

نه. ایده بهتری دارم و آن اینکه ابتدا همه چیز را ببینم و آنگاه است که می توانم دقیقا بگویم در چه راستایی باید وارد می شدم.

 

شما با برخی از به یاد ماندنی ترین دیالوگ های سینمایی پیوند خورده اید. از اینکه در خیابان راه بروید و مردم به شما بگویند «داری با من حرف می زنی؟» [اشاره به جمله مشهور «راننده تاکسی»] آزرده خاطر نمی شوید؟

این اتفاق ندرتا رخ می دهد. زمانی هم که رخ می دهد شما می خندید. مردم یک خط از دیالوگ های شما را خطاب به خودتان می گویند و سعی می کنند که بامزه هم جلوه کنند، خب من هم می خندم. مشکلی نیست.

 

آیا بازیگری هنوز هم مثل روزهای ابتدایی برای شما هیجان انگیز است؟

متفاوت است اما هنوز هم سرشار از هیجان است. وقتی که پا به سن می گذارید دیدگاه متفاوتی نسبت به مسائل مشخص خواهید داشت. موارد مشخصی هستند که قبلا دغدغه ای جدی برایم بوده اند و حالا دیگر نیستند. کم کم متوجه می شوید که لازم نیست تمام انرژی خود را صرف کنید تا به آنچه می خواهید برسید. شما کمی استراحت و عقب نشینی می کنید و شاید هم واقعا با تلاشی کمتر به آنچه دنبالش هستید برسید.

 

چه چیزی شما را در طول شب بیدار نگه می دارد؟

[می خندد.] گاهی اوقات بچه هایم.

 

می دانم که اخیرا برای ششمین بار صاحب فرزند شده اید.[ هلن گریس که دسامبر پیش به دنیا آمد] آیا از عهده مقتضیات پدر بودن بر می آئید؟

آره. اما خوشبختانه کمک هایی هم دارم. انسانهای فوق العاده ای که در مورد بچه ها به من کمک می کنند.

 

به اندازه کافی برای خانواده تان زمان می گذارید؟

فکر می کنم که همینطور است. سعی می کنم تا آنجا که می توانم تعطیلات آخر هفته را در کنار خانواده باشم.

حالا که اوباما دوباره انتخاب شده، شب ها راحت تر می خوابید؟

بله.

 

اگر قرار باشد اوباما فقط یک کار را در طول چهار سال آتی با موفقیت به انجام برساند، آن کار چه باید باشد؟

او باید همان کاری را بکند که احساس می کند مجبور است آن را انجام دهد. مشخصا او دیگر نباید نگران این باشد که دوباره انتخاب شود؛ پس باید صرفا بر روی آن [دوره چهارساله دوم] تمرکز کند. هر کاری که او می کند در راستای تامین منافع مردم، آن هم در بهترین شکل ممکن، است چرا که او انسان خوبی ست و قلبش برای مردم می تپد.

 

تاکنون شده که حضوری با او ملاقات کنید؟

چند باری شده. او آدم خوبی است و این واقعیتی است که می توان درباره او گفت؛ چه او را ملاقات کنید یا نه.

 

شما هشت فیلم جدید در برنامه دارید. درباره چه چیزی هیجان زده هستید؟

بگذار ببینم. همراه با سیلوستر استالون در فیلم «مسابقه کینه» حضور دارم که درباره بوکسورهای پا به سن گذاشته ای است که برای آخرین مبارزه گرد هم می آیند؛ حدس می زنم که فیلمی کمدی از آب در آید. پیش از آن فیلم «مُتِل» را همراه با جان کیوزاک بازی کردم. و البته فیلمی با جان تراولتا به نام «فصل کشتار». همین حالا هم دارم روی فیلمی به نام «آخرین وگاس» کار می کنم که با مورگان فریمن، کوین کلاین و مایکل داگلاس همبازی هستم.

 

آیا از ادامه فعالیت هنری آن هم با این شدت راضی هستید یا برنامه هایی برای توقف فعالیت خود در نقطه ای مشخص خواهید داشت؟

یا عیسی مسیح! نمی دانم. شما مشاهده می کنید که بعضی از بازیگران می گویند که می خواهند بازنشسته شوند و دوباره دو سال بعد باز می گردند. من هیچگاه چنین چیزی نخواهم گفت چون… ممکن است که برای مدت زمانی نخواهم که در فیلمی بازی کنم و بعد دوباره صحبت از پروژه ای به میان آید که باز مرا به هیجان آورد.

 

پس تلاش در راستای تصمیم گرفتن برای آینده ثمری ندارد؟

آره، دقیقا.

سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۱
بازدیدها 1,832
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 14341
برچسب:

Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری