خانه » قصه و داستان » معرفی …

معرفی …

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد. بعد از مدتی که خوب تولستوی ...

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد
زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد.
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد،
تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد
و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم.
زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید؟
تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید !!


چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۱
بازدیدها 1,119
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 13593
برچسب:


Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری