خانه » گفتگو » کریم باقری: من صف نانوایی می‌رفتم الان بچه‌ها کامپیوتر دارند!

کریم باقری: من صف نانوایی می‌رفتم الان بچه‌ها کامپیوتر دارند!

کریم باقری که یکی از چهره‌های محبوب فوتبال ایران است، همیشه حرف‌های جالب زیادی برای گفتن دارد.   به گزارش ستاره ها؛ البته او سعی می‌کند تمام حرف‌هایش را یکجا نگوید و ...

کریم باقری که یکی از چهره‌های محبوب فوتبال ایران است، همیشه حرف‌های جالب زیادی برای گفتن دارد.

 

به گزارش ستاره ها؛ البته او سعی می‌کند تمام حرف‌هایش را یکجا نگوید و کم کم آن‌ها را خرج کند. باقری در گفت‌و‌گویی خودمانی بخشی از این حرف‌ها را می‌زند.

 

دوست داشتم قایقران را ببینم
وقتی از او می‌پرسیم که آیا به هر چیزی که در زندگی‌ات می‌خواستی رسیده‌ای، می‌گوید: «آدم قرار نیست به هر چیزی که دوست دارد برسد. من از سنین پایین فوتبال را شروع کردم. در آن‌موقع دوست داشتم احد شیخ‌لاری را از نزدیک ببینم. بعد با او هم‌بازی شدم و مربی‌ام بود. دوست داشتم سیروس قایقران را ببینم که با او هم دوست شدم، هم‌بازی بودیم و مربی‌ام شد. خودم تلاش کردم به خواسته‌هایی که دارم برسم. من قدیم‌ها که فوتبال می‌دیدم عاشق ماتئوس بودم. طرفدار دو‌آتیشه آلمان. بزرگ که شدم رفتم بوندس‌لیگا. ببین من فکرش را نمی‌کردم این اتفاق بیفتد. لطف خدا بود که شامل حال من شد. ولی فکر کنم یک حلقه گمشده در زندگی‌ام دارم و آن عنوان بهترین بازیکن آسیاست. من سال 97 باید این عنوان را می‌گرفتم که نشد دیگر.»

 

من صف نانوایی می‌رفتم الان بچه‌ها کامپیوتر دارند
این روزها گفته می‌شود انگیزه اغلب بازیکنان فوتبال پول است، اما کریم باقری آن قدیم‌ها با چه انگیزه‌ای وارد فوتبال شد؟ «اول از همه هرکس که نمی‌تواند فوتبالیست شود. همین‌طوری که نمی‌توانند دایی شوند یا مهندس. پدر و مادر هر چقدر هم فشار بیاورند واقعا نمی‌شود. بچه باید ذاتا فوتبالیست باشد. همین پسر من، 13 سال دارد. الان امکاناتی دوروبرش هست که به قول معروف خود من نداشتم. پدرم به من می‌گفت یا باید مدرسه بروی یا سرکار. خدا رحمت کند او را. من در آن زمان فوتبال را خیلی دوست داشتم. برادر بزرگ‌ترم بازی می‌کرد ولی شرایط برای من خوب نبود. باید کارهای خانه را می‌کردم، می‌رفتم دنبال خرید نان و هزار تا صف. ولی الان پسر من کامپیوتر دارد، دوستانش می‌آیند به خانه، او می‌رود به خانه آن‌ها. پلی‌استیشن دارد؛ یعنی می‌خواهم بگویم کلی امکانات در اختیارش است. زمان ما که نبود.»

 

شمشیر بالای سر پسرم نمی‌گذارم
کریم باقری دو پسر دارد. پسر بزرگ‌تر او نشان داده که می‌تواند بازیکن خوبی باشد. خود آقا کریم این موضوع را تایید می‌کند: «نشان داده که می‌تواند فوتبالیست خوبی شود. من خودم دوست دارم فوتبالیست بشود ولی بالای سرش شمشیر نمی‌گذارم. دوست داشت بازی می‌کند.» یعنی از خانواده تو یک کریم باقری دیگر هم متولد می‌شود؟ «قرار نیست هر کس پدرش بازیکن خوبی بوده، بازیکن بزرگی شود. همین کرایف مگر پسرش فوتبالیست بزرگی شد؟»

 

پروین آدم فرستاد دنبالم
ماجرای آمدن کریم باقری به پرسپولیس بسیار جالب است. ابتدا پروین به او پیغام فرستاد که به این تیم برود ولی باقری نرفت. خودش ماجرا را تعریف می‌کند: «من تیم‌ملی جوانان بودم که دو، سه نفر آمدند دنبال من که بیا برویم نمایشگاه ماشین علی پروین ولی من گفتم زود است که الان بروم پرسپولیس؛ یعنی همان موقع به دوستانم می‌گفتم که چون تازه از شهرستان آمده‌‌اید درجا نروید پرسپولیس. فکر کنم اولین پیشنهاد سال 71 یا 72 بود.» اما پروین از دست او ناراحت نشد؟ «خب، آخر من نمی‌دانستم که از طرف پروین است یا نه. ولی ناراحت نشد چون همان زمان مرا دعوت کرد تیم‌ملی که در جام اکو جلوی پاکستان بازی کردم. ولی جا دارد بگویم که من بهترین دورانم را در سه سالی که برای تیم کشاورز بازی کردم، پشت‌سر گذاشتم. بی‌نظیر بود. همان روز اول که رفتم، دیدم دارند به بازیکنان پاداش می‌دهند. دو تا اضافه آمد که یک بسته را هم دادند به من. فکر کنم 100 تومان داخلش بود.»

 

22 میلیون از پرسپولیس گرفتم
کریم باقری اولین قرارداد حرفه‌ای فوتبال ایران را بست. او با 22 میلیون تومان به پرسپولیس رفت. خودش تعریف می‌کند: «من در کشاورز بازی می‌کردم که عابدینی یک نفر را فرستاد دنبال من. سریع رفتم با سیروس حرف زدم که او گفت، ببین روی من حساب نکن که صفی‌‌زاده مدیر تیم بشنود ناراحت می‌شود. با صفی‌‌زاده عین پدر و پسر بودیم. این‌قدر به من محبت کرده بود که خجالت می‌کشیدم به او بگویم. وقتی شنید، شوکه شد. به من گفت 10 میلیون بده برو. ظرفیت من در کشاورز پر شده بود و باید تیمم را عوض می‌کردم. یک ساعت با عابدینی جلسه داشتم. ایشان گفت تصمیم آخرت چیست؟ چقدر می‌خواهی؟ منم گفتم 22 میلیون. او هم گفت ایرادی ندارد، بیا. فردایش رفتیم و قرارداد را امضا کردیم.»

 

فضای فوتبال خوب نیست
این که او به مربی‌گری علاقه دارد یا نه، معمای بزرگی است. وقتی از او می‌پرسیم که چرا دوست ندارد مربی باشد، می‌گوید: «این برمی‌گردد به خصوصیات اخلاقی من. از اول دوست داشتم دوروبرم خلوت باشد. جای شلوغ را دوست ندارم. مربی‌گری باید در ذات آدم باشد. ربطی به جنم و این‌جور چیزها هم ندارد.» بعضی‌ها می‌گویند آقا کریم توانایی‌اش را ندارد. ولی او سریعا سگرمه‌هایش در هم می‌رود: «مگر من وارد شده‌ام که آن بعضی‌ها این را فهمیده باشند؟ من 22 سال فوتبال بازی کردم و الان دوست دارم بیشتر به خانواده برسم و نبودن‌هایم را جبران کنم. از طرفی فضای ورزش ایران هم مطلوب نیست که بخواهم در آن کار کنم.»

پنج شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۱
بازدیدها 1,539
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 12359
برچسب:


Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری