خانه » گفتگو » «بلدم چقدر گاف بدهم»

«بلدم چقدر گاف بدهم»

سیروس مقدم که آخرین سریالش را هم به سرانجام رسانده، معتقد است خیلی از تابوها در «دیوار» شکسته شده است.   او به همراه سعید نعمت الله (نویسنده) و مهدی سلطانی (بازیگر) ...

سیروس مقدم که آخرین سریالش را هم به سرانجام رسانده، معتقد است خیلی از تابوها در «دیوار» شکسته شده است.

 

او به همراه سعید نعمت الله (نویسنده) و مهدی سلطانی (بازیگر) در نشستی با خبرنگاران سرویس تلویزیون ایسنا حاضر شد و شرایط تولید «دیوار» را تشریح و آن را با زمان ساخت «پلیس جوان»‌ مقایسه کرد.

 

کارگردان «دیوار» تاکید کرد که اگر زمانِ «پلیس جوان» بود، سریالی مثل «دیوار»، اساسا مجال پخش پیدا نمی‌کرد و در آرشیو سازمان صداوسیما گم می‌شد چرا که نوعی خودزنی محسوب می‌شود.

 

سعید نعمت‌الله هم به عنوان نویسنده «دیوار» با شرکت در نشست ایسنا، گاف‌های این سریال را قبول کرد و گفت:‌ من می‌دانم تا چه حد گاف بدهم که مردم فحش ندهند.

 

نعمت‌الله تاکید زیاد بر عملیات‌های پلیسی را هم جزو اساسنامه ناجا دانست و تاکید ‌کرد: ما عشق هلی‌کوپتر نبودیم یا عاشق آدم‌هایی با لباس‌های عجیب و غریب؛ بلکه بر اساس، ‌اساسنامه پلیس آگاهی، جایی که احتمال وجود مجرم باشد،‌ پلیس باید با بیشترین امکانات،‌ حاضر شود.

 

مهدی سلطانی هم بر این امر اصرار کرد که «جمیل» محصول شرایط است و اگر مخاطب با او همذات‌پنداری می‌کند به دلیل شرور بودن او نیست بلکه به دلیل واقعی بودن اوست و مخاطب برایش دعا می‌کند که از خلاف دست بردارد.

 

 

 

«دیوار» از یک خبر در صفحه حوادث شروع شد

 

 

سیروس مقدم، کارگردان سریال «دیوار» گفت: به نظر می‌رسد قصه خوب و شرایط ساخت قصه خوب، برای آدم‌هایی که می‌خواهند قصه خوب و موضوعات اجتماعی بسازند کمتر می شود ولی تا زمانی که شرایط ساختن کار خوب در تلویزیون وجود داشته باشد آدم باید مریض باشد که کار نکند. این به دلیل توقعی است که مردم از آدم دارند. توقع مردم این است که در ماه رمضان هم مقدم باید سریال بسازد ولی من می‌گویم آدم باید طرح و قصه و شرایط خوب داشته باشد. اگر بخواهیم درصدی حساب کنیم، 90 درصد این‌ها در «دیوار» فراهم بود، اگر نبود که اصلا نمی‌شد ساخت.

 

 

سعید نعمت‌الله هم درباره‌ی پیوستن به «دیوار» توضیح داد: من مدتی بود با مقدم کار نکرده بودم. وقتی مقدم من را برای کار پلیسی صدا کرد می‌دانستم مقدم من را خیلی خوب می‌شناسد و می‌داند چطور کار می‌کنم. قبلا هم ناجی هنر پیشنهاد سریال داده بود که قبول نکرده بودم. به همین دلیل من با یک بددلی وارد این کار شدم که هر لحظه در کارم دخالت کنند اما وقتی رفتم، به خاطر سابقه و جذبه‌ای که آقای مقدم داشت،‌هیچ کدام از آن‌ها به ما نخورد.

او طرح ابتدایی «دیوار» را هم مربوط به یک خبر حوادث دانست و گفت:‌ خبری را آقای مقدم خوانده بود، یک پرونده بود که از این پرونده خوشمان آمد. این خبر مربوط به صفحه حوادث بود. من هم دوست داشتم نشان دهم دو رفیق بودند که از 16 -17 سالگی با هم زندگی را شروع کرده بودند ولی الان به شرایط متفاوتی رسیده‌اند.

 

 

 

امنیتی که سیروس مقدم ایجاد کرد

 

 

 

 

 

نشست ایسنا با عوامل دیوار

 

 

 

 

نعمت‌الله در پاسخ به پرسشی درباره دستمایه تکراری «دیوار» هم توضیح داد: سینما و نمایش خیلی پیرتر از آن است که بتوان چیزهای جدیدتری در آن پیدا کرد، پرداخت قصه اهمیت دارد. نمی‌دانم این کار چطور پرداخت شد، ولی این کار، هر چه بود، همه توان من بود. اندازه استعداد من بود و حتما کسانی بودند که اگر این سوژه را به آن‌ها می‌دادی بهتر می‌نوشتند و حتما کسانی بودند که بدتر می‌نوشتند اما من به اندازه چیزی که بلد بودم و فهمیده بودم،‌ متن را نشوتم. اصولا کلیشه مورد علاقه من است. من در کار قبلی‌ام، «شیدایی»، همیشه علاقمند بودم یک فیلم هندی با رعایت تمام کلیشه‌های هندی بنویسم. فقط تلاش کردم از شلختگی پرهیز کنم یعنی از ابتدا تکلیفم روشن بود که می‌خواهم فیلم هندی بنویسم. این جا هم همین‌طور به تکلیفم روشن بود که می‌خواهم یک ملودرام اجتماعی خانوادگی بنویسم که پلیس هم در آن باشد نه یک کار پلیسی که ملودرام باشد و خانواده هم در آن باشد.

 

او اضافه کرد:‌ در فیلمنامه هم سیروس مقدم نظر می‌داد که همیشه نظراتش را می‌پذیرفتم. مهدی فرجی (مدیر شبکه یک) و رحمان سیفی آزاد (مدیر مجموعه‌های تلویزیونی شبکه یک) هم بودند که راهکارهایی می‌دادند که خیلی خوب بود. حسن بزرگ کار هم این بود که دخالتی در کارم نمی‌شد. من پیش خودم فکر می‌کردم مقدم جاده را صاف می‌کند و یواشکی به آن‌ها (اشاره به ناجی هنر) زنگ می‌زند که اگر چیزی دارید به من بگویید، به او (اشاره به نعمت الله) برمی‌خورد. ما همدیگر را کامل می‌شناسیم حتی وقتی جلسه‌ای با هم داریم کنار می‌نشیند که بتواند سیخونک بزند. به دلیل امنیتی که سیروس مقدم برایم ایجاد کرد توانستم آن چه را که فکر می‌کردم درست است بنویسم.

 

 

 

رفتن پورمحمدی، «‌گل به خودی» تلویزیون بود

 

 

نعمت‌الله ادامه داد: من یک تجربه خوب در «زیر هشت» داشتم که تنها آدمی که پای پخشش بوده مهدی فرجی بود. گفتم قبل از اینکه تلویزیون یک گل به خودی جدید بزند و یک مدیر لایقش را بردارد کاری با او انجام دهم. فرجی از آن آدم‌هایی نیست که سفارش بدهد ولی چون بالاسری‌ها اعتراض کنند، شروع کند به قلع و قمع کردن کار. من دو مدیر لایق دیدم، یکی پورمحمدی و یکی فرجی که به کارشان وارد هستند. گفتم تا گل به خودی جدید نزده کاری با او بکنم چون می‌دانستم پای این کار می‌ایستد که ایستاد.

 

او با اشاره به برکناری پورمحمدی از ریاست شبکه سوم سیما،‌ گفت:‌ به نظر من الان تلویزیون خیلی تنهاست.

 

 

«دیوار»، حاصل کار جمعی بود

 

 

 

 

 

نشست ایسنا با عوامل دیوار

 

 

 

 

در بخش دیگری از نشست ایسنا، شخصیت جمیل و کار گروهی در سریال «دیوار»، مورد بحث قرار گرفت؛ سیروس مقدم در این‌باره گفت:‌ وقتی یک کار گل می‌کند، سمت و سو در صحبت‌ها این طور می‌شود که مثلا فیلمنامه است که باعث شده این کار دیده شود یا به من که می‌رسند می‌گویند اگر کارگردانی نبود این کار دیده نمی‌شد، به مهدی سلطانی می‌رسند می‌گویند حضور و درخشش شماست که این کار را این طور کرده واقعا این جور نیست. در یک کار جمعی، اگر این عناصر، درست به هم وصل شوند و زبان همدیگر را نفهمند و به برداشت واحد نرسند، هیچ کدام دیده نمی‌شود، تجربه هم نشان داده، نمونه‌هایی هم بوده‌اند که متن خوبی داشته ولی کارگردانی آمده و کار را خراب کرده، برعکسش هم بوده.

 

کارگردان «دیوار» خاطرنشان کرد:‌ اگر در فیلمنامه نعمت‌الله یک کاراکتر جدید طراحی نمی‌شد و شناسنامه درستی از این کاراکتر به منِ کارگردان نمی‌داد، طبیعتا من به انتخاب سلطانی نمی‌رسیدم و سلطانی اگر با یک جمیل شلخته بدون هویت مواجه می‌شد، قطعا شناسنامه و هویت و شرف کاری خودش را نمی‌گذاشت که به این کار بیاید. سعید نعمت‌الله هم اگر می‌دانست متنی را می‌نویسند که قرار است در اجرا به نابودی کشیده شود، این اعتماد را نمی‌گذاشت که بارها و بارها وقت بگذارد و زحمت بکشد. آنچه که می‌بینیم جمیل، درخشش دارد به دلیل همین همخوانی و همفکری است. یعنی ما در دورخوانی‌ها، همین کار را می‌کردیم و قبل از اینکه استعداد همدیگر را محک بزنیم به یک درک واحد می‌رسیدیم.

 

 

او به توانایی مهدی سلطانی هم اشاره کرد و افزود:‌ 50 درصد نقش فیلمنامه است و 50 درصد آن توانایی‌های بازیگر است. وقتی بازیگری با سبیلش بازی دارد، این چیزی نبوده که من و حمید نعمت‌الله به او توصیه کرده باشم. او به این نتیجه رسیده که این کاراکتر یک تیک دارد. یا خورشیدِ خالکوبی شده کف دست پیشنهاد گریمور ماست. وقتی یک کار جمعی می‌شود دیگر شخصی در آن تعیین‌کننده نیست. اهمیت دارد، ولی به تنهایی تعیین‌کننده نمی‌شود. تمام این لحظات نتیجه این کار فکری جمعی است و من این شانس را داشتم که بازیگرانی در آن کار کردم که خلاقیت‌ها، تجربه و دانش بازیگری را که من فاقد آن هستم را به نقشش اضافه کند و باعث شود جمیل، جمیل شود.

 

 

جمیل، یک واقعیت است

 

مهدی سلطانی هم درباره جمیل توضیح داد: جمیل به اعتقاد من یک واقعیت است. او در دنیای درام به عنوان بدمن شناخته می‌شود ولی به عنوان مرد بد و شرور نمی‌توان از آن نام برد چون ذاتا انسان بدی نیست. انسانی در جامعه ماست که وجود دارد و اگر ما در اطرافیانمان بگردیم، تعدادشان را زیاد می‌توانیم ببینیم و چون واقعی نوشته شده و سعی شده واقعی باشد، تماشاگر با آن همذات‌پنداری می‌کند. به خاطر شرارت‌های جمیل نیست که مخاطب با او همذات‌پنداری می‌کند. اگر جمیل یک انسان شرور بود، مخاطب دوست داشت شکست بدی‌ها و شرارت‌ها را ببیند اما با جمیل همراه می‌شود و همدلی می‌کند. به خاطر این که احساس می‌کند جمیل می‌تواند انسان خوبی شود واقعیت‌های پیرامونش او را وامی‌دارد به سمتی برود که به زغم ما، مسیر قانونمند و خوبی نیست ولی برای او دعا می‌کنیم. می‌گوییم کاش جمیل این کار را نکند و راهش را عوض کند. همذات‌پنداری ما به واسطه واقعیت‌هایی است که در این شخصیت وجود دارد نه به خاطر شرارت‌هایش.

 

 

 

 

نشست ایسنا با عوامل دیوار

 

 

 

 

جمیل، قرار نبوده ‌مغز متفکر باشد

 

سعید نعمت‌الله،‌ نویسنده سریال «دیوار»‌ نیز در پاسخ به پرسشی درباره‌ی خلق یک خلافکار باهوش به نام جمیل گفت:‌ من اصولا جمیل را بیشتر قدرتمند می‌دانم تا باهوش؛ جمیل کسی بغل دستش است به نام نصرت که مغر متفکرش اوست. حتی اگر جمیل کلک می‌زند، ایده جمیل نبوده ایده نصرت بوده که می‌گوید پلیس سمت مرز می‌رود و ما باید خلاف پلیس برویم. جمیل بخش اجرایی قضیه است و ما همیشه می‌بینیم تا زمانی که نصرت با اوست او مغز متفکر است. جمیل قدرتمند است. یک دیوار سخت و سفت؛ بخش تفکری جمیل، بخش قدرتمندی نیست چون اگر بود، در روزی که تصادف کرد، با آن وضعیت دست و پا شکسته به یونس زنگ نمی‌زند که یک یک مساوی شدیم. جمیل پر از کینه است،‌ آدمی که کینه دارد، همه چیز، جای خودش را به کینه خواهد داد. اگر این طور استنباط شده،‌ آن هم به خاطر اشتباهی است که من داشتم. جمیل قرار نبوده، متفکر باشد. شاید ما باید فیلم را دقیق‌تر نگاه می‌کردیم یا من بهتر می‌نوشتم که نصرت مغز متفکر همه ماجراهاست. بنیان آن را نصرت از زندان می‌گذارد. تمام مدت کار، ما نصرت را می‌بینیم که مغز متفکر است.

 

 

 

 

 

 

جا کم داشتیم!

 

 

 

نعمت‌الله به مشکل کمبود قسمت‌های سریال هم اشاره کرد:‌ ما در این کار، مشکل تعداد داریم. اگر الان 13 قسمت شده، به خاطر فرجی و سیفی آزاد است ما باید این سریال را در هفت هشت قسمت تمام می‌کردیم. این کار 20 قسمت لازم داشت و ما جا کم داشتیم به همین دلیل من مجبور بودم بخش‌هایی را سریع‌تر جلو بردم و اگر تعداد قسمت‌ها، بیشتر می‌شد. طرح افسارگسیخته‌ای بود. یعنی طرحی بود که زورش زیاد بود و قصه می‌طلبید.

نعمت‌الله در پاسخ به گاف‌ها و نقاط ضعف «دیوار»‌ هم گفت:‌ هیچکس به اندازه من به نقاط ضعف و قوت کار واقف نیست. من و مقدم آدم‌های ذوق‌زده‌ای نیستیم و می‌دانیم که همیشه بهتر از این می‌توان کار کرد. بخش‌هایی که منطق قضیه ایراد دارد به من برمی‌گردد. من منتظر این نمی‌شوم که انتقاد یا تعریف شود من با خودمم صریحم و می‌دانم همیشه در کارها ضعف وجود دارد.

 

 

به ما که رسید وا رسید!

 

او با اشاره به فیلم‌های خارجی،‌ عنوان کرد: در «لئون» می‌بینیم ژان رنو زیرزمین را با نارنجک کن فیکون می‌کند و آخر سر یک خراش هم برنمی‌دارد و ما از او تعریف می‌کنیم اما وقتی به تولید داخل می‌رسد وا می‌رسد. یعنی ما باید توضیح دهیم که اولا کسی که بدلکار هم بود هیچ طورش نشد و سالم از ماشین بیرون آمد. مگر می‌شود عنصر غلو را از نمایش حذف کنیم. وقتی حذف کنیم که دیگر چیزی باقی نمی‌ماند. مرحوم خاچیکیان می‌گوید اگر سینما واقعیت بود من یک دوربین در خانه‌ام می‌گذاشتم و رفت و آمد مردم را ثبت می‌کردم مگر می‌شود عنصر غلو را حذف کرد.

 

 

 

بلدم چقدر گاف بدهم

 

 

این نویسنده تاکید کرد:‌ ما وقت کم داشتیم و باید می‌دیدیم چه چیزی به چه چیزی می‌ارزد. من بلدم که چقدر گاف بدهم. این تجربه را پیدا کرده‌ام که میزان گاف دادنم تا کجا باشد که خیلی فحش نخورم هر چند که خیلی اشکال ندارد که فحش بخورم. مردم به دو قسمت تقسیم می‌شوند، بخشی که کار را دوست داشتند باید تشکر کرد از آن‌ها و بخشی که کار را دوست نداشتند که باید از آن‌ها معذرت‌خواهی کرد که نتوانستیم سلیقه‌شان را تامین کنیم. به دلیل این که مردم هستند که در همه چیز حق دارند. من به اندازه همه کسانی که دوست داشتند یا نداشتند مدیون هستم چون من با پول نفت این مملکت فیلمنامه‌ای نوشتم که باید همه راضی باشند ولی ممکن نبود.

نعمت‌الله تاکید کرد:‌ ما گروهی هستیم که تکلیفمان روشن است و تمام نقاطض شعف و قوت خودمان را می‌شناسیم. اگر نقاط ضعفمان را برطرف نمی‌کنیم به این دلیل است که توانایی‌اش را نداریم. این خیلی مهم است چون گروهمان، خیلی گروهی بی‌ادعایی است. مثل مهدی سلطانی لوس‌بازی‌های رایج بازیگران و منم‌منم‌های آن‌ها را ندارد. یا سیروس مقدم آدم ندارد اگر می‌خواهد از این طرف صحنه به آن طرف صحنه برود باید صندلی اش را با خودش جابه‌جا کند.

 

 

عشق هلی‌کوپتر نیستیم!

 

 

 

 

نشست ایسنا با عوامل دیوار

 

 

 

 

نعمت‌الله در پاسخ به این پرسش که به نظر می‌رسد در بخشی از عملیات‌های پلیسی سریال،‌ قصد بر این بوده که پلیس حضوری پررنگ داشته باشد،‌ گفت: پلیس یک اساسنامه دارد که اگر قرار است جایی حاضر شود و یک درصد احتمال حضور مجرم باشد باید با همه امکانات حاضر شود. من درباره پلیس آگاهی صحبت می‌کنم که می‌گوید اگر شما شک دارید آدمی که دنبالش هستید جایی است، باید با همه نیرو به آنجا بروید و اگر او را نگرفتید دلیلش کمبود امکانات نباشد. ما کارشناس نظامی داشتیم. بعد هم کدام کارگردان دوست دارد سکانس هلی‌کوپتری را بگیرد که هفت ساعت وقتش را بگیرد؟ پلیس می‌گوید وقتی کار ما را انجام می‌دهی باید اساسنامه ما را رعایت کنی. ما عشق هلی‌کوپتر نیستیم. بلکه اساسنامه پلیس است که اگر جایی می‌رود باید با همه امکاناتش برود.

 

 

سیروس مقدم هم در ادامه این بحث،‌ خاطرنشان کرد:‌ این تنها کاری در طول چندین سال است که یک کارشناس درجه یک به نمایندگی از یک هیات مجرب، که همه درجات مهمی دارند کنار من باشد. کارشناس نظامی ما اولین آفیشی می‌آمد و آخرین آفیش می‌رفت. این امر دو دلیل داشته. یکی اینکه من اصرار داشتم که ایده‌ای دارم که بخشی‌اش در تخصص من نیست، جزییات، مرام‌نامه و نظام‌نامه پلیس را نمی‌شناسم، این طبیعی است. من حتی سربازی هم نرفته‌ام. معافی گرفتم. طبیعی است از یک سلام دادن عادی تا تفاوت درجه سروان با سرگرد را نمی‌دانم. پس وجود یک کارشناس و تیم مجرب، تمایل قلبی من بود، تا گافی نداشته باشم و دوم به دلیل حساسیت موضوع بود. چون ما برای اولین بار داشتیم لباس مقدس پلیس را تن تعدادی خلافکار می‌کردیم. تابوهایی بود که برای اولین بار شکسته می‌شد. خود ناجی هنر وسواس داشت و شبکه اصرار داشت هم صحنه‌ها،‌ کارشناسی گرفته شود. این مشاوره همه جا بود، حتی جاهایی که پلیس ما با پسرش صحبت می‌کند.

 

او ادامه داد: ‌این باعث می‌شد خیالمان راحت باشد. در بخش تخصصی هنری کار یک بار هم دخالت نکردند. طبیعی است که من بخواهم صحنه‌ای از یک طویله بگیرم که ممکن است جمیل آنجا باشد، کارشناس ما می‌گوید باید با همه امکانات برویم. من نباید این را می‌گفتم ولی بخش عمده‌ای از صحنه‌ها هلی‌کوپتر مال ما نبوده، بلکه هلی‌کوپتر نیروی انتظامی برای کارهای پلیسی خودش آنجا بوده و ما هم پلان گرفتیم. ربطی هم به قصه ما نداشت. پس باید بگوییم هلی‌کوپتر پلیس در آسمان چه کار می‌کند؟

 

 

اگر زمان «پلیس جوان»‌ بود، «دیوار» ساخته نمی‌شد

 

 

سیروس مقدم که تجربه‌ی ساخت «پلیس جوان»‌ را هم دارد،‌ درباره‌ی تفاوت شرایط ساخت سریال پلیسی، گفت:‌ فضا خیلی نسبت به «پلیس جوان» بهتر شده؛ ‌اگر شرایط «دیوار»، شرایطی بود که 13 سال پیش، «پلیس جوان» را کار کردیم، اصلا سریال «دیوار» ساخته نمی‌شد. الان شرایط مساعدتر شده. در پلیس جوان وقتی نیلوفر قصه ما دچار بیماری ایدز می‌شود، ما حتی اجازه نداشتیم اسم آن بیماری را در سریالمان بیاوریم. «اسمش را نبر» گذاشته بودیم. همه جا را دوبله کرده بودیم و ایدز می‌شد بیماری خاص ولی الان در «دیوار» به راحتی خیلی چیزها مطرح می‌شود و حتی منتظرالمهدی رییس ناجی هنر گفت واقعا خودزنی کرده و مسایلی را مطرح کرده. آیا پلیس می‌خواهد خودش را تضعیف کند؟ نه، این حداقل چیزی است که باید در جامعه باشد. پلیس این کار را می‌کند که وجه آموزش به نفع خودش است و چقدر از جرایم کم می‌شود. پلیس می‌داند به نفعش خواهد بود و اعتماد مردم را نسبت به پلیس بیشتر می‌کند. اعتماد از همین سریال‌ها و کارهای فرهنگی شروع می‌شود.

 

***

 

در ادامه نشست عوامل سریال «دیوار» با خبرنگاران سرویس تلویزیون ایسنا، سیروس مقدم کارگردان با اشاره به اینکه زمانی آگاهی رفتیم 15 نفر از این افراد پلیس‌نما را گرفته بودند، درباره‌ی ویژگی شخصیتی آنها گفت: این افراد آن قدر منجسم هستند که در زمان اعتراف می‌گفتند که از سه سالگی آموزش می‌دیدند و کلاس داشتند. به گونه‌ای که در جهت خلاف استعدادیابی می‌کنند که مثلا کدام یک از آن‌ها استعدادشان در این زمینه‌ها بهتر است. کسانی که مامورنما می‌شوند افراد باتجربه‌ای هستند.

 

نعمت‌الله: آدم تخیل‌سازی نیستم

 

نعمت‌الله در ادامه در تکمیل صحبت‌های مقدم افزود: همین افراد (خلافکاران) جزو طوایفی هستند که بر سه زبان مسلط هستند و می‌توانند بگویند که ما مثلا ترک هستیم، ولی ما آموزشی برای شناخت این افراد به شهروندان ندادیم. در «پلیس جوان» چیزی در این خصوص ندیدیم؛ 15 سال پیش که آقای مقدم آمد، پلیس جوانی ساخت که در آنجا نتوانست همین حرف‌ها را بزند. آموزشی صورت نگرفت، پلیس کارش این است که امنیت روانی ایجاد کند و راهکار ایجاد کند. هر کسی با اسم پلیس جلوی تو را گرفت بتوانید مدرکی از او پیدا کنی که متوجه شوی پلیس است، متاسفانه با لباس پلیس که منبع آرامش است، مردم را تلکه می‌کنند و راهکاری هم وجود ندارد، من هم آدم تخیل‌سازی نیستم که راهکاری تخیلی در این سریال نشان دهم. اگر احتمالا مردم این کار را نپسندیدند، آن‌ها درجه یک‌اند و من درجه سوم؛ خب اگر درجه سوم برای درجه‌ی اول بنویسد، نمی‌پسندند.

 

 

مقدم هم گفت: همسو با آدم‌هایی که در جهت خلاف آموزش می‌بینند، مردم هم باید آموزش ببینند باید این جهان‌بینی وجود داشته باشد که یک فرد این حق شهروندی و این اجازه را دارد که برای شناخت کسی که مامور نماست با پلیس 110 تماس بگیرد و بپرسد آیا این ماموری که جلوی اوست را پلیس فرستاده‌ یا نه و چک کند. ولی الان این شهروند آموزش ندیده و به سرعت کیفش و مدارکش را در اختیار آن خلافکار می‌گذارد و آن خلافکار هم با اسلحه اسباب‌بازی و لباسی که 250 تومان از گمرک حسن‌آباد گرفته است کار خود را به راحتی انجام می‌دهد.

 

 

جمیل دیواری بود که آجرهایش را جامعه فراهم کرده بود

 

 

 

 

 

 

نشست ایسنا با عوامل دیوار

 

 

 

 

 

 

سلطانی بازیگر نقش جمیل در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا جمیل واقعا دیوار بود یا نه؟ پاسخ داد: بله؛ جمیل دیوار بود اما آجرها و ملات آن را جامعه فراهم کرده بود. واقعیت‌های فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی که جمیل در آن رشد کرده بود، آجرهایی هستند در دست جمیل.

 

مقدم هم تاکید کرد: بلد نیستم موضوعاتی را کار کنم که ریشه اصلی آن در جامعه خودم نباشد

 

کارگردان «دیوار» در ادامه درباره‌ی شخصیت‌پردازی و کاراکترهای سریال «دیوار» توضیح داد: شخصیت‌پردازی وقتی موفق است که تقابل بین سه عنصر اصلی در یک سریال برقرار شود، نویسنده ابتدا، با شخصیت‌پردازی و چیدمان خودش شخصیتی را در تئوری خلق می‌کند، سپس بازیگر می‌آید و بنا بر شرایط و محدودیت‌هایی که نویسنده دارد، خلاءها را با موافقت نویسنده پر می‌کند، کارگردان هم آنچه که محصول این دو است را بُلد می‌کند و ارزش می‌دهد، در نتیجه نباید از نویسنده فقط بخواهیم این مسؤولیت را بر عهده بگیرد اگر اینگونه می‌شد که باید هزاران هفته فیلمنامه‌ تحویل می‌داد. اما در رمان اینگونه نیست جزییات شخصیت را عین چیزی که در نظر دارند می‌نویسند و خواننده با آن‌ها تصویرسازی می‌کنند. در درام اینگونه نیست؛ بازیگر، کارگردان و عوامل دیگر هستند حالا عواملی بیشتر هم می‌توان نام برد. مثل تدوینگر و صداگذار؛ همه‌ی این‌ها کمک می‌کنند تا به یک شخصیت نمادین، برسند و همه اینها دست به دست هم می‌دهند که شخصیت باورپذیر و قابل ارتباط با مردم و تاثیرگذار باشد.

 

او افزود: می‌شود جذاب بود و تاثیرگذار نبود. اما کار هنرمند این است که آن چیزی که تولید می‌کند اولا با مردم ارتباط برقرار کند، دوما جذابیت‌های زیبایی‌شناسی هنر را داشته باشد و سوم تاثیرگذار باشد. اگر به این درجه برسیم ما کارمان را به عنوان یک هنرمند درست انجام داده‌ایم.

 

این کارگردان با بیان اینکه بلد نیستم موضوعاتی را کار کنم که ریشه اصلی آن در جامعه خودم نباشد، اظهار کرد: حتی اگر بخواهم سوژه تخیلی کار کنم آن را نزدیک می‌کنم به چیزی که برگرفته از تخیلات مردم سرزمین خودم باشد.

 

 

 

پلیس جوان با کله زمین خورد

 

مقدم در پاسخ به این پرسش که آیا لازم نبود تایم سریال کمتر و میزان قسمت‌ها بیشتر باشد؟ گفت: این بلا را زمان پخش پلیس جوان سر من آوردند و دیگر این اشتباه را تکرار نمی‌کنم، پلیس جوان یک سریال 26 قسمتی بود که قرار بود در 26 قسمت 50 دقیقه‌ای پخش شود و شروع و پایان اپیزودها معلوم بود، دوستان آن موقع به دلیل اینکه پلیس جوان گل کرد و آن موقع گرفت به این نتیجه رسیدند که آن را تبدیل کنند به 33 قسمت تا بتوانند باکس آگهی بیشتری برای تلویزیون بگیرند،‌ تایم اپیزودها را پایین آوردند بدون اینکه من دخالتی داشته باشم و باعث شد تعلیق‌ها از بین بروند سریال کشدار به نظر برسد و هیجان کار کاسته شود و از این نظر پلیس جوان با کله زمین خورد؛ آنتن پر شد آگهی گرفته شد ولی سریال به لحاظ چارچوب‌ها و استاندارد پخش نابود شد و من دیگر این اشتباه را تکرار نکردم و نمی‌کنم. قصه باید به جایی برسد که یک پایان سوال‌برانگیز و کنش سر هر قسمت داشته باشد که شما را وادار کند شب بعد هم این سریال را ببینید حالا ممکن است 45 دقیقه باشد یا 52 دقیقه. ولی به صرف اینکه تعداد قسمت‌ها را بیشتر کنیم به نظر من این تاثیری که الان می‌گذاشت را آن موقع هرگز نمی‌گذاشت.

 

کارگردان دیوار اظهار کرد: واقعا قسمت آخر 67 دقیقه بود اما نفهمیدم چگونه تمام شد، انگار در 10 الی 15 دقیقه قصه تمام شد.

او گفت: هم شبکه و هم ناجی هنر مساعدت کردند که مجموعه «دیوار» پایان کلیشه‌یی نداشته باشد.

 

 

 

مهدی سلطانی: مقدم از وقتش به نحو احسن استفاده می‌کند

 

 

 

 

 

نشست ایسنا با عوامل دیوار

 

 

 

 

 

سلطانی در پاسخ به این پرسش که آیا فشردگی کار و اتفاقات روی شما تاثیر گذاشت یا نه؟ گفت: آقای مقدم از وقتشان به نحو احسن استفاده می‌کند. من در پروژه‌هایی بودم که هشت الی 12 ساعت حضور داشتم ولی استفاده بهینه‌ای از حضور من نشده است و احساس خستگی می‌کردم، اما در کاری که با آقای مقدم داشتم. تعداد ساعت‌هایی که فعال بودم بیشتر بود. اما به واسطه اینکه اول احساس می‌کردم استثمار نمی‌شوم و بیگاری از من کشیده نمی‌شود و نتیجه‌ خوبی از من گرفته می‌شود و دیگر اینکه آقای مقدم به واسطه اخلاقی که دارند پشت صحنه‌های خوبی دارند و همین باعث می‌شود آدم از این جهت احساس خستگی نکند و کار را متعلق به خودش بداند و با دل و جان کار کند، حضورم در این سریال در کل تاثیر منفی بر من نگذاشته و هر چه بوده است تاثیر مثبت است.

 

این بازیگر سپس گفت: بخش اعظم کارگردانی آقای مقدم ممکن است جلوی دوربین نباشد اما ایشان روی کارها،‌ روی دکوپاژ فکر می‌کنند، بخش اعظم کار او شاید قبل از شروع فیلمبرداری صورت گیرد. وقتی‌ آفیش‌ ما تمام می‌شود کار ایشان تازه شروع می‌شود به دکوپاژها فکر می‌کنند و وقتی سر صحنه می‌آیند با دست پر می‌آیند، اما بعضی از کارگردانان می‌خواهند همان جا تازه فیلمنامه را برای بار دوم بخوانند و دکوپاژ را در صحنه انجام دهند، البته روش غلطی نیست ولی منظورم تنبل بودن کارگردانان است نه روش آن‌ها. بخش اعظم فعالیت آقای مقدم خارج از صحنه فیلمبرداری است.

مقدم هم در ادامه صحبت‌های سلطانی اظهار کرد: اگر شرایط کار برای من و تیم از خودگذشته و با انگیزه‌ام فراهم نشود، همه ما باز دچار این بطالت و خستگی می‌شویم. نیاز است که تهیه‌کننده خوب و تیم تولید فعال وجود داشته باشد؛ به ویژه در دیوار که ما 58 لوکیشن داشت و به شدت تولید سختی داشت و نیاز به برنامه‌ریزی داشت که آقای نیک‌نژاد این کار را به خوبی انجام دادند.

 

کارگردان «دیوار» در نشست ایسنا گفت: ما شاید به جز یکی دو روز واقعا بیشتر از 12 ساعت کار نکردیم ولی چرا این 12 ساعت 18 ساعت به نظر می‌رسد و شایعه شده است به خاطر این است که پِرتی در آن وجود ندارد و بدون حاشیه پرکار کار می‌کنیم.

 

 

وضعیت پخش «دیوار»

 

سیروس مقدم گفت: پخش برای ما که خیلی خوب بود اما دو یا سه شب ساعت پخش ما همزمان با سخنان رهبری بود و این جزو وظایف شبکه یک است که بیانات را پخش کند که در مراحلی که خیلی فشرده کار می‌کردیم به نفع ما هم شد. موسیقی، صداگذاری و میکس بادقت انجام شد؛ مثلا صداگذاری برای اولین بار است که با استاندارد صداگذاری سینمایی همخوان است، یعنی اگر تلویزیون ما سیستم استریو بود شما بیشتر متوجه می‌شدید که صدا چقدر نقش تعیین کننده در این سریال داشته و وقفه در پخش فرصت خوبی بود که ما با آرامش بیشتری بتوانیم قسمت‌ها را آماده کنیم و در آخرین دقایق کار سرسری نشود و یک فرصتی هم بود برای کسانی که دیرتر به خانه می‌رسیدند بتوانند سریال را ببینند.

 

 

هیچ قضاوتی درباره جمیل نمی‌کنم

 

در این نشست مهدی سلطانی در پاسخ به این که آیا از سرنوشت جمیل راضی بوده است؟ گفت: وقتی که کاراکتر را بازی می‌کنم به مثبت یا منفی بودنش فکر نمی‌کنم و هیچ قضاوتی نمی‌کنم،‌ سعی می‌کنم به جهان‌بینی بروم و آن را کشف کنم و بگویم من اگر در این شرایط بودم چه کاری انجام می‌دادم. اگر هر کدام از ما شرایط فرهنگ،‌ خاطرات، پیشینه‌ جمیل را تجربه می‌کردیم و ژنتیک او را داشتیم، قطعا دست به همان کاری می‌زدیم که او زده است.

این بازیگر به ایسنا گفت: جمیل از جامعه طرد شد، جمیل زندان برایش ندامتگاه نبود از همه طرد شد و چیزی نداشت که از دست دهد و دیگر انگیزه‌ای برای زنده بودن نداشت. روش جاذبه ایجاد کردن را بلد نبود با اینکه از مرگ هم می‌ترسید ولی چون چیزی برای از دست دادن نداشت تن به مرگ داد. حالا سوالی پیش می‌آید که چرا 15 سال زندان نتوانسته او را تنبیه کند به شرطی که شرایط بعد از زندان فراهم باشد،‌ جامعه اگر نتواند شرایط بعد از زندان را برای زندانی فراهم کند نباید از زندانی توقع داشته باشی که راه درستی را برود. شرایط مهیا چیست؟ این است که جامعه اول باید یک احترامی برای زندانی بگذارد اگر از خانواده و جامعه کنده می‌شود به خاطر این است که جامعه دیگر به او اعتماد ندارد. جمیل هم با چنین شخصیتی و درگیر شدن با واقعیت‌های پیرامونش راهی را می‌رود که از مرگ ابایی ندارد.

 

 

«دیوار» را از نزدیک با چشم خودم دیدم

 

 

 

 

سیروس مقدم در نشست ایسنا

 

 

 

 

در نشست ایسنا سیروس مقدم احساس شخصی‌اش نسبت به دیوار را اینگونه بیان کرد: دیوار چیزی است که از نزدیک با چشم خودم دیدم، مدت‌ها کنارش زندگی کردم. دیوار کار تحقیق نشده‌ای که فقط به صرف پخش ساخته شود، نبود. من نیاز به تحقیق و پژوهش و صحبت و مصاحبه با آدم‌های مختلف پیدا کردم. وقتی رفتم آگاهی پایان نامه‌ی چند تن از سرهنگ‌ها را خواندیم اتفاقا تحقیقاتشان هم درباره موضوع دیوار بود. یکی از پایان‌نامه‌ها مربوط به 20 سال پیش بود معلوم بود خیلی حاد است، آمار و ارقام نشان می‌داد که مساله حاد بوده است. ما در ادامه تحقیقاتمان وظیفه داشتیم با آدم‌های مسؤول و درگیر این پرونده‌ها صحبت کنیم ما به اداره آگاهی تهران بزرگ وصل شدیم با دوستانی آشنا شدیم که مسؤول این پرونده‌ها بودند و دوستانی که درگیر مسقتیم این پرونده‌ها بودند و دستگیری همان 15 نفر از خلافکاران به دست این دوستان بود.

 

او ادامه داد: چیزی را که من دیدم و جالب بود این است که پلیس‌های آگاهی با همه‌ی گمنامی و ناشناختگی، به شدت آدم‌های زحمت‌کش، سخت‌کوشی هستند. خاطراتی این دوستان برای ما گفتند از تهدید شدن‌ هایشان و اینکه چه رشوه‌هایی به آن‌ها پیشنهاد شده است اما آنان چشمان را روی این خلاف‌ها نپوشانده‌اند و شرافتمندانه رشوه ها را رد کرده‌اند. از طرفی به شدت با آدم‌های خطرناک شرور و عجیب و غریب سر و کار دارند و مسؤولیت سنگینی دارند ولی وقتی پای درد دل این دوستان نشستیم احساس کردم کم‌لطفی به آن‌ها می‌شود. آن‌ها با کمترین دستمزد بیشترین مسؤولیت‌ها و ماموریت‌ها را دارند و سالم‌ترین و باشرف‌ترین افرادی بودند که من دیدم و از طرف دیگر حتی یکی از آن‌ها تعریف می‌کرد زمانی که می‌خواست به پای یکی از خلافکاران تیر بزند چقدر عذاب کشید.

 

کارگردان دیوار از مسوولان شبکه اول تشکر کرد و گفت: واقعا اگر این سریال ساخته می‌شد ولی شبکه‌ای جدی پای کار نبود که آن را پخش کند به بایگانی می‌رفت و آرشیو می‌شد و هیچ وقت دیواری دیده نمی‌شد.

 

مهدی سلطانی هم در پایان گفت: اگر دوست‌ داشتن را از آدم‌ها دریغ کنیم همه‌ی انسان‌ها تبدیل به بدترین می‌شوند و اگر دریغ نکنیم بدترین آدم‌ها تبدیل به بهترین انسان‌ها می‌شوند، این چیزی بود که در این سریال برایم یادآوری شد.

چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱
بازدیدها 804
دیدگاه ها . نظر
کد خبر 12208
برچسب:

Comments are closed.


عضویت در خبرنامهء خبر شهری